ابوي ميگويد: من ميگويم عضو شوراي عالي بورس و اوراق بهادار گفت، تو بگو چي گفت؟ بعد ميگويم مشاور وزير راه و شهرسازي گفت، تو بگو چي گفت؟ بعد ميگويم استاد دانشگاه گفت، تو بگو چي گفت؟ بعد ميگويم رئيس هيئت مديره شركت خدمات پژوهش و مشاوره مالي تابان خرد گفت، تو بگو چي گفت؟ بعد ميگويم رئيس هيئت مديره شركت بينالملل سرمايهگذاري و خدمات مالي خردپايه گفت، تو بگو چي گفت؟ بعد....
ميگويم: اينجوري باز قاطي ميكنم. يك وقت كار دست مدير مسئول روزنامه ميدهم. شما هر كدام از اين افراد هرچه را گفتهاند شمرده شمرده بگوييد. اطلاعرساني درهم نوبر است. نكند مناظره راه انداختهايد باز!
ميگويد: اينها همه يك نفرند. نگذاشتي محاسن ديگر حسين عبده تبريزي را برشمارم. بس كه عجولي!
ميگويم: عجب! نه !شما بفرما چه گفته كه شما را ذوقزده كرده و به بازيهاي نوستالوژيك چهل پنجاه سال قبل كشانده؟
ميگويد: گفته بانكهاي امريكا معادل 120 درصد قيمت خانه مسكوني را وام ميدادند آنجا بحران اقتصادي شد اما در ايران بحران نميشود.
ميگويم: بحران نداريم؟ ممنون آقاي ابوالمشاغل! شما كه نبايد داشته باشيد. راست ميگوييد. هنوز يك سفره خالي نديدهايد!
ميگويد: پوپوليست بازي در نيار. اين اقتصاددان مطرح گفته كه بانكهاي كشورهاي غربي به خصوص امريكا معادل 120 درصد قيمت خانه مسكوني را وام ميدادند كه در واقع هزينه اثاثيه هم در دل اين وام قرار داشت بنابراين آنچه در بحران اقتصادي غرب رخ داد به دليل سقف بالاي تسهيلات بود. در ايران اين مشكل به دليل اينكه پرداخت وام درصد كمي از كل پول مسكن را پوشش ميدهد، ايجاد نميشود.
ميگويم: دلم براي واژه پوپوليست تنگ شده بود. الان مدتهاست نشنيدهام. يكبار ديگر بگوييد تا جانم تازه شود.
ميگويد: اتفاقا من همين امروز شنيدم. نايب رئيس كميسيون اصل 44 و محيط كسب و كار اتاق ايران گفته پوپوليستيترين شعار سالهاي اخير، شعار حمايت از توليد بوده است.
ميگويم: مگر از توليد حمايت نميشود. اين چه حرف بيربطي است. ميخواهد بحران ايجاد كند. عبده تبريزي كجايي؟
ميگويد: ديلمقانيان در توضيح شعارهاي پوپوليستي گفته سؤال مهم از دولت و مجلس شوراي اسلامي اين است كه دولت به تعهد خود در قبال صنعت تا چه ميزان پايبند بوده است؟ نمونه آشكار اين بيتعهدي دولت و مجلس به وعدهها و قوانين مصوب، تخصيص سهم سي درصدي از منابع حاصل از هدفمندي يارانهها به توليد بوده كه نه تنها به آن عمل نشده بلكه امروز طرح و بررسي موضوع نيز از دستور كار خارج شده است!
ميگويم: اينها هم دلشان خوش است. فلسفه ميبافند. با همان عبده تبريزي مغازله كنيم شايد نرخ وام را كشيد بالا خانهدار شديم! فكرش را بكنيد 80 ميليون بدهند به ما، آنوقت كف مطالباتمان ميشود سقف!
ميگويد: اگر قرار باشد كه وام 80 ميليون توماني براي بازپرداخت 15 ساله با سود 14 درصد اخذ شود آنگاه گيرنده اين ماهانه قسط كمتري درحدود يك ميليون و 70 هزار تومان را ميپردازد اما در پايان رقمي در حدود 200 ميليون تومان به عنوان اصل و سود وام دريافتي به بانك خواهد پرداخت. تو ميدهي؟ تازه فكرش را بكن كه نرخ سود را بكنند 22 درصد....
ميگويم: اينكه يعني بحران اخاذي بانكي. سرگردنهگيري. چالش آب داغ!
ميگويد: اوضاع بانكها مثل تاكسيهاست. الان هر روز يك نرخ از تو ميگيرند. ماه به ماه كه هيچ، هفته به هفته و روز به روز و ساعت به ساعت نرخهاي متفاوتتر و بالاتر ميگيرند، آنوقت رئيس اتحاديه سواري كرايه با منت ميگويد پس از افزايش نرخ كرايهها در اسفندماه 92، كرايهها در طول ماههاي گذشته ثابت بوده و اتحاديه فعلا برنامهاي براي تغيير آنها ندارد.
ميگويم: ياد خاطرهاي افتادم. روز اول كه تهران آمدم. جلوي راه آهن، راننده تاكسي داد ميزد بهشت زهرا! مياي يا به زور ببرمت!
ميگويد: اين ديگر چه خاطره بيربطي بود! برو بساط كولر را جمع كن كه پاييز دارد ميآيد.
ميگويم: يعني حرف نزنم. چشم. فقط آن كليد مشهور را نه! بلكه كليد پشتبام را بدهيد تا فرامينتان را اجرا كنم...
ميگويد: در آنجا قفل ندارد. گذاشته براي در رو! فقط از آن بالا خودت را نيندازي. قبر گران است!