عصر نفت: نه به رسم مالوف رقص های «دو دستماله» و نه به شیوه سیاسی کاری؛ انتصاب انتصابی است که «رقمش» به «رمقش» می چربد و کار به کاردان سپرده می شود. نه قرار است دندانی تیز شود و نه کیسه ای از این چند سطر دوخته اما باید قبول کنیم چند سالی بود که از انتصاب های کارشناسی خبری نبود به ویژه در دولت دهم که «شایسته سالاری» از احکام صادره ترشح نمی شد و «عرل» ها بوی سیاست می گرفت و برخی «نصب» ها سوی نیابت؛ نائبانی برای جامه داران عرصه قدرت که هیچ مجالی را برای رسیدن به اهداف خود از دست نمی دادند.
وزارت نفت روزگاری پاتوق اهل «رمق» بود و سیاست بازی و رفاقت های غیر قابل قیمت گذاری، مسندی را برای «فن سالاران» باقی نمی گذاشت؛ به یکباره مدیری پایین دست به طبقات بالای وزارت نفت راهنمایی می شد و سمت هایی به برخی «هبه» می شد که ابروها در هم فرو می برد.
در این میان بودند مدیرانی که «شریک» مناسبی برای صاحبان قدرت شدند و در کمال نا باوری رنگ عوض می کردند و هیچ چیز را «دست نیافتنی» تر از سمت نمی دیدند چه مدیر معزول «استاد» باشد و چه «مراد». روزهایی که آسمان نفت و سمت ها ابری بود و بی نسبت با تبار تخصص ، آن چه دیده می شد تبی بود به نام «تب پوتوماک»؛ تب خود بزرگ بینی که هر سیاسی کاری را به مراتب بالای مدیریتی می کشاند و عمر مدیریت را با عمر دولت ها هم دامن می کرد.
حساسیت ها در نفت گونه ای دیگر است، نمی توان به سادگی کسی را برکنار کرد و مدیری دیگر را بر مسند کار نهاد؛ از کارتابل رئیس جمهور گرفته تا دفتر مدیران میانی، پر است از توصیه نامه هایی که گزینه های خود را «یگانه» تر از سایرین می دانند و بر این باروند که شخص مورد نظرشان باید «سری» در «سرها» باشد.
در دولت گذشته کم نبودند مدیرانی که «جاده صاف کن» برنامه های اقتصادی و سیاسی برخی دولتمردان بودند و آبروی و اعتبار خود را «حرام» افرادی کردند که اینک نه نشانی ازآن ها باقی است و نه نامی خوش ولی چه می توان کرد که فضای صنعتی صد و چند ساله به این شکل درآمده است و اصلاح آن نیازمند گذشت زمان کمی نیست.
و صد البته که ناخواسته در بحبوجه نا امیدی و بی ندبیری، نگاه ها به دولت یازدهم دوخته شد تا «کنار» رفته ها به «میان» بیایند و مرهمی باشند بر زخم های پی در پی ای که بر بدنه صنعت نفت وارد شد؛ با آغاز به کار دولت جدید اما برخی انتصابات در وزارت نفت به مذاق کمتر کارشناسی خوش آمد و عده ای نیز راه «تدبیر و امید» را همان راه «عدالت محور» نامیدند ولی برگه «آس» رو شد.
این سطور بهانه ای است برای تقدیر از یک انتصاب؛ مرد مهار فوران و یکی از چهره های ماندگار صنعت نفت با حکم رکن الدین جوادی مدیرعامل شرکت ملی نفت برای بار سوم به خانه خود بازگشت؛ به شرکت ملی حفاری.
حیدر بهمنی مرد اول کویت و کریت، کنگان و نفتشهر و تابو شکن حضور شرکت های ایرانی در پارس جنوبی و بسیاری از پروژه های بزرگ توسعه ای. نوشتن از این انتصاب را با روزهایی کنار هم بگذارید که جریان انحرافی برای کم کردن وزن وی به رستم قاسمی چه فشارهایی نیاورد و چه روزهای عریبانه ای که بر بهمنی و امثال بهمنی نگذشت. در آن برهه از زمان، خاموش کردن هجمه های ناجوانمردانه علیه بهمنی که از قضا انگیزه فراوانی داشتند کار آسانی نبود و تا به امروز نیز ادامه داشت.
بهمنی با سیاسی کاران «ناساز» می نواخت تا بی گمان این حساب برده شود که آخرین میوه فعالیت معاون اسبق بازسازی وزات نفت، میوه «تلخ حفاری» است اما وی بازگشت، به شرکتی که نامش با وی قرین شده است تا این انتصاب موجب افزایش مضاعف روحیه کارکنان حفاری و احترام به آن ها باشد.
زمانی که نام بهمنی برای شرکت ملی حفاری مطرح شد تمامی آنانی که در حسرت حضور در ملی حفاری به سر می بردند انگشت گزیدند بی توجه به آن که تمام پیشنهادهای مطرح شده برای حضورشان در راس بزرگترین شرکت حفاری خاورمیانه به خاک سپرده شد و دراین میان بدون تردید به مانند گذشته باید در انتظار «آشوب» منتقدان سیاسی وی نشست.
از یاد نمی بریم روزهای نفتشهر که تاوان اشتباه دیگران کم مانده بود به قیمت جانش تمام شود اما تقدیر بر آن بود که به شهید الماسی نپیوندد؛ روزهایی که یک تنه به سمت آتش حمله ور شد و دوستانش در شبکه های تلویزیونی به تعریف و تمجید از خود می پرداختند؛ او کاشت تا «نامحرمان» برداشت کنند ولی با این وچود زبان به شکوه نگشود. یادمان نمی رود درد شکستگی پایی که امان بریده بود اما ماند در مرکز عملیات؛ نه هلهله ای کرد و نه نفتشهر را سکوی پرتاب خود!
پرچم های انحرافی از همین امروز در گذرگاه ها به اهتزاز درآمده اند و بادهای غرض ورزانه به زودی خواهند وزید؛ «کوفیان امروزی» باز هم دست بیعت دراز خواهند کرد ، چهره در نقاب خواهند کشید و بی گمان برای تو نقشه ها در سر دارند مرد نجیب حفاری.