
سفــر هـرساله مقامات سياسي كــشـورمـــان به اجلاس سالانه مجمع عمومي سازمان ملل متحد در نيويورك كه از سپتامبر تا دسامبر يا ژانويه تشكيل ميشود يكي از مهمترين و حاشيهسازترين اتفاقات در آوردگاه ديپلماسي كشورمان است.
همين اهميت و اعتبار اجلاس سالانه باعث شده است كه در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بارها روساي جمهور كشورمان شخصاً براي پيشبرد منافع جمهوري اسلامي ايران از اين فرصت بينالمللي استفاده كنند و سفر امروز رئيسجمهور كشوررمان براي شركت در مجمع عمومي سازمان ملل هم طبق همين رسم معروف و عرف ديپلماتيك صورت ميگيرد.
اما سفرهاي دوسال اخير مسئولان كشورمان به اين نشست با سالهاي گذشته تفاوتهاي بسياري دارد. يكي از تفاوتها را ميشود اينطور بيان كرد كه جرياني سياسي با تحميل خواستههاي حزبي خود به دولتمردان در آستانه سفر به نيويورك تلاش ميكند تا اهداف اوليه و اصلي سفر را دستخوش حواشي بسياري قرار داده و مطالبات بالادستي پدرخواندههاي خود را پيادهسازي نمايد.
به عنوان نمونه آنچه سفر سال گذشته دكتر روحاني به نيويورك را با سفرهاي روساي جمهوري ادوار گذشته متفاوت نموده بود، بحث «مذاكره دولتمردان كشورمان با مقامات سياسي امريكا» بود آن هم در شرايطي كه رهبري تاكتيك «نرمش قهرمانانه» را بيان فرموده و جرياني خاص در داخل سعي داشته هماهنگ با غرب اين كليدواژه را تحريف و مذاكرات حضوري را لازمه پيشرفت مذاكرات هستهاي عنوان نمايند.
اين جريان خاص كه از ابتداي شكلگيري دولت يازدهم در پي تحميل خواستهها و نيازهاي تشكلي و صنفي خود به رئيس دولت، آن هم در حوزههاي مختلف سياسي، اقتصادي و فرهنگي برآمده بود در آن ايام-شهريورماه سال 92 - درآستانه سفر دكتر روحاني تمام تمركز رسانهاي و جرياني خود را برآن گذاشت تا اولاً از سفر روحاني به نيويورك دستاوردهاي غيرواقعي براي جامعه جلوهسازي كند و ثانياً اين اصل غيرحقيقي را براي افكارعمومي داخلي نهادينه كند كه مذاكره با امريكا حلال تمام مشكلات داخلي وخارجي كشورمان است و بايد هر چه زودتر در دستور كار رسمي دولتمردان قرار بگيرد.
طي روزهاي اخيري هم كه به سفر تيم ديپلماتيك ايراني نزديك ميشويم همين طيف تلاش ميكند تا در قالبهاي مختلف مطالبه حزبي خود مبني بر ديدار چهره به چهره روساي جمهور ايران و ايالات متحده امريكا را يك خواسته عمومي و كلان نشان داده و از سوي ديگر مطرح نمايد كه تيم ديپلماسي كشورمان در مذاكرات هستهاي بايد با استقلال كاري بيشتري ظاهر شده و ماراتن هستهاي را خاتمه بخشد. اين در حالي است كه مذاكرات پيرامون مسئله هستهاي كشورمان به بن بستي سياسي رسيده و دچار مرگي تدريجي شده است.
«كليد توافق نهايي در نيويورك؟»، «كارتهاي بازي ما در نيويورك»، «نيويورك ايستگاه آخر نيست »، «فرمول شش وجهي نيويورك »، «نيويورك در آستانه نشست بزرگ» و «فرصت تريبون نيويورك» بخشي از دهها مطلب هدفمند و جهتداري است كه روزنامههاي زنجيرهاي با همين محور چاپ كردهاند كه در يكي از آنها ميخوانيم: «كشورها براساس اولويت منافع ملي، به بحث و گفتوگوي دوجانبه ميپردازند... ما سال گذشته برخلاف هشتسال پيش از آن، از اين فرصت استفاده كرديم.»
شگرد دوم خرداديها؛ تغيير مطالبات جامعه قبل از پرداختن به چرايي رويكرد كنوني طيف تجديدنظرطلب در قبال سفرهاي دولتمردان به اجلاس سازمان ملل بايد گفت شگرد كنوني اين جريان موضوع تازهاي نيست، آنگونه كه در بررسي ساده ميتوان دريافت كه اين جماعت بارها مطالبات مورد نظر خود را آرام آرام به خواستههاي جامعه پيوند داده و از اين پيوستگي و اتصال اهداف راهبردي پدرخواندههاي خود را دنبال كنند.
تظاهر به وصلت و خويشاوندي خواستههاي اين طيف با آنچه خواستههاي عمومي مردم نامگذاري ميشود در طول سالهاي گذشته كم اتفاق نيفتاده و كم نبوده كه ملاحظه كنيم اين دسته براي رسيدن به مقاصد سياسي- اجتماعي خود، حقوق اوليه مردم را ناديده بگيرند و تنها در شعار به تفكر «مردمخواهي» پايبند بمانند. پيوند دادن مطالبات گروهي با خواستههاي عمومي نه تنها «بازگشت به حاكميت»، «كسب قدرت فراگير» و «دستيابي به مشروعيت سياسي- اجتماعي» را براي هواخواهان ليبرالسيم در داخل به همراه دارد، بلكه ميتواند قدرت چانهزني آنها را در مقابل نظام رسمي حاكميت و نهادهاي منسوب به آن هم افزايش داده و راه را براي پيشبرد اهدافي كه دقيقاً متعارض با اهداف حاكميت است، باز كند.
تمركز هدفمند رفرميسم داخلي، روي گزارههايي نظير «توسعه سياسي»، «آزادي بيان و انديشه» و «تنشزدايي در روابط بينالملل» در مقطع زماني 76 تا 84، نه تنها هيچ يك از دغدغههاي اصلي جامعه را مرتفع نكرد بلكه منجر به آن شد كه كشور در عرصه داخلي و بينالملل دچار بحرانهاي عديدهاي شود و رشد مشكلات داخلي هم شكل فزايندهاي به خود بگيرد.
اهداف تجديدنظرطلبان اهداف مشخص تجديدنظرطلبان از فشار به دولتمردان براي خواستههاي جناحي خود در آستانه نشست سالانه سازمان ملل را ميتوان در اين موارد خلاصه كرد:
1- به باور نظريهپردازان اصلاحات، ديدار دو رئيسجمهور و تبديل كردن به يك رويه رفتاري در طول سالهاي بعد ميتواند نهايتا به «تطهير چهره امريكاييها» و «ترميم شخصيت كارگزاران نظام سلطه» شود، برهمين اساس بايد به مصافحه روحاني و اوباما و ادامه ديدارهاي دوجانبه هيئتهاي ايراني و امريكايي تأكيد پردامنه داشته باشند.
2- «مخدوشكردن الگوي مقاومت در مقابل غرب» يكي از اهدافي است كه جريان دوم خردادي سالهاست به دنبال آن بوده، آنگونه كه اين جماعت ماهها قبل از برگزاري انتخابات يازدهم رياست جمهوري اين را به افكار عمومي منتقل ميكرد كه تنها عامل مشكلات معيشتي و اقتصادي مردم ديپلماسي تهاجمي و فعالانه ايران در بحث هستهاي است كه در صورت تغيير در اين رويه رفتاري، گشايش فراواني در زندگي آنها اتفاق خواهد افتاد.
اين جريان در شرايط فعلي هم با بهرهگيري از اتفاقات بحث برانگيزي نظير «ديدار چهره به چهره دو رئيسجمهور ايران و امريكا» و همچنين «استمرار مذاكرات دو طرفه با نمايندگان نظام سلطه» تلاش دارد به جامعه اين را تلقين نمايد كه تحقق اين موارد ميتواند پوششي مناسب براي كاهش تحريمها و ترميم چهره بينالمللي ايرانيان به شمار آيد و اين يعني شكستن هيبت نماد مقاومت در مقابل امريكا.
3- تغيير اصول و مباني سياست خارجه جمهوري اسلامي ايران هم يكي ديگر از اهداف است، به صورتي كه مهمترين مولفه اين سياست خارجه كه همان مبارزه با استكبار و مقاومت بر سر اصول است جاي خود را به سازش، تسليم و روابط عادي دو طرفه داده و ديگر در سياست خارجه كشورمان نتوانيم جايي از مبارزه و مواجهه با قدرتهاي استعمار گر بيابيم.
4- «فشار به حاكميت اسلامي از دالان افكار عمومي» هم در اين طرح مورد توجه قرار گرفته است. با اين توضيح كه، رهبران تئوريك اين جريان به خوبي ميدانند كه «تغيير نگرش مردم تغيير گفتمان و قواعد رفتاري در كارگزاران نظام را در پي دارد»؛ بنابراين بايد تلاش شود تا مردم جامعه در حوزههاي مختلف از جمله نوع مواجهه با نظام سلطه دچار تغيير نگاه شده و به اين باور برسند كه ادامه مقابله با امريكاييها دستاوردي به جز تحريمهاي بينالمللي به همراه نداشته است. زماني هم كه اين باور عمومي نهادينه شد خود به خود حاكميت تحت فشار خواستههاي مردمي قرار گرفته و از نبرد با نظام سلطه دست بردارند.
به عبارت ديگر، دراين سناريو بخش قابل توجهي از هنجارهاي قابل احترام و برآمده از تفكر انقلابي- اعتقادي مردم آرام آرام به ضد هنجار تبديل شده و مردم ناخودآگاه طي يك فرآيند زماني به تمام آنچه در طول سالهاي گذشته برايش جنگيده و هزينه داده پشت ميكنند و كارگزاران وفادار به نظام را دراين وادي تنها ميگذارند.
مديريت اصلي اين صحنه را دگرانديشان داخلي برعهده دارند كه به شكلي هم جهت با مراكز تحقيقاتي و راهبردي در غرب اين هدف را پيريزي ميكنند كه البته با روي كارآمدن دولت يازدهم اين عمليات پيچيده رابه شكل عامه پسند و ضدحساسيت به جلو ميبرند.
به اعتقاد طراحان اين سناريو تغيير گفتمان و قواعد رفتاري ايران از حلقههاي تجديدنظرطلبان بايد آغاز شود و به شكلي تحميلي به تيم تصميمگيران و تصميمسازان دولت تحميل شود. پس از آنكه اين تغيير گفتمان در سطوح ذكر شده عملياتي شد حاكميت سياسي را مورد هجوم و حمله جهت تغيير رويه و رويكرد قرار دهند و اين يعني تغيير رفتار در يك بازه زماني مشخص كه يكي از گامهاي اساسي مخدوش كردن الگوي مقاومت در منطقه و همچنين نزديك شدن به پروژه براندازي است.
نوبخت: د يدار روحاني - اوباما نداريمسخنگوي دولت با اعلام سفر قطعي رئيسجمهور به امريكا براي شركت در اجلاس سالانه سازمان ملل متحد گفت: دكتر روحاني برنامهاي براي ديدار با اوباما ندارد. به گزارش تسنيم، دكتر نوبخت روز گذشته درپاسخ به سؤالي درباره سفر رئيسجمهور به نيويورك تصريح كرد: رئيسجمهور عازم نيويورك ميشود اما اينكه با اوباما ملاقاتي داشته باشد، هيچ برنامهاي از سوي رئيسجمهور در اين خصوص تنظيم نشده است. البته تفصيل جزئيات سفر رئيسجمهور به نيويورك را در يك نشستخبري بيان ميكنم.