
چين با دوره دنگ شيائوپينگ حركت خود را براي ورود به بازي قدرت در عرصه بينالملل شروع كرد، دورهاي كه بعد از خاطره رهبري مائو تسهتونگ و بيوهاش چين را در مسيري به طور كامل متفاوت با گذشته قرار داد. اگر قبل از اين دوره را بتوان زمان ايدئولوژي چيني يا همان انديشههاي مائويي ناميد، آمدن شيائوپينگ به رأس قدرت در حزب كمونيست تغييري اساسي در تبعيت از اين ايدئولوژي ايجاد كرد زيرا در حالي كه همچنان انديشههاي مائو به عنوان مرام و اساس حزب و سياستهاي حكومت شناخته ميشد اما شيائوپينگ در عمل دستورالعمل بازار آزاد را به كار برد. اين يك ترجيح واقعيات و امور مربوط به آن بر ايدئولوژي بود كه منجر به تغييرات وسيع در صنعت، كشاورزي، علوم، آموزش و امور نظامي شد. دو دهه و نيم از مرگ او گذشته و نتيجه آن دوره در رشد اقتصادي چشمگير و موقعيت برجسته چين در نظام بينالملل ديده ميشود و حالا از چيزي به نام رؤياي چيني گفته ميشود كه قرار است به نام شي جينپينگ، رهبر كنوني چين، ثبت شود.
رهبر جديد با شعار تازه
شي جينپينگ در نيمه نوامبر 2012 كار خود را در رأس قدرت چين شروع كرد و روزنامه خلق، روزنامه حزب كمونيست، در مقاله اخير خود به ارزيابي 18 ماه رهبري او پرداخته و از توجه شديد او براي رسيدن به رؤياي چين گفته است. يكي از محورهاي عمده در اين مقاله مربوط ميشد به مشت آهنين شي جينپينگ در مبارزه با فساد و برنامههاي اصلاحي شديد و سرسختانهاي كه او در اين مورد در نظر دارد. تأكيد بر اين محور چندان بيوجه نيست زيرا خود جينپينگ در همان ابتداي كار خود به عنوان رهبر تازه چين و در نخستين سخنراني اعلام كرد كه مبارزه با فساد مهمترين دغدغه او و در رأس اولويتهايش است زيرا گسترش فساد ميتواند حاكميت و مشروعيت حزب كمونيست چين را به صورت جدي تهديد كند. اين اعلام رسمي او براي شروع مبارزهاي بود كه با وجود توجه به آن در قبل اما به نظر ميرسيد اقدامات انجام شده چندان كافي نبوده و نتوانسته بود دامنه فساد در چين را به مقدار قابل قبولي محدود كند. آمارهاي بينالمللي چنين چيزي را ثابت ميكرد زيرا بررسيهاي انجام شده از سوي مؤسسه شفافيت بينالملل چين را به لحاظ ميزان فساد در سال 2010 در رتبه 78 قرار ميداد و سال سه رتبه 80 را به آن داد كه تنها دو رتبه نه چندان قابل توجه جابهجا شده بود. اين رتبهبندي به اندازه كافي عزم جينپينگ را در مبارزه با فساد توجيه ميكرد اما او چه طرحي را براي پيشبرد مبارزه خود در نظر داشت.
قفس آهنين براي ببرها و مگسها
رهبر تازه چين از اصطلاح قفس آهنين براي توصيف برنامه خود استفاده كرده كه منظور او از اين قفس نه فقط بازداشت مفسدين اقتصادي و به زندان انداختن آنها بود بلكه بيشتر، منظور او نفس قانون است كه از آن به قفس تعبير ميكند و مربوط به يك انضباط اقتصادي قوي و ايجاد ساز و كارها و مكانيسمهايي ميشود تا مردم و به خصوص مسئولان سياسي و اقتصادي نتوانند به راحتي از حدود قانوني تخطي كرده و دست خود را به فساد آلوده كنند. به طور كلي ميتوان گفت كه او دو طيف را براي انداختن در اين قفس مد نظر گرفته كه از آنها به عنوان ببرها و مگسها ياد ميشود. ببرها عنواني است كه او در مورد مقامات عاليرتبه به كار ميبرد و مگسها ديگر افراد از مقامات پايينتر تا آخرين درجه است. اين دو اصطلاح نشان ميدهد كه رهبر چين در برنامه مبارزه با فساد خود هم مفسدين در رأس قدرت را مد نظر دارد در عينحال كه نميخواهد از مفسدين خورده پا نيز غفلت كند. به همين دليل بود كه در همان سخنراني گفت: «اگر تنها با فسادهاي مقامهاي رده پايين مبارزه صورت گيرد نميتوان به طور مساوي و بدون تفاوت برخورد كرد. بسياري از مقامهايي كه در كار خود فساد داشته و مرتكب تخلف شدهاند، به شانس و اقبال دل ميبندند و اين امر موجب فساد در امور تعداد بيشتري از مقامها ميشود. بنابراين، در روند مبارزه با فساد بايد ببر و مگس را با هم از بين برد. اين يك شرط ضروري براي موفقيت در مبارزه با فساد به شمار ميرود». به اين ترتيب، برنامه مبارزه با فساد در دستورالعمل رهبري تازه چين مبارزه با طيف گستردهاي از مفسدين اقتصادي را در برميگيرد و به همين جهت بود كه رسانههاي دولتي چين در اواخر جولاي اعلام كردند كه در شش ماه نخست سال جاري ميلادي قريب به 25 هزار پرونده فساد مالي مقامات مورد بررسي قرار گرفته كه نسبت به مدت زمان مشابه در سال گذشته ميلادي حدود 14 درصد افزايش داشته است. گو جونشان، مسئول لجستيك ارتش آزاديبخش خلق چين، يكي از ببرهاي اين بررسيها بود و گفته ميشود كه مبارزه با ببرها حتي دامن ژو يونگكانگ را گرفته كه تا همين چند وقت پيش عضو كميته مركزي و شوراي رهبري حزب بود و با رياست بر نهادهاي امنيتي چين به عنوان قدرتمندترين فرد در اين كشور شناخته ميشد.
از درهاي باز تا رؤياي چيني
به نظر ميرسد كه جينپينگ با ساخت قفس آهنين و حاكميت نظام قانوني بر ساختار اقتصادي و اداري چين دورهاي تازه را در اين كشور رقم بزند كه تعبير رؤياي چيني براي آن به كار ميرود. شايد اين رؤيايي براي بيش از يك ميليارد چيني باشد كه در كشوري عاري از فساد و برخوردار از عدالت اجتماعي زندگي كنند اما بايد ديد چرا رهبر تازه چين براي تحقق اين رؤيا مجبور به ساخت قفس آهنين خود و انداختن ببرها و مگسها در آن شده است. نبايد فراموش كرد كه يك جنبه اساسي اين امر به تجربه دوره درهاي باز مربوط ميشود.
با وجود احترامي كه هنوز نسبت به دوره دنگ شيائوپينگ گذاشته ميشود اما همان سياست درهاي باز او بود كه اكنون رهبر چين را مجبور به ساخت قفس آهنين كرده تا شايد بتواند به اين وسيله رؤياي چيني خود را محقق كند.
اينكه قفس او تا چه ميزان ميتواند موفق بشود يا آن كه انداختن ببرها و مگسها در اين قفس كافي خواهد بود يا نه، موضوع قابل تأملي است زيرا تجربه نشان داده كه برخورد فيزيكي در مبارزه با فساد بدون بازسازي ساختار سياسي، اداري و اقتصادي كافي نخواهد بود. اين موضوعي است كه به بعد از اين و اقدامهاي جينپينگ در آينده مربوط ميشود اما مبارزه فعلي او بيشتر با ميراث به جا مانده از دوران شيائوپينگ و درهاي باز او ارتباط دارد.
درهاي باز آن دوره منجر به رشد اقتصادي چين شد اما همان سياست باعث شد تا مقامات چين از بالاترين تا پايينترين رده در معرض آزمون سختي قرار بگيرند و البته بسياري از آنها دچار خطا شدند. بنابر اين، درهاي باز در چين همان گونه كه ثروت به ارمغان آورد فساد نيز به بار آورد و حالا جينپينگ براي تحقق رؤياي چيني مجبور شده اول عوارض به جا مانده از آن دوران را پاك بكند تا شايد به اين وسيله بتواند زمينه را براي رسيدن به دوراني تازه و تحقق روياي چيني فراهم كند.