مذاكرات دوجانبه هستهاي ايران و امريكا در ژنو در حالي به پايان رسيد كه به اذعان آقاي عباس عراقچي، معاون وزير امور خارجه و مذاكرهكننده ارشد ايراني، ميان ايران و امريكا فاصله زيادي وجود دارد. اين مذاكرات دوجانبه كه اولين دوره مذاكرات بعد از توافقنامه وين 6 است، در حالي برگزار شد كه هفته گذشته- امريكاييها با تحريم 25 نفر و شركت تجاري ايران، كه به اذعان كارشناسان و مسئولان مذاكرهكننده ايراني، خارج از توافقنامه ژنو است عملاً كوشيدهاند دور جديد مذاكرات را با ابتكار عمل آغاز كنند و ضمن محروم كردن ايران از درآمدهاي ميعانات گازي، به گونهاي ناكامي در روند گذشته مذاكرات را جبران كنند.
واكنشهاي رسانههاي تندرو امريكا در مورد چرايي اين تحريمها اذعان به اين ناكاميها است . فاكسنيوز تحريمهاي جديد امريكا عليه ايران را سيلي محكم امريكا به ايران، تعبير كرده و نيويوركتايمز نيز اين تحريمهاي جديد را به دليل مقاومت ايران در برابر خواست آژانس براي بازديد از مراكز نظامي ايران و به ويژه سايت پارچين قلمداد كرده است.
در اين زمينه مؤسسه «علوم و امنيت بينالمللي امريكا» كه به «جامعه اطلاعاتي امريكا» مشاوره فني ميدهد با حمله به سردار دهقان، وزير دفاع ايران به دليل ندادن اجازه بازديد از مراكز نظامي پارچين، حل جامع پروژه هستهاي ايران را منوط به اين بازديد دانسته است.
در زمينه نتيجه بخش بودن دور جديد مذاكرات هستهاي اگرچه اظهارات مسئولان تيم مذاكره كننده در عين ابراز خوشبيني نشان از اعتقاد به عدم دستيابي به توافق در آينده نزديك دارد، اما واكنشهاي اخير امريكاييها و به ويژه دور جديد تحريمها عليه ايران تغيير رفتار تيم ايراني را الزامي مينمايد، زيرا امريكاييها در روند مذاكرات بازي چندبعدي را طراحي كردهاند؛ در عين اينكه تلاش دارند از ظرفيتهاي ايران براي حل موضوعات منطقهاي خود استفاده كنند، اما در عين حال ميكوشند از فرآيند مذاكرات براي اثرگذاري بر آرايش نيروهاي سياسي در ايران نيز استفاده كنند. نشريه فارين پاليسي در اين زمينه مينويسد كه دولت اوباما مدتهاست اميد بسته كه رسيدن به توافق اتمي با ايران شايد بتواند نيروهاي معتدل را تقويت و در طول زمان، رفتار ايران در منطقه تغيير كند، مضافاً بر اين از نگاه امريكاييها در صورت حصول به توافق، تحريمها تا 15 سال آينده لغو نخواهد شد.
با اين مقدمه به نظر ميآيد كه افق ديد مسئولان مذاكرهكننده هستهاي نيز نسبت به روند مذاكرات و حصول نتيجه در آن بايد تغيير كند و متأثر از موضوعي باشد كه مقام معظم رهبري در ديدار با خبرگان ملت بر آن تأكيد فرمودند و آن تغيير نظم جهاني و شكلگيري نظمي جديد و جايگاه ايران در نظم آينده است. رهبر انقلاب اسلامي در اين ديدار با بيان تحليلي كلان از شرايط كنوني جهان، منطقه و كشور يادآور شدند: تحولات كنوني حاكي از تغيير نظم جهاني 70 ساله پايهگذاري شده به وسيله غربيها- اعم از اروپا و امريكا- و شكلگيري نظمي جديد است. ايشان به دو پايه «فكري و ارزشي» و «نظامي و سياسي» نظم مستقر در جهان در هفتاد سال گذشته اشاره كردند و افزودند: تحولات سالهاي اخير جهان و منطقه، آشكارا نشان ميدهد كه هر دو پايه اقتدار غرب دچار تزلزل جدي شده است.
مقام معظم رهبري سپس با اشاره به عوامل به چالش كشيده شدن پايه «فكري و ارزشي» و« اقتدار نظامي و سياسي» غرب، مهمترين عامل در تزلزل اين اقتدار را، برپايي يك نظام مبتني بر تفكرات اسلامي و حركت انقلاب در ايران به عنوان يكي از مناطق به شدت تحت نفوذ امريكا دانسته و تأكيد كردند كه اين نظام در مقابل حملات گوناگون و متنوع سياسي، نظامي، امنيتي و اقتصادي غرب، نه تنها از بين نرفت، بلكه اكنون مقتدرتر نيز شده است. ايشان نظام جمهوري اسلامي را يك نظام مقتدر و در عين حال مظلوم خواندند و افزودند: ايستادگي هشت ساله ملت ايران در دفاع مقدس، موضوع كوچكي نيست، زيرا نشان داد كه تواناييهاي نظامي و امنيتي قدرتهاي مسلط قادر نيستند از ايستادگي يك ملت بكاهند. حضرت آيتالله خامنهاي سپس با اشاره به جايگاه ويژه نظام اسلامي در روند شكلگيري اين نظم جديد و روند فزاينده توطئهها عليه نظام اسلامي به راهبردهاي پيشرو اشاره كرده و ميفرمايند: برخي افراد در منطقه و حتي كشور معتقدند كه «ما در مقابل غرب يك راه بيشتر نداريم و آن هم تسليم است ! اگر با رضايت و خواست خود تسليم نشويم، آنها ما را با فشار تحريم سياسي و اقتصادي و زور نظامي وادار به تسليم خواهند كرد».
ايشان تأكيد كردند: اين تحليل، غلط و خطرناك است، زيرا واقعيات جهان و منطقه نشانگر تزلزل جدي مباني اقتدار غرب است. بنابراين بايد واقعيات را به درستي درك كرد تا گرفتار تحليل اشتباه نشويم. دومين نكتهاي كه رهبر انقلاب اسلامي به عنوان وظيفه در شرايط كنوني متذكر شدند، آمادگي براي نقشآفريني در نظم جديد جهاني از طريق قويتر كردن كشور بود.
با توجه به اينكه در شرايط كنوني ميز مذاكرات به خط مقدم مواجهه نظام سلطه با نظام اسلامي تبديل شده و نظام سلطه در استمرار فشارهاي خود بر ايران اسلامي در طول سي و چند سال گذشته، در اين مذاكرات نيز همين روند را دنبال ميكند، بنابراين، ميز مذاكرات را بايد فراتر از چانهزني براي چند سانتريفيوژ يا درصد و ميزان غني شده اورانيوم دانست، اين نگاه البته به معني ترك ميز مذاكره نيست، بلكه به معني آن است كه فضاي رواني حاكم بر مذاكرات بايد متكي بر ظرفيتهاي دروني انقلاب اسلامي و با نگاهي راهبردي به اين روند باشد. مذاكره از موضع اقتدار با اتكا به روندهاي داخلي و عقبه راهبردي نظام در منطقه و ابتنا به اقتصاد مقاومتي براي عبور از مشكلات اقتصادي به عنوان چالشيترين بستر مورد انتظار دشمنان و مديريت چالشهاي سياسي در داخل، ميز مذاكرات را به سكوي پرشي براي ورود قدرتمندانه به نظم آينده تبديل ميكند و لازمه آن نيز باور دستگاه ديپلماسي و دستگاهها و شخصيتهاي تصميمساز به آن است، وگرنه در ماههاي آينده بايد شاهد تكرار تمديد توافقنامه در نشستهاي بعدي و البته به گرو گرفته شدن فرآيندهاي داخلي توسط بيگانگان باشيم، چراكه روندهاي بينالمللي و منطقهاي و درگير شدن در چالشهاي متعدد مجالي را براي نظام سلطه عليه ايران براي اقدامات خصمانه يا تشديد تحريمها از طريق اجماع در شوراي امنيت و. . . باقي نگذاشته است.