معصومه گنجي*
مديران ادارات، رؤساي كارخانهها و به طور كلي، تمامي كساني كه مسئوليت اداره تعدادي از كارگران و كارمندان را بر عهده دارند، بايد از وجود تفاوتهاي فردي بين آنها به خوبي آگاه باشند. وجود تفاوتهاي فردي بين انسانها از پديدههاي كاملاً آشكار است. شايد نتوان دو نفر را پيدا كرد كه از هر لحاظ شبيه هم باشند. اين تفاوتها در عملكرد شغلي، اهميت بنيادي دارند، زيرا نحوه كار و رفتار فرد را مستقيماً تعيين ميكنند. اگر كار مورد نظر با تواناييهاي كارگر يا كارمند سازگار نباشد، بدون ترديد نارضايتيهايي به بار خواهد آورد و اين نارضايتي هم براي سازمان و هم براي خود فرد ضرر خواهد داشت. اهميت تفاوتهاي فردي به عنوان عاملي كه توليد را تحت تأثير قرار ميدهد، ايجاب ميكند كه آن را در سه زمينه زير بررسي كنيم:
- تفاوتهاي فردي بين داوطلبان كه هنگام تقاضاي شغل ميتوان اندازه گرفت.
- آثار آموزش شغلي بر تفاوتهاي فردي.
- تفاوتهاي فردي در انجام دادن كار، كه پس از پايان دوره آموزش همچنان باقي ميماند.
در مورد اول ميتوان گفت كه مدير سازمان ميتواند هنگام استخدام افراد، درباره شخصيت، سهولت بيان، وزن، قد، سطح سواد، تجربه شغلي، علايق، نگرشها و تواناييهاي ذهني آنها اطلاعاتي جمعآوري كند و بر اساس تفاوتهاي فردي تصميم بگيرد. همه آزمايشات، چه تستهاي مربوط به مهارتهاي دستي و چه تستهاي مربوط به تواناييهاي ذهني، نشان ميدهد كه بين افراد تفاوتهاي چشمگيري وجود دارد. بنابراين برنامه استخدامي سازمانها زماني موفقيتآميز خواهد بود كه داوطلبان را طوري انتخاب كنند كه كار محول شده را در مجموع بتواند به بهترين وجه انجام دهند و با شرايط لازم به خوبي سازگار شوند. تحقق اين امر بستگي به اين دارد كه مسئولان امر از تيپهاي انساني لازم براي موفقيت در يك شغل اطلاع داشته باشند و امكان شناسايي و اندازهگيري ويژگيهاي آنها نيز هنگام شروع كار وجود داشته باشد. بنابر اين وظيفه مسئول استخدام اين است كه ويژگيهاي افراد را آشكار سازد و آنان را بر اساس نيازهاي مشاغل موجود ارزيابي كند.
در مورد آثار آموزش شغلي بر تفاوتهاي فردي، از مطالعات صورت گرفته در اين زمينه ميتوان سه نتيجهگيري كرد: آموزش شغلي ميتواند تفاوتهاي فردي را افزايش دهد، آموزش شغلي ميتواند تفاوتها را كاهش دهد و بالاخره، گاهي هم آموزش شغلي هيچ تفاوتي بهوجود نميآورد. در واقع اين نتايج متناقض با نوع فعاليت ارتباط پيدا ميكند. يعني آثار آموزش بر گسترش تفاوتهاي فردي هر چه باشد، قطعي به نظر ميرسد كه اين تفاوتها به ندرت ميتوانند سطح نسبي استعدادهاي افراد براي انجام دادن يك كار معين را تغيير دهند. بنابر اين سازمان يا كارخانه نميتواند انتظار داشته باشد كه سطح توليد كاركنان را به سطحي كه ميخواهد برساند، مگر اينكه در ابتداي كار كساني را انتخاب كند كه تواناييهاي رسيدن به سطح مورد نظر را دارند. در هر صورت تفاوتهاي فردي هميشه وجود خواهد داشت و بر عهده مديران سازمانهاست كه از آنها غافل نباشند و اين شعر معروف را به خاطر بسپارند: هر كسي را بهر كاري ساختند / ميل آن را در دلش انداختند
درباره تفاوتهاي فردي در انجام دادن كار ميتوان گفت: دوام و پايداري تفاوتهاي فرد در طول دوره آموزش ايجاب ميكند كه نتيجهگيري زير به عمل آيد: كساني كه عملكرد آنها در طول دوره آموزش پايينتر از ميانگين گروه قرار ميگيرد، در انجام دادن كار نيز بازده آنها پايينتر از حد متوسط گروه قرار خواهد گرفت. بدين ترتيب كارگران و كارمندان از نظر توانايي توليد، موفقيت شغلي، ثبات در عملكردها و جنبههاي مختلف ديگر، همچنان تفاوت نشان ميدهند و اين تفاوتها هميشه باقي ميماند.
به طور خلاصه بايد چنين گفت كه از بدو خلقت تا به امروز، افراد باهوش و كمهوش، باعلاقه و بيعلاقه، جسور و ترسو، اجتماعي و غيراجتماعي، پركار و كمكار وجود داشتهاند و باز هم وجود خواهند داشت. برخي كارگران و كارمندان هميشه ناراضي و برخي ديگر هميشه راضي هستند. عدهاي از آنها هرچه بگيرند باز هم كم گرفتهاند و عدهاي ديگر بسيار قانع هستند.
همه مسئولان از اين تفاوتها آگاهي دارند، اما خيلي كم اتفاق ميافتد كه آنها در تصميمگيريهاي خود به اين تفاوتها توجه كنند و هر كسي را به كاري بگمارند كه از نظر جسمي و رواني توانايي سازگار شدن با آن را دارد. در واقع خود مسئولان نيز تفاوتهاي فردي دارند. متأسفانه برخي مديران توجه ندارند كه از هر كسي و در هر زماني نميتوان انتظار انجام دادن هر كاري را داشت. هركسي ظرفيت خاص خود را دارد و تا حد معيني ميتواند كارايي داشته باشد. چاره در اين است كه در انتخاب افراد از همان ابتدا به وجود تفاوتهاي فردي توجه شود. مديري كه ميخواهد بالاترين توليد را بهدست آورد و محيط ادارهاش از جو سالمي برخوردار باشد، بايد از همان ابتدا افراد واجد شرايط را انتخاب كند، در غير اين صورت دشواريهايي خواهد داشت.
* كارشناس ارشد روانشناسي
صنعتي و سازماني