کد خبر: 672208
تاریخ انتشار: ۱۸ شهريور ۱۳۹۳ - ۱۰:۳۴
خاطرات ناب
خاطرات ناب هر سه‌شنبه ما را به ميهماني دوران پرشكوه دفاع مقدس فرامي‌خواند

در زمان جنگ در مناطق و پادگان‌هاي نظامي اتفاقات و صحنه‌هاي جالبي را مشاهده مي‌كرديم. يكي از صحنه‌هايي كه خيلي به چشمم مي‌آمد، اعزام برخي افراد به جبهه بود كه در شهرها با نام و رفتار لوتي‌منشانه معروف بودند.‌ لوتي‌هايي كه هنگام ورود به جبهه، گويي وارد يكي از بزرگ‌ترين و بهترين دانشگاه‌هاي جهان مي‌شدند و به كل تمامي اعمال و رفتارهاي آنها عوض مي‌شد. روزي در اردوگاه محل استقرار لشكر‌27، نيروهاي جديد را آورده بودند و تقسيم مي‌كردند.

در يكي از صف‌هايي كه جلو مي‌آمد مردمي را ديدم يك كلاه شبيه كلاه كابوي‌ها به سر داشت و يك لباس آستين كوتاه به تن. جلوتر كه آمد ديدم يك سيگار وينستون به لب گذاشته است. هنگامي كه خواستم خودش را معرفي كند، در جواب سؤال من گفت: حسين بيگي‌ام، اومدم بسيج آدم شم.

اين جمله حسين بيگي در برابر تمام مشاهداتم من را شوكه كرده و در واقع آب يخي بود روي تفكرات بنده كه در همان چند لحظه ديدار با او در ذهنم شكل گرفته بود. به هر حال او را به گردان خودمان آورديم.

در گردان حسين را در چادر فرماندهي نگه داشتيم. آدم عجيبي بود. دست‌هاي خالكوبي‌شده و... رفتار عجيبي هم داشت. كم‌كم در مراودات مختلف به او مي‌گفتيم كه بسيجي نبايد سيگار بكشد و سيگار كشيدن برازنده بسيجي نيست. اوايل مي‌رفت در جاهايي كه كسي او را نبيند سيگار مي‌كشيد و وقتي از او سؤال كرده بودند چرا اينجا مي‌آيي، در جواب گفته بود حاجي گفته سيگار برازنده بسيجي نيست، بسيجي‌هاي كوچك‌تر و جوان مي‌بينند و جالب نيست.

بعد‌ها هم كمتر كسي ديد كه حسين سيگار بكشد، تا جايي كه ديگر كسي دستش سيگار نمي‌ديد. يك‌بار حسين تنبيه شد، قرار شد تا جاده آسفالته نزديكي مقر پياده برود و برگردد. در راه ماشين سواري لشكر او را ديده بودند و تقاضا كرده بودند كه سوارش كنند، به آنها گفته بود من قول دادم، حرف زدم، تنبيه شدم كه پياده بروم تا جاده و دستم را به آسفالته بزنم و برگردم، سوار نمي‌شوم. خلاصه لوتي روايت ما آمده بود بسيج آدم شود و به جاي آدم‌شدن كم‌كم داشت بال در مي‌آورد و جزو فرشتگان مي‌شد.

در يكي از عمليات‌ها در ارتفاعات جبهه مياني و غرب، حسين بيگي مجروح شد. چون هيكل درشتي داشت ماند و چند تا قوطي كمپوت و كنسرو برايش گذاشتيم. حسين مفقود شد تا همين حالا.

راوي: حاج فاضل ترك زبان

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار