روزي كه ميآيند كسي به درستي نميداند كه هستند و چه ميكنند و چكار خواهند كرد، بي سر و صدا با ظاهري آراسته و شيك ميآيند و همه داعيه كمك به فوتبال و تيمهاي بزرگ را دارند. ميگويند آمدهايم كه كمك كنيم، آمدهايم مشكلات را حل كنيم و آمدهايم تا تيم دوباره همان تيم قدرتمند سابق بر اين شود.
از ورود عابربانكها به فوتبال چيزي كمتر از يك دهه ميگذرد. وقتي فوتبال پولكي شد و قراردادها از چند ده ميليون به چند صد ميليون افزايش پيدا كرد، سروكله اين آدمها هم پيدا شد، آدمهايي كه ميدان فوتبال را ميداني مناسبتر از عرصه فعاليتهاي اقتصادي و تجاري براي معروف شدن ورودي جلد مطبوعات رفتن يافته بودند.
عابر بانكها روز به روز در فوتبال ريشه دواندند. اگر در ابتدا فقط يكي، دو نفر بودند حالا هر سال يك چهره جديد رو ميكنند، چهرههايي كه با ثروتهاي افسانهاي خود ميآيند و جولان ميدهند و حالا به جاي آن چند ده و چند صد ميليون، چند ميلياردي خرج فوتباليها ميكنند اما نكته جالب توجهي كه از ابتدا هم جاي سؤال داشت و طي اين سالها كسي نپرسيده اين است كه اين متمولين از كجا و چگونه اين ثروتها را به دست آوردهاند كه اينگونه بيحساب و كتاب آن را خرج ميكنند؟
امسال اما قصه طور ديگري رقم خورد، جوري كه دلمان تنگ شد براي آن عابربانكهاي قديميتر، همانها كه طي سالهاي اول اسم و رسمي براي خود در فوتبال دست و پا كردند. عابر بانك بزرگ امسال اينقدر برش داشت و دارد كه اگر شنيديد وزير را هم جابهجا كرده اصلاً تعجب نكنيد چه رسد به اينكه سرمربي و مديرعامل تيمي را تغيير دهد كه اسپانسر آن است. نكته اينجاست كه اين آدمهاي پولدار اينقدر با دنياي فوتبال بيگانهاند كه نميدانند براي ورود و ادامه حيات در اين رشته چگونه بايد اقدام كنند.
دلمان تنگ شد براي عابر بانكهاي قديميتر چون حداقل عكسي با شورت ورزشي و توپي جلوي پا داشتند. چون حداقل در فوتبال فرق دوغ و دوشاب را ميدانستند، چون ميدانستند كجا بايد دخالت كنند و كجا نه، البته آنها هم زيادهخواهيهاي خاص خود را داشتند اما اينگونه نبود كه به يكباره كل يك تيم را منفجر و پاي يك سري آدم تازه را به ميدان باز كنند.
لازم به ذكر نام نيست چون ناگفته پيداست كه منظورمان چه كسي است؛ فردي كه ناشناخته براي كمك آمد ولي كاري كرد كه حالا تيتر اول هر روز خبرگزاريها، روزنامهها و محافل ورزشي است. او امروز مطرح ترين آدم ورزش ايران است حتي مطرحتر از اميد نوروزي كه مدال نقره كشتي جهان را تصاحب كرد و يا حتي نامدارتر از حميد سوريان. اين نامآوري را به طور حتم با كار اقتصادي صد ساله و مالاندوزي فوق تصور و بيشتر از اين نميتوانست به دست آورد، اما فوتبال ناسالم و بيمار باشگاهي ما به او اين فرصت را داد تا يكي از قديميترين و پرهوادارترين تيمهاي فوتبال كشور را دچار بحران كند. عابربانكهاي قبلي به قصد كمك ميآمدند و در نهايت پول نميدادند، اما اين يكي از ابتدا ميخواهد فوتبال را به راهي كه خود ميخواهد براند.
عيب كار اينجاست كه در فوتبال مثلاً حرفهاي ما اينقدر معضل و مشكل وجود دارد كه چنين آدمهايي اجازه رشد پيدا ميكنند وگرنه در كل فوتبال دنيا چنين پديدههايي ديده نميشود. هر چند در تيمهاي مطرح آدمهاي پولدارتر و با نفوذتر از عابر بانكهاي ما وجود دارند اما اجازه دخالت در فوتبال را به خود نميدهند.