کد خبر: 664694
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۱:۵۸
دنيا حيدري
مثل طبل تو‌خالي فقط صدا دارد و بس؛ صدايي كه شايد از دور مثل آواز دهل شنيدني باشد، اما نزديك‌تر كه مي‌شود، سرسام‌آور است و كر كننده.  اين واقعيت تأسف برانگيز امروز ورزش است. ورزشي كه روزي اصول اوليه‌اش جوانمردي و پهلواني بود، حالا، آنقدر از اصل خود دور مانده كه پهلواني برايش جز يك افسانه دور از دسترس نيست،‌پهلواني سال‌هاست كه در ورزش تنها در يك روز خاص خلاصه مي‌شود.
 
 
هفدهم شوال كه صداي زنگ مرشد در زورخانه مي‌پيچد و عده‌اي براي بزرگداشت نمادين پهلواني كه سال‌هاست در ورزش به خاك سپرده شده، دور هم جمع مي‌شوند و گلريزاني مي‌گيرند و باز هم بساطش جمع مي‌شود تا سال آينده كه باز هم مراسمي نمادين برگزار شود و دوستان خاطره‌اي تعريف كنند از گذشته‌هايي نه چندان دور كه حالا تنها حسرت آن باقي مانده است، چراكه پهلواني در ورزش حالا تنها عكسي زيبا و قديمي است كه در قابي شكيل و گرانبها محدود شده و جايش گوشه‌اي بالاي ديوار است نه در وسط ميدان و گود!
 
البته انتظاري هم نمي‌توان جز اين داشت. نگاهي كوتاه به سر و ته ورزش نشان مي‌دهد كه نبايد هم جايي براي پهلواني در اين عرصه متصور شد. در ورزشي كه حرف اول و آخر آن پول است و فريب و رشوه و دست‌هاي پشت‌پرده‌اي كه داستان‌نويسان اصلي ماجرا هستند و هرگز چهره واقعي خود را نمايان نمي‌كنند، اگر هم بخواهيم نمي‌توانيم جايگاهي براي پهلواني و مرام آن در نظر بگيريم. 
 
پهلواني هم اين روزها معنايش در گذر زمان، دستخوش تغييرات شده و آن مردانگي و جوانمردي نيست كه روزي در گود و ميدان نبرد ديده مي‌شد. پهلواني حالا دستمايه‌اي بيش نيست براي آقاياني كه قصد خودنمايي دارند. آقاياني كه پشت تريبون‌هايي كه به آنها داده مي‌شود، از آن داستان‌ها نقل مي‌كنند. پهلواني امروز جز داستان‌هاي پر شاخ و برگ دست‌گيري آقايان از بينواياني نيست كه روزي در خفا انجام مي‌شد. پهلواني امروز چك هايي است كه مقابل لنز دوربين‌ها امضا مي‌شود تا سطلي قير شود بر پشت بام مسجد، مدرسه يا حسينيه‌اي كه مي‌تواند توشه‌اي باشد براي آخرت اما آنقدر چرق چرق دوربين‌ها را به خود مي‌بيند كه لوث مي‌شود!
 
 
پهلواني در ورزش امروز ديگر آن معناي مرام و معرفت و بزرگي و جوانمردي ديروز را ندارد! چرا كه ورزش را امروز چيزي جز پول‌هاي هنگفت و رقم‌هاي درشت معنا نمي‌كند. امروز ديگر كسي نه براي خشنودي مادر پيري كه براي پيروزي فرزندش دعا مي‌كند، كه فقط براي پول‌هاي بي‌زباني كه حساب و كتابي ندارد وارد ميدان مي‌شود؛ ميداني كه حتي برد و باخت آن هم ديگر چندان اهميتي ندارد و خواب شب قبل بازيكنان را به خود اختصاص نمي‌دهد.
 
ورزش و فوتبال كه در اين امر از ديگر رقبايش به شدت فاصله گرفته و گوي سبقت را ربوده، ديگر ميداني براي تزكيه نفس و به رخ كشيدن بزرگي و جوانمردي نيست. ورزش سال‌هاست كه صرفاً به تفريحي براي كسب درآمد تبديل شده و در اين بين حتي قواعد بازي هم تغيير كرده است. حالا ديگر قاعده بازي جوانمردي و رعايت قانون نيست. بلكه زيركي‌هاي به روز شده‌اي است براي رسيدن به اعداد و ارقامي بزرگ‌تر و دندانگيرتر. حالا واژه‌هايي چون رشوه، تباني و غيره در ورزش حرف اول را مي‌زنند. واژه‌هايي كه به مرور پهلواني را از ميدان به در كرده و فساد را جايگزين كرده‌اند. فسادي كه حالا خود را به عنوان يكي از اصول اوليه ورزش جا انداخته است!
 
 
باورش تلخ اما اين عين واقعيت است. اينكه پهلواني سال‌هاست تنها واژه‌اي افسانه‌اي و برگه‌اي قاب شده روي ديوار يا در گنجه خاطراتمان است كه سالي يك بار برايش گلريزان مي‌گيرند و باز هم آن را به گوشه گنجه تبعيد مي‌كنند تا سال بعد. واژه‌اي كه دوري‌اش از ورزش، راه را براي عرض اندام واژه‌هاي بدنامي چون فساد باز گذاشته است اما هيچ كس حتي آنهايي كه سالي يك بار براي پهلواني از دست رفته ورزش گلريزان مي‌گيرند هم لحظه‌اي به بازگرداندن اين آب رفته به جوي نمي‌انديشند كه اگر اين گونه بود، امروز پهلواني تنها واژه‌اي افسانه‌اي نبود كه براي يافتنش هيچ چشم تيزبيني كارساز نباشد!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار