ابوي حالا شير شده است. تا ديروز در حاشيه ميپلكيد كه گربه شاخش نزند، حالا آمده و ميگويد: اين تفكيك قوا بد چيزي نيست. ببينيم حالا دست آخر، چيزي دستمان را ميگيرد يا نه؟
ميگويم: يكي را ميبرند مجلس، سؤال پيچش ميكنند. حرفش را ميزند، يا قانع ميشوند، يا نميشوند، يا كارت زرد ميدهند، يا نميدهند. بعد موضوع حاد بشود كميته تشكيل ميدهند. بعد تفحص ميكنند. بعد استيضاح ميكنند. اما مشكل اصلي به قوت خودش باقي است. چيزي دستمان را نميگيرد. شما ديگر چرا خام ميشويد؟
ميگويد: نفوس بد نزن. سخنگوي كميسيون صنايع و معادن مجلس گفته كميسيون با دلايل و مداركي كه در اختيار دارد، معتقد است قيمتگذاري جديد شوراي رقابت غيرمنطقي و نيازمند بازنگري است. يعني ميشود همان حرف روحاني، آن زمان كه هنوز پسش نگرفته بود.
ميگويم: همين الان هم دارند گرانترش ميكنند. بعد كه آنها ارزان ميكنند، از اين گرانتر از گران، ارزانتر ميشود، اما گرانتر شده است!
ميگويد: اينكه گفتي، شعر بود؟ مجلس ميخواهد با ابزارهاي قانوني خود عمل كند، آن وقت تو آيه يأس ميخواني؟ بعد از بررسيها مشخص شده كه شوراي رقابت به صورت شكلي اين موضوع را بررسي كرده، يعني قيمتها بر اساس فرمول شوراي رقابت و نرخ اعلام شده از سوي خودروسازان بوده و از نظر ماهيتي بدون بررسي و غيرموثق است، به همين دليل شوراي رقابت هم قبول كرده كه بررسيها ناقص و قيمت اعلام شده غيرمنطقي است، از اين رو مقرر كردهاند كه قيمتها بازنگري شوند.
ميگويم: ابزار قانوني ديگر چيست؟ سؤال و استيضاح كه دردي را دوا نميكند. ببينيد يك تحقيق و تفحص چقدر زمان برده است؟ از آبان 91. آن هم ويرايش بيستم! حالا پرونده را فرستادند قوه قضائيه، زمان آنجا را هم حساب كنيد! آن وقت وزير وقت آن دولت آيا هنوز زنده خواهد بود كه بيايد و بگويد كه نخير افتراست!فرمايش ميفرماييد ابوي! اينها گفتند فرمول غلط است، شيوا هم گفت بله غلط است. رئيسجمهور گفت مكدر است، شيوا هم گفت مكدر است. نعمتزاده گفت قيمتها درست است، شيوا هم گفت درست است. اين ديگر چه مدلش است. يا قبلاً جاي پر منفعتي بوده، كه ككش نميگزد؟ يا خيلي بيخيال است.
ميگويد: يعني ميگويي الان هم اگر بخواهند كاري بكنند ميشود مثل تحقيق و تفحص. 20 ماه طول ميكشد و 20 تا ويرايش بايد انجام بگيرد و بعد هم ابزارشان دست خودشان نيست بايد موضوع را بسپرند دست كسي كه ابزار دارد؟ راستي تو ابزار نداري؟
ميخندم به اين طبع مليح ابوي و ميگويم: درست ميفرماييد. آخرش مثل ماجراي ماليات بر ارزش افزوده ميشود. معاون سازمان مالياتي با بيان اينكه در برخي فروشگاهها روي يك كالا دوبار ماليات بر ارزش افزوده گرفته ميشود، گفته اين موضوع اشتباه بوده و تخلف محسوب ميشود. اما فروشگاهها الان ماههاست كه دارند ميگيرند و نوش جان ميكنند و...
ميگويد: اين چه ربطي به آن دارد؟ (من متن گفتار ابوي را قدري اسلو، قدري مونتاژ و قدري با تأخير بيان كردم كه ضرب المثلش را نفهميد چه بوده، چه گفته و چه نوشتهام. بالاخره سواد رسانهاي بصري ما كم از ديگران نياورد يكوقت! اولاد آدم آبشارهاي خوبي ميزند گاهي!)
ميگويم: يعني مثل ماليات بر ارزش افزوده كه بخشي از قيمت كالاها نيست، بلكه از طريق حاصلضرب نرخ در قيمت كالا محاسبه و در نهايت با درج در ذيل فاكتور از مشتري وصول ميشود، آنها يك قيمتي مصوب ميكنند كه با قيمت مصوب خود خودروسازان جمع ميشود، نه ضرب ميشود بعد در فاكتورش از جيب مشتريان كسر ميشود. تخلف هست اما تا مردم بفهمند، آنها بار خودشان را بستهاند و شاسي بلند 2015 سوار ميشوند.
ميگويد: كه گفته ما گاليله و نيوتن و انيشتن كم داريم؟
ميگويم: بالاخره آدم بيهيچ كه نميرود رخت صدارت و وزارت و نمايندگي بپوشد.
ابوي ميگويد: تو را ميگويم پدرسوخته. هنوز فرمول جديد لو نرفته، تو آن را در آستين داري!
ميگويم: گراني كه فرمول نميخواهد. اگر فرمول داشت كه شيوا ميتوانست از آن دفاع كند. اينجا اول گران ميكنند بعد فرمول مينويسند.
ابوي: درست مثل قصههاي بهلول و... چقدر هيجان دارد. چقدر دويدن. چقدر فرار...
ميگويم: تا رمانتيك بازيتان گل نكرده است، پرونده را مختومه كنيم. بعداً نرويد اينور و آنور خاطره تعريف كنيد و به ديگران طعنه بزنيد كه منِ ابوي، اگر گران كردم بايد خودم بيايم جواب بدهم. چه آن زمان چه اين زمان.... يادتان باشد پدر من زمان رو به جلوست. گذشته دود شد و به هوا رفت....
ميگويد: اين صراحت لهجهات به عمويت رفته. مثل من مصلحتانديش نيستي.
ميگويم: شما يك وقت هستي. يك وقت جا خالي ميدهيد. انگار بحث خودرو را هم از روي شكم سيري مطرح كرديد؟
ميگويد: كاش شكممان سير ميبود تا هيچ بحثي را مطرح نميكرديم.