اگر گفته شود غرب با همه مختصات، هياهوها، ادعاها و خودبرترپنداريهايش در غزه فرو ريخت، سخني به گزاف گفته نشده است. جنگ 51 روزه غزه در ادامه جنگهاي يك دهه اخير رژيم صهيونيستي عليه جريان مقاومت، از جهات مختلف نيازمند تحليل صحيح و واقعبينانه است. اين جنگ كه به تعبير رهبر فرزانه انقلاب اسلامي يك نمونه «معجزهآسا» است، به طور قطع يك نقطه عطف در تحولات منطقه و جهان خواهد بود. غرب با انقلاب اسلامي به چالش كشيده شد و اولين شكست نظامي را در جنگ هشت ساله متحمل شد و در نهايت در غزه به زانو درآمد. اين نقطه عطف قابلتحليل را مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي مجلس خبرگان اينگونه شرح دادند: «ايستادگي هشت ساله جمهوري اسلامي و ملت ايران در دفاع مقدس، چيز كوچكي نبود، حادثه بسيار مهمي بود. اين نشان داد كه تواناييهاي نظامي و امنيتي قدرتهاي مسلط بر عالم، قادر نيستند از ايستادگي يك ملت بكاهند يا به آن ضربه بزنند و اين خواهد توانست خودش را به آنها تحميل كند، كما اينكه تحميل كرد. بعد هم ديگر حوادث منطقه، حوادث فلسطين،حوادث لبنان، جنگ 33 روزه، جنگ 22 روزه، جنگ 8 روزه غزه و اين جنگ اخير 50 روزه غزه كه واقعاً جزو نمونههاي معجزهآسا است. يك منطقه كوچك، محدود، با تواناييهاي بسيار محدود كاري بكند كه رژيم صهيونيستي كه نماد قدرت غرب در منطقه است، به زانو در بيايد.»
مروري بر جنگهاي اعراب و اسرائيل در مقطع قبل از انقلاب اسلامي و پيروزيهاي پي در پي صهيونيستها در اين جنگها از يك طرف و بررسي جنگ هاي رژيم صهيونيستي با جريان مقاومت پس از پيروزي انقلاب اسلامي و شكستهاي پي در پي صهيونيستها در اين جنگها از طرف ديگر، به خوبي نقش انقلاب اسلامي در متزلزل ساختن عامل اقتدار سياسي و نظامي غرب را به نمايش ميگذارد.
در غزه، اين صهيونيستها نبودند كه شكست خوردند، در غزه غرب و پايههاي اقتدار سياسي و نظامياش فروريخت، چرا كه رژيم صهيونيستي نماد قدرت غرب در منطقه بود . دليل اصلي پيروزيهاي پيدرپي اسرائيل غاصب بر اعراب و ارتشهاي چند كشور بزرگ عربي مانند مصر، سوريه، اردن و... پيش از انقلاب اسلامي، در همين نكته نهفته است. در واقع در اين جنگها، رژيم صهيونيستي به عنوان نماد و نشان و نماينده غرب با ارتشهاي عربي وارد جنگ ميشد و بر همين اساس، اعراب چند صد ميليوني، مرعوب يك رژيم جعلي و غاصب شده و در برابر او زانو زدند و در مسير سازش به ميل غربيها و صهيونيستها به حركت درآمدند. در يك سرزمين محدود با وسعت كم، اگر گفته شد ارتش رژيم صهيونيستي سومين يا چهارمين ارتش دنيا به حساب ميآيد، دليلش در همين نمايندگي و نماد قدرت غرب بودن است. غرب از زمان جعل رژيم صهيونيستي در فلسطين اشغال شده، با تمام توان در كنار صهيونيستها بوده و لحظهاي آنها را تنها نگذاشته است.
غرب با جعل رژيم صهيونيستي در منطقه راهبردي غرب آسيا، اهداف سلطهجويانه بلندمدت را در سر پرورانده بود كه با پديده انقلاب اسلامي به چالش كشيده شد. غرب استيلاي درازمدت بر جهان را هدف راهبردي خود طي دهههاي اخير قرار داده بود و برهمين اساس،نظام بينالملل را بر دو پايه اساسي «فكري و ارزشي» و«نظامي و سياسي» شكل داده بود. نظام بينالملل بر اساس اين دو پايه و عامل اقتدار، منافع غرب را طي 70 سال گذشته تأمين ميكرد و چند قدرت غربي در چارچوب همين نظام، مديريت جهان را از آن خود كرده بودند. نكته مهم و اساسي اينكه، غرب برخلاف ادعاهايش، نظام فكري و ارزشي خود را با پشتوانه عامل سياسي و نظامي در جهان ترويج نمود و به پيش برد. در واقع غربيها با استفاده از عامل زور و قدرت سركوب، موانع سر راه را براي ترويج نظام ارزشي خود كنار زده و ديگران را با مرعوب كردن همراه ميساختند.
با انقلاب اسلامي هر دو عامل اقتدار و پايههاي اساسي نظام سلطه غربي به چالش كشيده و متزلزل شد. غربيها بر پايه نظام فكري و ارزشي و با شعارهاي جذاب و فريبندهاي چون حقوق بشر، آزادي، دموكراسي و... سعي ميكردند خود را بر ديگران برتر نشان دهند و با عامل سياسي و نظامي، استيلاي خود را تحقق بخشند. طي 36 سال گذشته، انقلاب اسلامي با يك هويت مستقل شكل گرفته بر اساس آموزههاي وحياني، موفق شد با شكلدهي به جبهه مقاومت از يك طرف و پديد آوردن پديده بيداري اسلامي از طرف ديگر، به دوران استيلاي غرب در منطقه راهبردي خاورميانه يا غرب آسيا پايان دهد و آنچه در غزه رخ نمود، نشانههاي انكارناپذيري براي فرارسيدن پايان دوران امپراتوري غرب در جهان و به ويژه در غرب آسيا است. بدون شك فروريختن غرب در غرب آسيا، معنايي جز تغيير نظام بينالمللي هفتادساله ندارد. با تغيير نظام كهنه هفتادساله پديد آمدن نظم جديد، دوران خودبرترپنداري و فخرفروشي غربيها پايان خواهد يافت و نيروهاي جديد با ارزشهاي جديد ظهور خواهند كرد. در اين دوران جديد مسلمانان از جايگاه ويژهاي برخوردار خواهند بود. غزه مظلوم، تابلوي تمامنماي مسير اين حركت و عبور از پيچ تاريخ است.
غزه مظلوم، تابلو و نمايشگري از چگونگي تغيير هندسه قدرت در جهان است. در غزه مظلوم ولي مقتدر، نظام ارزشي غرب با تمامي شعارهايش رنگ باخت. در خلال جنگ 51 روزه غزه و با جنايتهاي بيشمار رژيم كودككش صهيونيستي، تمامي ادعاهاي غرب مبني بر پيشتازي در رعايت حقوق بشر، حقوق كودكان، حقوق زنان، دموكراسي، آزادي و... رنگ باخت. ددمنشيها، جنايتها، كودككشيها و انجام انواع جنايتهاي جنگي در حق غيرنظاميان از سوي صهيونيستها در جنگ 51 روزه غزه به گونهاي بود كه خود مردم در كشورهاي اروپايي و امريكا و حتي يهوديان در سرزمينهاي اشغالي، عليه رژيم غاصب اسرائيل به خروش آمده و اين جنايتها را محكوم كردند.
بسياري از مردم جهان و از جمله مردم ساكن در كشورهاي غربي در خلال جنگ غزه، با ماهيت و چهره واقعي نظام ليبرال دموكراسي غربي آشنا شدند و اين شناخت يعني نظام ارزشي غرب در غزه پس از ساليان متمادي به طور كامل فرو ريخت. اما نكته مهمتر در غزه اينكه اقتدار نظامي و سياسي غرب هم فروريخت. صهيونيستها نماد قدرت غرب بودند و در اين جنگ 51 روزه، با تعيين اهداف خاص و از جمله خلعسلاح مقاومت و نابود ساختن تمامي زيرساختهاي دفاعي غزه، جنگ را آغاز كردند.
مقاومت معجزهآساي مردمي در برابر صهيونيستهاي متجاوز و خونآشام از يك طرف و پاسخ مقاومت به تجاوز از طريق دفاع همهجانبه و خصوصاً مقابله نظامي از طرف ديگر، صهيونيستها را بدون دستيابي به هيچيك از اهداف نهتنها وادار به عقبنشيني نكرد، بلكه آنها مجبور شدند شرايط گروههاي مقاومت فلسطيني براي برقراري آتشبس دائم را بپذيرند. وقايع غزه نشان ميدهد يك جابهجايي قدرت در حال انجام است؛ جابهجايي كه رهبر معظم انقلاب اينگونه مورد توجه قرار ميدهند: «مسلمانان در قضيه فلسطين دست برتر را پيدا كردهاند. در جنگ 51روزه غزه به رغم محاصره و امكانات محدود، بر رژيم صهيونيستي غلبه و خواست خود را تحميل كردند.» جنگ غزه بخشي از ظرفيتهاي دروني جهان اسلام را آشكار كرد. اين مهم را رهبر فرزانه انقلاب اينگونه بيان ميدارند: «جنگ غزه نشان داد ما در درون خود قوي هستم و ميتوانيم دشمن را به چالش بكشيم.»
آري پيروزي مقاومت در غزه، بخشي از قدرت اسلام را در پرتو ايمان به خدا به نمايش گذاشت و قدرتهاي مادي و شيطاني را به زانو در آورد اما واقعيت آن است كه اين مقاومت، امتداد انقلاب اسلامي است و در پرتو حمايتها و سياستهاي جمهوري اسلامي شكل گرفته است. واقعيت مذكور را دكتر رمضان عبدالله، دبيركل جنبش جهاد اسلامي فلسطين در گفتوگو با شبكه خبر اينگونه بيان ميدارد: «خداوند شهادت ميدهد و تاريخ گواه است كه اگر حمايت جمهوري اسلامي از مقاومت در منطقه و نه فقط فلسطين، در طول 20 سال گذشته نبود،مقاومتي كه امروز ميبينيم وجود نداشت و ملت فلسطين قادر به استقامت نبود و چه بسا موضع سازش مسئله فلسطين از روز امضاي توافق اسلو تمام شده بود و عمليات سازش به اجرا گذاشته شده و اسرائيل نفوذ و هيمنه خود را در منطقه گسترش داده بود.»
آري قطب قدرت جهان اسلام در حال پديد آمدن است و جمهوري اسلامي در كانون اين قطب قدرت قرار دارد، گرچه دشمنان سعي ميكنند موضوع را به گونهاي ديگر جلوه دهند. كيسينجر، وزير خارجه اسبق امريكا با رويكرد ايرانهراسي و شيعهستيزي ميگويد: «كمربند شيعه از تهران تا بغداد و بيروت به وجود آمده كه فرصت بازسازي امپراتوري را به ايران ميدهد.»