ائتلاف غربي با تمسك به قطعنامه 1973 و در حمايت از انقلابيون حمله به ليبي را شروع كردند تا آنكه نيروهاي انقلابي تحت حمايت اين ائتلاف در اواخر اوت 2011 وارد طرابلس شوند و به كار حكومت سرهنگ قذافي پايان دهند. اين امر به معناي آزادي مردم ليبي از حكومت خودكامه ليبي بود، اما صبح روشني در كار نبود و از آن موقع به بعد، ليبي روزگار بسيار سختتري را تجربه كرده است. در ماه ژوئيه همان سال كنگره ملي ليبي تشكيل شد و اميد ميرفت با تعيين دولت از سوي كنگره سرانجام اين كشور بتواند روي ثبات و آرامش را ببيند اما همان گونه كه خيابانها تكليف حكومت قذافي را تعيين كرد گره كار ليبي در همين خيابانها بسته شد و آن قدر محكم بود كه نمايندگان كنگره و دولت نتوانند از پس باز كردن آن بربيايند. حالا و با تشكيل مجلس ليبي در عمل قدرت از كنگره به اين مجلس انتقال مييابد در حالي كه نبردهاي سنگين در دو سوي اين كشور در جريان است. قرار بود تا بنا بر تصميم قبلي كنگره ملي، تشكيل نخستين جلسه مجلس در شهر بنغازي باشد اما شرايط جنگي اين شهر امكان چنين كاري را نميداد و به همين دليل تصميم گرفته شد تا تشكيل جلسه و انتقال قدرت از كنگره ملي به مجلس چندين كيلومتر دورتر از بنغازي و در شهر طبرق نزديك به مرز غربي ليبي باشد.
برخي مثل محمد العمامي، تحليلگر سياسي ليبيايي، در مصاحبه با شبكه تلويزيوني اسكاي نيوز عربي نسبت به تشكيل مجلس خوشبين هستند و معتقدند كه اين امر ميتواند در نهايت به كاهش خشونت، تشكيل دولت جديد و ايجاد ثبات در ليبي ختم شود. اين خوشبيني حداقل با تشكيل جلسه مجلس در طبرق چندان موجه به نظر نميرسد و بايد گفت كه مجلس ليبي نخستين گام خود را در يك بيثباتي آشكار برداشته است. بيثباتي اين گام را ميتوان معلول سه امر دانست كه خواه ناخواه در خود مجلس تاثيرگذار خواهد بود. اولين و مهمترين امر به بافت اجتماعي اين كشور مربوط ميشود كه گذشته از تركيب عرب- بربر، از قبايل متعدد تشكيل شده است. نظام قبيلهگري در ليبي چنان قوي است كه به سختي ميتوان گفت در اين كشور مفهوم ملت چندان معنايي داشته و به همين جهت بود كه سرهنگ قذافي حكومت خود را جماهير عربي سوسياليستي مردمي عظيم ناميده بود تا آنكه به اسم جماهير بتواند قبايل مختلف را در تحت حكومتش قرار بدهد. در واقع، قدرت قبايل در بافت اجتماعي ليبي آن قدر بود كه قذافي نميتوانست بدون توجه به اين امر ليبي را تحت تسلط خود نگه دارد كه بعد از سقوط او تا كنون، همين بافت است كه حرف اول را در ليبي زده است. تسليح قبايل در جريان قيام عليه قذافي موجب شده تا اين بافت طي سه سال اخير با زبان اسلحه سخن بگويد و تلاشهاي ديپلماتيك هم نتوانسته در برابر اين زبان تواني براي اداره ليبي داشته باشد. امر دوم در تقابل گروههاي سياسي با يكديگر است كه از ابتداي تشكيل كنگره ملي بروز كرد. محمود جبريل، رهبر اتحاد ليبرال، در برابر اخوانالمسلمين و بازوي سياسي آن به نام حزب اصلاح و توسعه انتخابات را برد اما اين مصطفي ابوشغور بود كه به عنوان اسلامگرايي ميانهرو به مقام نخستوزيري رسيد. در واقع، نخست وزيري ابوشغور يك نوع جرح و تعديل نيروهاي حاضر در كنگره و به خصوص ليبرالها با اسلامگراهايي مثل اخوان بود تا با تعيين ابوشغور به نحوي مصالحه شده باشد.
با وجود مصالحه بر سر ابوشغور اما تقابل بين اين نيروها تمام نشد و در طول اين مدت ادامه داشته تا اينكه نيروهاي تندرو انصار الشريعه با حمله به پادگان نيروهاي ويژه ارتش در بنغازي دور جديد درگيريها را كليد زده باشند. درگيري در طرابلس نيز بر همين محور شكل گرفته چراكه گردان انقلابيون شهر زنتان به عنوان جناح نظامي جريان ليبرال از زمان سقوط قذافي اداره فرودگاه طرابلس را به عهده داشتند و شبه نظاميان اسلامگرا از مصراته قصد داشتند تا با حمله به فرودگاه كنترل آن را از دست اين گردان خارج كنند. به هر حال، درگيريهاي فعلي تنها تقابل بين گروههاي شبهنظامي نيست، بلكه يك روي سكه مربوط ميشود به تقابل بين جريانهاي سياسي كه در خيابان با بازوهاي نظامي اين جريانها پيگرفته ميشود. امر سوم بيشتر از آنكه مربوط به شرايط داخلي ليبي باشد متاثر از وضعيت خارجي در جهان عرب و به خصوص مصر است. روشن است كه ژنرال عبدالفتاح السيسي براي استقرار حكومت خود تمايلي به قدرت گرفتن اخوانالمسلمين در ليبي ندارد و در مقابل، كشورهايي مثل تركيه و قطر به عنوان حاميان جريان اخواني در جهان عرب اميد زيادي به بقاي اخواندر آينده سياسي ليبي دارند. ميتوان گفت كه هر دو طرف با دخالت خود در ليبي اهداف خاصي خود را دنبال ميكنند اما نتيجه اين موضوع در تداوم تقابلهاي سياسي و نظامي در اين كشور است. با توجه به اين سه امر است كه نميتوان در شرايط فعلي اميد زيادي به تشكيل مجلس جديد داشت و بايد گفت كه اين مجلس بيشتر گروگان جنگ قدرت داخلي و دخالت خارجي است و نميتواند به سوي نجات ليبي و ايجاد ثبات و آرامش در اين كشور حركت كند.