کد خبر: 662899
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۴:۴۵
جستارهايي در پيشينه تاريخي و كاركرد مسيحيت صهيونيستي
نيما احمدپور

در دو دهه اخير با اوج‌گيري و رشد سريع اصولگرايان مسيحي در جامعه امريكا و راهيابي آنان به مراكز قدرت و تصميم‌سازي اين كشور، بسياري از مناطق مختلف جهان، به‌ويژه خاورميانه دستخوش تغيير و تحولاتي شدند كه ناشي از نفوذ گسترده و تأثير اين گروه‌ها در سياست خارجي امريكاست. با توجه به اظهارات شخصيت‌هاي مختلف ديني، سياسي و فكر صهيونيست‌هاي مسيحي به وضوح مي‌توان به ديدگاه نژادپرستي افراطي صهيونيست‌ها و خط‌مشي سياسي آنان در مقابل اسلام و تحولات خاورميانه و به‌ويژه فلسطين پي برد.

بررسي و تحليل سياست خارجي و استراتژي جديد امريكا پس از فروپاشي شوروي سابق، خصوصاً بعد از حادثه 11 سپتامبر سال 2001، مستلزم شناخت و آگاهي از گرايش دولتمردان و جريان‌هاي فكري و سياسي مؤثر در تدوين اين سياست‌هاست، طبيعتاً با شناخت ماهيت افكار و انديشه‌هاي اين جريانات فكري و دستيابي به اصول و مباني اعتقادي سياستگذاران امريكا به نحو مطلوب‌تري مي‌توان مواضع و سياست‌هاي آنان را ارزيابي و تحليل كرد و به راهكارهاي عملي و مناسب‌تري در مقابله با آنان دست يافت.
 
 
وجه تمايز و مشخصه بارز تصميم‌گيران دولت امريكا، اعتقاد آنها به مسيحيت افراطي و تلاش در جهت تحقق پيشگويي‌ها و تفسيرهايي است كه از كتاب مقدس مي‌كنند و به نظر مي‌رسد به اين موضوع، آنگونه كه بايد توجه نمي‌شود و اهتمام به اين امر مي‌تواند علل و ريشه بسياري از تصميمات اين كشور را روشن سازد. صهيونيسم در ايالات متحده امريكا صرفاً يك جنبش سياسي متشكل از ذي‌نفوذان يهودي نيست و اگرچه به‌طور قطع آنها نقش مؤثري در حمايت از رژيم صهيونيستي و تحقق اهداف آنها ايفا مي‌كنند، اما صهيونيست‌هايي با نفوذ بيشتر و تعداد گسترده‌تري وجود دارند كه تحت لواي مسيحيان انجيلي فعاليت مي‌كنند و نام جنبش خود را صهيونيسم مسيحي گذاشته‌اند. انتخاب اين اسم مركب به دو علت اساسي زير است:
 
اول اينكه مسيحيت در دو بعد ارزش‌هاي اخلاقي، ديدگاه‌ها، شيوه تحقق و راهبرد اهداف مورد نظر در تناقض كامل با صهيونيست‌هاست، دوم اينكه اين جريان صهيونيستي نه‌تنها نمايندگي يا شباهتي با انواع كليساهاي مختلف انجيلي در داخل يا خارج امريكا ندارند، بلكه اكثر كليساهاي بزرگ انجيلي به‌شدت با آنان در تعارض است و آنها را خارج از تعاليم مسيح مي‌دانند، لذا تعميم اين جنبش به كليساي انجيلي چه در داخل امريكا يا در سطح جهاني و به‌ويژه در شرق و خاورميانه يك اشتباه و خطاي محض است.
 
 
مهم‌ترين كتب و مطالعات تحقيقي كه در زمينه افكار و خطرات اين جنبش در جامعه امريكا و نقش ايالات متحده را بر جهان افشا مي‌سازد، عمدتاً توسط مسيحيان انجيلي امريكا به رشته تحرير در‌آمده است كه بعضاً وابسته و عضو اين جريان بودند و پس از آگاهي و شناخت از ضلالت و گمراهي آنان ضمن تغيير مسير صريحاً به انتقاد از آنان برخاسته و اعلام كرده‌اند اعتقادات اين جنبش هيچ‌گونه ارتباطي به مسيحيت و كتاب انجيل ندارد. بدون شك يكي از بارزترين اين شخصيت‌ها خانم گريس‌هالسل نويسنده كتاب‌هاي پيشگويي و سياست است كه نقش مؤثري را در اين زمينه ايفا كرده است.
 
پيشينه حضور و نقش‌آفريني مسيحيت صهيونيستي
 
در آغاز بايد به اين مهم اشاره كرد كه صهيونيسم مسيحي، يك جنبش جديد نيست و قدمت آن بيش از رژيم اشغالي (1948) بلكه قديمي‌تر از صهيونيسم است و سرآغاز آن به اوايل قرن 17 ميلادي (1649م) باز‌مي‌گردد. به عبارت ديگر سوابق آن قديمي‌تر از پيدايش خود كشور امريكاست. در اين مقال تلاش شده است با پرتواندازي به تاريخ نشو و نماي اين جنبش درباره تحولات ادبيات ديني آنها را كه خارج از چارچوب جريان عمومي مسيحيت انجيلي است، نكاتي ذكر شود. در واقع آگاهي از حقايق و علل گسترش آنها در امريكا بدون شناخت سابقه و پيشينه تاريخي و ابعاد لاهوتي آنها ممكن نخواهد بود.
تأثير تفكرات جامعه اوليه امريكا بر پيدايش اين جنبش در اين كشور را از خلال وقايع زير مي‌توان استنباط كرد:
 
1ـ عنوان اولين رساله دكتراي دانشگاه‌ هاروارد در سال 1642م عبارت است از:«عبري زبان مادري.»
 
2ـ عنوان اولين كتابي كه در امريكا به چاپ رسيد، عبارت است از:«سفر مزامير Psalm.»
 
3ـ نام اولين مجله‌اي كه در امريكا منتشر شده، چنين است: «يهودي «.The Jew
 
 
4ـ حتي جفرسون رئيس‌جمهوري امريكا پيشنهاد كرده بود به‌جاي شعار عقاب به عنوان سمبل امريكا، تصويري از فرزندان اسرائيل زير سايه ابري تيره در روز همراه با ستوني از نور در شب درج شود. (1)
 

تشابهاتي كه مهاجران اوليه امريكا (يهوديان) بيان مي‌كردند، چنين است:
 
1ـ جيمز اول پادشاه انگلستان كه آنها را طرد كرد، تشبيه به فرعون مي‌كردند.
 

2ـ بريتانيا كه از آنجا مهاجرت كردند، تشبيه به مصر مي‌شد.
 
3ـ امريكا كه به آنها پناه داده بود، تشبيه به كنعان جديد مي‌شود.
 
4ـ و بالاخره سرخپوستان بومي امريكا را به اسباط دهگانه مفقوده تشبيه مي‌كردند. (2)
 
  موضوع اعتقادات صهيونيست‌هاي مسيحي
 
موضوع اعتقادات و پيشينه عقايد صهيونيست‌هاي مسيحي موضوع بسيار حساس و بي‌نهايت دقيقي است، زيرا آنچه را كه رهبران اين جنبش مي‌گويند، در واقع افترا و دروغ‌هايي است كه به اعتقادات دين مسيح نسبت مي‌دهند. شايد مشهورترين كتاب ديني آنها در امريكا كتابي است به قلم كشيش سايرس اسكوفيلد كه تعاليم خود را از نظريات كشيش جان نلسون دارابي (ايرلندي) گرفته است. از جمله نظريات وي اين است كه مي‌گويد: خداوند دو برنامه و دو ملت يا شعب دارد: ]فلسطين اشغالي] و آن مملكت خداوند در زمين و قوم يهود، كليسا و آن مملكت خداوند در آسمان و ملت مسيح، اولين كتاب وي به نام انجيل اسكوفيلد در سال 1909 به چاپ رسيده است. (3)همچنين يكي از كشيش‌هاي بزرگ و معروف اين جنبش به نام‌ هال‌ليندسي كتابي تحت عنوان
 (The Last Great Plant Earth) كه در سال 1970 بيش از 20 ميليون نسخه آن چاپ شد.
 
ليندسي در اين كتاب سناريوي پايان جهان و آخرالزمان را چنين ترسيم مي‌كند:
 

1ـ برپايي [رژيم صهيونيستي[.
 
2ـ بازگرداندن يهوديان از نقاط مختلف جهان به سرزمين موعود.
 
3ـ تجديد بناي هيكل سليمان روي ويرانه‌هاي مسجدالاقصي و گنبد مسجد صخره.
 
 
4ـ تعرض و حمله بزرگ و گسترده از طرف كفار (مسلمانان و ياران آنها) به [رژيم اشغالگر.[
 
 
5ـ قيام ديكتاتوري بدتر از هيتلر يا مائوتسه تونگ كه نيروهاي مهاجم را رهبري مي‌كند.
 
 
سيطره اين ديكتاتوري بر مناطق وسيعي از جهان و دشمني آنها با يهوديان (براي مدت هفت سال).
 

7ـ وقوع جنگ آرماگدون كه منجر به فاجعه عظيمي در محيط زيست مي‌شود. (جنگ هسته‌اي).
 
8ـ افزايش پيروان و كساني كه به ظهور مجدد حضرت مسيح ايمان مي‌آورند و نجات معجزه‌آساي آنها با قدرت الهي از معركه آرماگدون در شرايطي كه سايرين در آهن گداخته ذوب مي‌شوند.
 
 
9ـ تمامي اين حوادث در يك لحظه يا طرفه‌العيني به وقوع مي‌پيوندند.
 
10ـ نزول حضرت مسيح و يارانش بعد از هفت روز، در حالي كه همه مؤمنين به گرد وي جمع مي‌شوند.
 
11ـ پيوستن 144 هزار يهودي به مسيحيت انجيلي به‌طوري كه هر يك از آنان با استقرار و انتشار در سراسر جهان ساير ملت‌ها را به ديانت مسيح فرا مي‌خوانند.
 
12ـ مسيح براي مدت هزار سال با صلح و عدالت بر جهان حكومت خواهد كرد تا قيامت به پا شود. (4)
 
داعيه‌داران ديروز و امروز يك فرقه
 
پرچم اين جنبش ديني را مجموعه‌اي از كشيش‌هايي حمل مي‌كنند كه از محبوبيت و نفوذ گسترده‌اي بين پيروان خود برخوردارند و از بارزترين شخصيت‌هاي ديني معاصر اين جنبش مي‌توان به اين افراد اشاره كرد: بيلي گراهام و پسرش فرانكلين گراهام، پت رابرتسون،‌گري فالويل ـ اين دو نفر از مقربين جورج بوش رئيس‌جمهور سابق امريكا محسوب مي‌شدند ـ كوپلاند، ركس‌هاميرد، اورال روبرتس، جيم بيكر، جيمي سوگرات و. . . اين افراد بر وسايل ارتباط جمعي و كانال‌هاي تلويزيوني مسيحيت انجيلي كه سراسر امريكا را پوشش مي‌دهند، اشراف دارند و ساير مؤسسات تبليغاتي و انتشاراتي بزرگ امريكا را اداره مي‌كنند.
 
 
از طرف ديگر افرادي از پيروان اين جنبش در سال‌هاي اخير، مراكز و پست‌هاي مهم سياسي، ديپلماسي، نظامي و... امريكا را در اختيار گرفته‌اند كه از آن جمله مي‌توان به رونالد ريگان رئيس‌جمهور اسبق امريكا اشاره كرد.
 
از دوره رياست جمهوري ريگان، دعوت از رهبران اين جنبش به كاخ سفيد و شوراي امنيت ملي، به‌ويژه هنگام اتخاذ تصميمات مهم و اساسي پيرامون خاورميانه، به‌منظور هماهنگ‌سازي اين تصميمات با اراده الهي به صورت يك رويه و سنت در‌آمده است. در آن دوران كشيش پت رابرتسون از جمله شخصيت‌هاي معروفي بود كه در اين جلسات حضور مستمر داشت. از زمان وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001 به بعد كشيش‌گري فالويل كه از مقربين رئيس‌جمهور وقت امريكا بود اين نقش را در دولت بوش مي‌كند.
 
تأثير تعيين‌كننده يك فرقه بر سياست امريكا
 
درباره مفاهيم ديني و اعتقادي اين جنبش بايد گفت در واقع، آنها اراده و خواست خداوند را كه از تفسير تحت‌اللفظي و مجموعه‌اي از پيش‌بيني‌هاي ديني از برخي اسفار تورات و عهد قديم مانند سفر رؤيا، حزقيال، يوحنا و... برداشت مي‌كنند، تعيين‌كننده مي‌دانند. از جمله اين پيشگويي‌ها جنگ آرماگدون است كه بلافاصله پس از وقوع ظهور مجدد حضرت مسيح را به دنبال خواهد داشت. بين تصميمات و اقدامات سياسي نظامي امريكا و اعتقادات ديني به اين پيشگويي‌ها يك رابطه مستقيم برقرار است، به‌گونه‌اي كه پيروان اين جنبش به‌كارگيري تمامي امكانات و توانمندي خود را براي تحقق اراده و خواست الهي امري واجب و ضروري براي يك مسيحي مؤمن مي‌دانند و معتقدند خداوند از ميان مردم كساني را كه شايستگي و لياقت آن را دارند كه اراده و خواست الهي را تحقق بخشند، برمي‌گزيند تا در اين زمينه تلاش كنند.
 
در همين راستا رونالد ريگان رئيس‌جمهور اسبق امريكا مي‌گويد: از خداوند مسئلت مي‌كنم تا بر من منت بگذارد و افتخار فشردن دكمه بمب هسته‌اي در جنگ آرماگدون را كه به تحقق اراده الهي منجر خواهد شد به من واگذار كند. (5)تصميمات كنگره، مجالس نمايندگان و سناي امريكا در 24 اكتبر 1995 در خصوص شناسايي قدس به عنوان پايتخت رژيم صهيونيستي و انتقال سفارت امريكا از تل‌آويو به قدس، ميزان نفوذ و تأثيرگذاري اين جنبش اصولگراي ديني را در مراكز تصميم‌سازي امريكا مي‌رساند كه قابل تأمل است.
 
در كنفرانس سالانه اين جنبش كه در نوامبر سال 2003 در واشنگتن برگزار شد، پت رابرتسون اعلام كرد: فلسطينيان صرفاً گروهي از اعراب هستند كه از چند دهه قبل وارد سرزمين اشغالي شده‌اند و ادعاي آنها در مورد اراضي فلسطين يك ادعاي جديد است. در حالي كه حضور يهوديان در اين سرزمين به 3 هزار هزار سال قبل برمي‌گردد و جبل هيكل متعلق به يهوديان است و در اين باره به فصل 33 تورات سفر عدد استناد مي‌كنند كه «پروردگار موسي را به وراثت كنعان نويد داد و وي را برحذر داشت كه احدي از كنعانيان در آن باقي بمانند، زيرا آنان همانند خارهايي در چشم و پهلو حيات شيريني را در اين سرزمين تلخ خواهند كرد.» (6)
 
شكاف ميان صهيونيست‌هاي مسيحي و مسيحيان انجيلي
 
به اين ترتيب به‌وضوح مشخص مي‌شود تشابهي بين ديدگاه صهيونيست‌هاي مسيحي و مسيحيان انجيلي كه داراي كليساهاي عديده در داخل و خارج امريكا هستند وجود ندارد. اين گروه از انجيلي‌ها به برداشت‌هاي معين و مفاهيم ديني خاص خود اكتفا نمي‌كنند و تلاش مي‌كنند اين مفاهيم را به مرحله عمل در آورند و آينده را بر مبناي همين تفاسير ترسيم كنند. با توجه به جايگاه ويژه اين جريان در مراكز تصميم‌سازي امريكا كه سرنوشت و مقدرات جهان را رقم مي‌زنند، ناديده گرفتن نفوذ و نقش مؤثر آنها در معادلات و تحولات جهاني جايز نخواهد بود.
 
 
مي‌توان گفت تصميم كنگره امريكا پيرامون مسئله قدس يا جنگ اين كشور عليه عراق صرفاً در راستاي تأمين مصالح و منافع امريكا در خاورميانه اتخاذ نشده است، بلكه ايجاد همسويي سياست‌هاي امريكا با اعتقادات ديني اين گروه از جمله عوامل مؤثري است كه خود را به رفتار و سياست‌هاي امريكا تحميل كرده است. بنابراين آگاهي و شناخت از اعتقادات و ديدگاه‌هاي اين جنبش نه‌تنها خطرات آنها را روشن مي‌سازد، بلكه بايد با اجتناب از هرگونه واكنش احساساتي و سطحي بين آنها و مسيحيت و به‌ويژه مسيحيان انجيلي تمايز قائل شد. همان طور كه روزنامه اينديپندنت (Independent) بريتانيا در تاريخ 5 مي‌1990 طي مقاله‌اي تحت عنوان فروپاشي در معركه آماگدون مي‌گويد:«ادعاي صهيونيسم مسيحي هيچ‌گونه ارتباطي به مسيحيت ندارد.»
 
ضرورت‌هاي پژوهش‌هايي با هدف شناخت بيشتر ازيك فرقه
 
با عنايت به مراتب فوق و در جهت شناخت هر چه بيشتر مباني فكري و گرايش‌هاي مسيحيت و تأثير آنها در سياست خارجي امريكا مركز فرهنگي امام خميني در بيروت در خلال سال‌هاي اخير، اقدام به برگزاري يك سلسله همايش‌ها پيرامون شناخت مسائل داخل امريكا كرد كه امكان بررسي‌هاي دقيق‌تري درباره اين فرقه مذهبي در اين كنفرانس‌ها فراهم شد و شايد بتوان گفت اين امر يكي از عوامل مؤثر در تدوين اين تحقيق و ترجمه برخي از كتب و مقالات در اين مقوله شده است.
 
نظر به اهميت موضوع و نقش صهيونيست‌هاي مسيحي در هيئت حاكمه امريكا و جايگاه ويژه فلسطين در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، شناخت هر چه بيشتر عوامل تأثيرگذار در سياست خاورميانه‌اي امريكا كه همواره بر حمايت از رژيم صهيونيستي به عنوان يكي از راهكارهاي اين سياست تأكيد مي‌ورزد، ضروري مي‌سازد. در اين تحقيقات به عنوان موضوع و سؤال اصلي، بايد جايگاه و تأثير صهيونيست‌هاي مسيحي در سياست خارجي امريكا و به‌ويژه سياست خاورميانه‌اي اين كشور را بحث و بررسي نماييم ونشان دهيم كه گسترش و نفوذ سريع صهيونيست‌هاي مسيحي در مراكز تصميم‌سازي امريكا، سياست خارجي و به‌خصوص سياست خاورميانه‌اي اين كشور را در جهت حمايت از رژيم اشغالگر به‌شدت تحت تأثير قرار داده است.
 
 
براي اثبات اين مهم لازم است به بررسي ريشه‌هاي اعتقادي و تاريخي صهيونيست‌هاي مسيحي پرداخت و در ادامه جريان‌هاي ديني در جامعه امريكا و نقش دين در سياست خارجي اين كشور را بررسي كرد و ضمن نگاه اجمالي و اشاره به برنامه سياسي آنها، در نهايت به جمع‌بندي آنها پرداخت. روش جمع‌آوري اطلاعات در اين تحقيق، علاوه بر بهره‌برداري از مقالات، كتب و گزارش‌هاي مختلف، بايد معطوف به بهره‌برداري از فرآورده‌هايي باشد كه در سلسله همايش‌هايي كه در بيروت توليد شده است. اميد است با توجه به اهميت اين مقوله، پرداختن به اين مسئله مورد توجه ارباب پژوهش قرارگيرد.
 
  پي‌نوشت‌ها:
 
(1) استيفان سايزر، الصهيونيون المسيحيون علي طريق هرمجدون، چاپ بيروت، سال 2004، ص 12 و محمد السماك، (رديف 4 فهرست)، ص 55
(2) دكتر احمد ملي، راستگران مسيحي در دستگاه بوش، مركز فرهنگي امام خميني، بيروت، 23/7/2003
(3) دكتر محمد السماك، الصهيونيون المسيحيون علي طريق هرمجدون، چاپ بيروت، سال 2004، ص 13
(4) دكتر محمد السماك، الصهيونيه المسيحيه، دارالنفاس، چاپ بيروت، ص 82
(5) دكتر محمد السماك، الصهيونيون المسيحيون علي طريق هرمجدون، چاپ بيروت، سال 2004، ص 16
(6) پيشين
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
بی نام
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۸
0
0
ممکن است شما به حرف های فوق به خندید اما حقیقتی در ورای این مطالب است که بر نفرت اعراب و یهودیان یهود ومسلمان از یکدیگر ونفرت اروپایی ها از مسلمانان و ذهنیت مانده از جنگ های صلیبی استوار است خاورمیانه مسلمان با وجود اسراییل هر روز به واقعه وفاجعه بزرگ نزدیک تر می شود
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار