
چند روزي از پايان نخستين سال فعاليت علي مرادخاني در سمت معاون هنري وزارت ارشاد ميگذرد. در مدت يك سال گذشته، حوزه مديريتي علي مرادخاني بيشترين حجم انتقادات را از وزارت ارشاد به خود اختصاص داد. آخرين نمونه حاشيههاي معاونت هنري، خبر اجراي قطعهاي از موسيقيدان عضو گروهك منافقين در يك كنسرت بود كه البته با پيگيريهاي انجام شده اجراي آن قطعه لغو شد.
به گزارش«جوان»، معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، داراي زير مجموعههايي چون دفتر امور هنرهاي تجسمي، دفتر امور موسيقي، اداره كل امور هنرهاي نمايشي و مركز آموزش و توسعه فعاليتهاي هنري است. گستردگي فعاليت اين معاونت نسبت به ساير معاونتهاي وزارت ارشاد بيشتر است. در طول يك سال گذشته حواشي در اين معاونت به صورت سلسلهوار و پي در پي در حوزههاي مختلف به وجود آمدند. از تدفين خوانندههاي زيرزميني در قطعه هنرمندان گرفته تا خبر اجراي قطعه موسيقي يك موسيقيدان عضو گروهك منافقين.
سگهاي زرد اولين چالش آقاي معاون علي مرادخاني سالها در حوزه مديريت موسيقي فعاليت داشته است و شايد از شانس بد وي باشد كه اولين و آخرين اتفاق حاشيهساز در حوزه معاونت هنري مربوط به موسيقي ميشود. اولين چالش مرادخاني بحث تدفين دو خواننده زيرزميني بود كه در يك حادثه تيراندازي در ايالات متحده كشته شده بودند. آرش و سروش فرازمند به دليل اختلافات داخلي توسط يكي ديگر از اعضاي گروه به ضرب گلوله كشته ميشوند. خبر انتقال اجساد از امريكا به ايران و تدفين آن در قطعه هنرمندان به سرعت جنجال به پا كرد. گفته شد هزينه 100 ميليوني از سوي معاونت سينمايي! براي انتقال اجساد از امريكا هزينه شده است اگرچه اين خبر هيچ وقت به صورت رسمي تأييد يا تكذيب نشد اما مطمئناً اين كار توسط خانواده فرازمند صورت نگرفت.
بعد از آن رفتار تبعيضآميز در تدفين اين دو جوان در قطعهاي كه بزرگان هنر در آن دفن شدهاند و اينكه پيكر چندين هنرمند بنا به بهانهاي چون كمبود جا در اين قطعه دفن نشدهاند، باز هم بر دامنه اعتراضات افزود. مرادخاني در واكنش به اين انتقادات گفت: من كاري ندارم. خوب وقتي خود معاونت سينمايي پيكر آنها را آورده است. . . معاونت سينمايي نامه به ما ميدهد كه كار دفن آنها را پيگيري كن. خود آقاي سرير به من تلفن زد. مرتب با من صحبت ميكرد. من كه خبر نداشتم. بعد شنيدم كه فرزندان آقاي فرازمند بودهاند و اتفاقاتي كه برايشان افتاده بود. من هم به آقاي سرير گفتم من كاري ندارم. تأييد كنند، من انجام ميدهم.
ديروز نيز خبري درباره اجراي قطعهاي موسيقي متعلق به «عماد رام» موسيقيدان و خواننده قديمي كه عضو گروهك منافقين بوده در تالار وحدت منتشر شدكه با پيگيري رسانهها اجراي آن قطعه موسيقي لغو شد، اما اين لغو اجرا چيزي از سهلانگاري مسئولان موسيقي ارشاد كم نميكند. جالب است كه مرادخاني سالها در حوزه موسيقي مديريت و 14 دوره جشنواره موسيقي فجر را برگزار كرده است، اما در زماني كه به عنوان يك مدير باسابقه در پست معاونت هنري تكيه زده است، بايد موسيقي ارشاد چنين گافهايي را بدهد.
چراغ قوه بر تاريكي تئاتراما چالشيترين حوزه فعاليت مرادخاني، هنرهاي نمايشي است. توجه رسانهها روي تئاترهاي اجرا شده و اظهارات برخي از كارگردانهاي تئاتري باعث شد تا مرادخاني با مواردي روبهرو شود كه تا پيش از اين معاونتهاي هنري با آن درگيري نداشتند. حسين طاهري از سوي مرادخاني به عنوان مدير كل هنرهاي نمايشي منصوب شده است. طاهري نتوانسته است در مدت مديريت خود رابطه چندان مطلوبي با هنرمندان تئاتري ايجاد كند به طوري كه علي جنتي جلسهاي را با مرادخاني براي بررسي وضعيت تئاتر گذاشت اما چند روز بعد به دليل حل نشدن مشكلات، تئاتريها دست به تحصن زدند و درخواستهاي خود را به صورت حضوري مطرح كردند.
اعتراض به عملكرد طاهري به همينجا منحصر نشد بلكه در حالي كه 20 روز تا برگزاري جشنواره تئاتر عروسكي فاصله داريم، مرضيه برومند دبير جشنواره با بيان اينكه جانش به لبش رسيده از سمت خود استعفا داد. برومند در انتقادي صريح از عملكرد طاهري، خواستار دخالت مرادخاني در اين خصوص شد. اعتراض به محتواي تئاترها، پوشش نامناسب بازيگران در برخي از اجراها، عدم نظارت روي متنهاي نمايشنامه، رفتارهاي تبعيضآميز در دادن امكانات به كارگردانها و همچنين اظهارات هنجارشكنانه محمد يعقوبي در مصاحبهاش و توهينهاي آشكار وي به حجاب، انقلاب و سانسور از ديگر مواردي است كه باعث شد تئاتر به حوزه التهابي براي مرادخاني تبديل شود. در اين مدت اجراهاي كارگردانهايي چون محمد رحمانيان، حسين كياني، محمد يعقوبي و هادي مرزبان دچار حواشي شد. اجراي «تانگوي تخم مرغ داغ» توسط قوه قضائيه توقيف شد. اين توقيف چند روزه كه با اصلاح نمايش دوباره اجرا شد، در تاريخ تئاتر ايران بيسابقه بود.
داورهاي بد سابقه در تجسمي اگرچه مهمترين چالش سال گذشته حوزه هنرهاي تجسمي به دعواي بين شهرداري و پرويز تناولي باز ميگردد اما حوزه كاري مرادخاني هم چندان بيحاشيه نبوده است. انتصاب ساعد مشكي به عنوان دبير يازدهمين دو سالانه پوستر تهران، حضور پريسا تشكري و مجيد عباسي در اين جشنواره به عنوان داور بدون در نظر گرفتن سابقه همكاري اين سه تن با جشنوارههاي پوستري كه در خارج از كشور بر ضد انقلاب و در حمايت از جريان فتنه انجام شده است، اعتراضات زيادي را به همراه داشته است. به رغم مستندات همكاري اين افراد با جشنوارهاي مانند «پوستر براي فردا» كه در پاريس اجرا ميشود، معاونت هنري تصميمي براي قطع همكاري و اصلاح اشتباه انجام شده صورت نداده است.
انتظار براي برآورده شدن وعدهها علي مرادخاني در ابتداي سال جاري طي مصاحبهاي برنامههاي خود را براي سال 93 اعلام كرد. مرادخاني با وعده اينكه تمام تلاش و همت خود را به كار گيرد تا محيطي خوب، آرام، بيدغدغه و پرتلاش را براي هنرمندان فراهم كند، قول داد با كمك دولت به تجهيز اماكن فرهنگي و هنري بپردازد. اما اتفاقاتي كه از ابتداي سال تا به حال رخ داده است، نشان ميدهد كه اگر بخواهيم در اين حوزه محيط خوبي را داشته باشيم بايد در مهرهچيني مديران هنري تجديد نظر صورت بگيرد. در خصوص توسعه امكانات فرهنگي نيز بايد منتظر بود و ديد كه آيا مرادخاني قصد ارائه گزارشي از اقدامات خود دارد يا خير.