کد خبر: 670670
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۳ - ۲۰:۵۰
سرمايه‌داري هفت سر در مدارس كشور سرك مي‌كشد
قبل‌ترها فيلم جويندگان طلاي چارلي چاپلين، آنجا كه همكار وي چارلي را مثل مرغ مي‌بيند و به آن حمله مي‌كند تا بخوردش، برايمان يك طنز تلخ بود كه به آن مي‌خنديديم در عين حال درونمان براي بلاهايي كه ممكن است گرسنگي به سر انسان بياورد، گريه مي‌كرد.
نفيسه ابراهيم‌زاده انتظام
قبل‌ترها فيلم جويندگان طلاي چارلي چاپلين، آنجا كه همكار وي چارلي را مثل مرغ مي‌بيند و به آن حمله مي‌كند تا بخوردش، برايمان يك طنز تلخ بود كه به آن مي‌خنديديم در عين حال درونمان براي بلاهايي كه ممكن است گرسنگي به سر انسان بياورد، گريه مي‌كرد. اما چه كسي فكرش را مي‌كرد كه اين اتفاق يك نمود واقعي در كشور خودمان پيدا كند، آن هم در مقدس‌ترين نهاد اجتماعي تعريف شده بعد از خانواده؛ يعني در مدارس و در سيستم آموزش و پرورش كشور؟
«خريد و فروش دانش‌آموز» عجيب‌ترين تيتري بود كه مي‌شد اين روزها و در ميان انواع و اقسام تيترهاي اختلاس و اتهام و ارتشا و حتي بعد از خبر اخذ شهريه 11 ميليوني در يكي از دبستان‌هاي تهران خواند.
«دانش‌آموز بده، پول بگير، بعد هم با اين پول هركاري كه دلت خواست بكن؛ بگذار توي جيبت و خوش باش يا بريز در حساب مدرسه و چاله چوله‌ها را پر كن!!» يعني مديران مدارس به ويژه مدارسي كه در گرفتن اجباري كمك‌هاي اختياري و شهريه دست بازتري دارند (مثل برخي از غيرانتفاعي‌ها)؛ دانش‌آموز را به چشم اسكناس و سود بيشتر مي‌بينند. اين اتفاق كه اين روزها و در آستانه بازگشايي مدارس از سوي رسانه‌ها پرده‌برداري شد، تلخي طنزش فقط گزندي دارد تا خنده.
راستش خيلي وقت است شاهد نفوذ جريان سرمايه‌داري و ليبراليسم در برخي از نهادهاي كشور هستيم اما لااقل انتظار داشتيم آموزش و پرورش و نهاد مقدس تعليم و تربيت آخرين مجموعه‌اي باشد كه به آن آلوده مي‌شود؛ اما خبرهاي رسمي و غيررسمي منتشر شده در اين زمينه نشان مي‌دهد اين مجموعه اصلاً قصد ندارد از موج سرمايه‌داري عقب بماند.
هيچ‌چيز دردناك‌تر از اين نيست كه بخواهيم در جايي آموزش و پرورش را با واژه‌هايي منحصر به ليبراليسم مثل سرمايه‌داري، دلالي، فعاليت هرمي، اصالت سود و پورسانت كنار هم قرار دهيم. هيچ‌گاه در تصور هم نمي‌گنجد كه روزي روي تخته سياه كلاسي بخوانيم «د» مثل دلالي دانش‌آموز يا «ه» مثل فعاليت هرمي براي جذب دانش‌آموز بيشتر و در نتيجه كسب سود و پور‌سانت بيشتر.
لابد اگر آموزش و پرورش هم برنامه 90 داشت بايد پرونده‌اي مشابه دلالي بازيكنان فوتبال براي دلالي دانش‌آموزان نيز باز مي‌كرديم.
اين ماجرا جاي طرح اين سؤال را باز مي‌كند كه واقعاً تا چه حد فضاي تعليم و تربيت كشور مي‌تواند متأثر از پول باشد؟ معلوم نيست اعمال سليقه‌هاي سياسي آموزش و پرورش ما را به اين روز درآورده يا گرفتن عشق از معلمي و پيوند زدن اين حرفه با تأمين مادي. اما هر چه كه هست سؤال‌هاي بي‌جوابي با خود همراه دارد.
آيا آموزش و پرورش مي‌تواند از گزند اژدهاي هفت سر سرمايه‌داري مصون بماند؟ چطور مي‌شود مقدس‌ترين نهاد كشور را در برابر ديكته‌هاي ليبرالي محفوظ نگه داريم؟ چرا افزايش بودجه اين وزارتخانه به داد آن نمي‌رسد؟ چقدر ديگر به بودجه آموزش و پرورش و اعتباراتش اضافه شود تا شاهد اين ماجراها نباشيم؟ چرا مطالعه مباني اقتصاد آموزش و پرورش به كمك نمي‌آيد؟ منظورمان از ورود بخش خصوصي به حوزه آموزش اين است؟
اگر روزي فرستادن دانش‌آموزان به مدارس ميليوني مد شود، دوباره مي‌رسيم به جايي كه نبايد؛ به جايي كه مدرسه و كلاس و درس مخصوص اشراف‌زادگان و پولدارها مي‌شود و پابرهنگان به خاطر وضع مالي‌شان اول مستقيم و غيرمستقيم از سوي سيستم حذف مي‌شوند و سپس خودشان روي حضور در كلاس‌هاي درس نخواهند داشت و اين چشم و همچشمي بازار بخش خصوصي را داغ‌تر مي‌كند و ما هم براي اينكه آمار جاماندگان از تحصيل آمارهاي توسعه‌اي‌مان را خدشه‌دار نكند، تحصيل رايگان را به آنها صدقه بدهيم و آنها هم جرئت نكنند كيفيت خدمات يا همان دندان‌هاي اين اسب پيش‌كشي را بشمرند.
حالا خدا كند اين هشدار دلسوزانه به توهم توطئه و نفوس بد زدن متهم نشود اما ساحت نظارتي مجلس، موضع كميسيون آموزش و زمان و نحوه ورودش به موضوع آخرين اميدهايي هستند كه رسانه‌ها به آنها مي‌آويزند. اما موضع خنثي يا بي‌اطلاعي نمايندگان مجلس از آنچه در مدارس رخ مي‌دهد و در نهايت «در صورت تأييد برخورد مي‌كنيم» شديدترين موضع بهارستاني‌ها در پرونده‌هاي اينچنيني بوده است. زيرا اين سريال در مورد اخذ اجباري وجه در هنگام ثبت‌نام دانش‌آموزان نيز در سال‌هاي پيش تكرار شد و در نهايت اين خانواده‌ها بودند كه تسليم شدند و تن به گرگ سرمايه‌داري سپردند. در مورد آن پرونده هم تمام مراحل تذكر به آموزش و پرورش و دعوت وزير به مجلس و بيان جمله معروف «برخورد مي‌كنيم» طي شد.
ظاهراً سرهاي سرمايه‌داري اگر قطع نشوند به راحتي تكثير مي‌شوند و در حالي كه افكار عمومي منتظر انتشار اخباري از اجرايي شدن سند تحول بنيادين هستند، از سرك آن در صف تعليم و تربيت و در مدارس خبر مي‌خوانند.
جايي خواندم يكي از مسئولان اجرايي گفته بود، برخي از اين تخلفات منحصر به آموزش و پرورش ما نيست و در نظام آموزشي برخي ديگر از كشورهاي دنيا هم ديده مي‌شود. اما اين مسئول محترم دقت نكرده اينجا نظام جمهوري اسلامي و آموزش و پرورشي كه ايشان از آن ياد مي‌كند، آموزش و پرورش اين نظام است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار