سخنان مقام معظم رهبري در جمع مديران و مسئولان نظام در مورخ 18/4/1393 را ميتوان معياري روشن براي تعامل مناسب مسئولان و نيروهاي مؤثر نظام در شرايطي دانست كه به دليل تحولات داخلي، منطقهاي و بينالمللي بيش از هر زمان ديگري ضرورت همگرايي، تعامل مثبت و همافزايي توانها براي مقابله با فشارهاي تجميع شده دشمنان احساس ميشود.
ايشان بارها اين شرايط را «پيچ تاريخي» قلمداد كرده و در همين سخنان ميفرمايند: «به معناي واقعي كلمه در يك پيچ تاريخي قرار داريم و اگر قوي نباشيم همه به ما زور خواهند گفت. بنابر اين بايد قويتر شويم. داشتن روحيه، نگاه اميدوارانه، كار و تلاش، شناخت رخنههاي «اقتصادي، فرهنگي، امنيتي و بستن اين رخنهها»، همافزايي دستگاهها و همافزايي دستگاههاي مسئول با مردم از جمله عناصر افزايش قدرت ايران است.» مؤلفههاي ناظر بر حساسيت شرايط داخلي، منطقهاي و بينالمللي در اين پيچ تاريخي را در چند محور ميتوان مورد اشاره قرار داد:
1- نظام سلطه متأثر از روند تحولات منطقهاي و بينالمللي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در حال شكلگيري به نفع جبهه مقاومت بود، در حال بازمهندسي اين فضا و با هدف شكست جبهه مقاومت با بهرهگيري از ظرفيت دروني آن است، بدون آنكه خود كمترين هزينهاي براي آن بپردازد. روند تحولات سوريه، عراق و... مصداق بارزي از اين استراتژي دشمنان است. مبتني بر اين استراتژي ظرفيتهاي جهان اسلام در يك جنگ نيابتي به نفع جبهه استكبار فرسوده شده و از بين ميرود.
2- روند مذاكرات هستهاي ايران با 1+5 و چشمانداز مبهم حصول به توافق و تبعات احتمالي آن بر فضاي سياسي و اجتماعي به گونهاي است كه نظام سلطه از طريق اين مذاكرات، تلاش دارد ظرفيتهاي ايران را براي تحقق اهداف خود كه در بند اول به آن اشاره رفت، مديريت كند.
3- پس از ناكامي نظام سلطه از نتيجهگيري از تهديدات نظامي و تحريم اقتصادي براي تسليم نظام اسلامي، استراتژي دشمن بر تغيير محاسبات مسئولان نظام اسلامي از طريق تهديد و تطميع و جنگ نرم متمركز شده است. بروز نشانههاي آن در مواضع برخي مسئولان ايراني در ناتواني در مقابله با تهاجم فرهنگي دشمن، ناديده گرفتن ظرفيتها و توانمنديهاي علمي كشور، ايجاد ترديد و عدم همراهي با استراتژي نظام در حمايت از جبهه مقاومت و... از جلوههاي آن است.
4- تجربه تلخ تعامل نامناسب فعالان سياسي كشور در سه دوره گذشته (اعم از اصولگرا و اصلاحطلب) كه ميدان را بيش از پيش براي واگرايان به اصول و ارزشهاي ديني فراهم كرده است.
5- تلاش طيفها و باندهاي افراطي براي دوقطبيسازي فضاي سياسي كشور و تحريك حساسيت نيروهاي مؤمن به انقلاب و بهرهگيري از واكنشها براي القاي فاصلهگيري مردم از اصول و آرمانها.
به اعتقاد نگارنده آنچه كه مقام معظم رهبري در سخنان اخير خود در جمع مسئولان نظام مطرح فرمودند، ترسيم دقيق اين صحنه و ايجاد حساسيت و هوشياري در مسئولان و مديران و نيروهاي انقلاب نسبت به تبعات آن و مديريت ظرفيتهاي داخلي براي عبور قدرتمندانه از اين پيچ تاريخي است. تأكيدات ايشان در اين جلسه بر چند محور استوار است:
1- هوشياري مسئولان نظام بر استراتژي «تغيير محاسبات» دشمن و تأمل در نوع مواضع و واكنشها نسبت به موضوعات و مسائل كليدي كشور.
2- پرهيز از حاشيهسازي و غنيمت شمردن فرصت خدمتگزاري به مردم.
3- تقويت و تحكيم همگرايي ميان سران نظام و مديران بخشهاي مختلف حاكميت.
4- تأكيد بر حمايت از دولت و پرهيز از نقدهاي غيركارشناسانه آن هم در منابر عمومي.
5- حمايت عملي دولت از اقتصاد مقاومتي به عنوان تنها راه مقابله با تحريم دشمنان.
6- هشدار نسبت به استراتژي افراطيون براي منزويسازي نيروهاي مؤمن به انقلاب و تأكيد بر اينكه در مواقع خطر اين نيروها هستند كه كشور را نجات ميدهند.
7- تأييد شعار «اعتدال» دولت يازدهم و تبيين آن در چارچوب اصول و آرمانها و ارزشهاي انقلاب اسلامي.
8- تأكيد مجدد بر حمايت رهبري از تيم مذاكرهكننده هستهاي در عين ترسيم و تأكيد بر خطوط قرمز نظام.
9- هشدار به جريان رسانهاي كشور براي تقويت امنيت فكري و ذهني مردم و پرهيز از تكرار حرفهاي مطبوعات بيگانه كه با اعصاب و روان مردم بازي ميكنند.
اگرچه برخي از اين توصيههاي مقام معظم رهبري در گذشته نيز به مناسبتهايي بيان شده است اما در شرايطي كه دشمنان نظام اسلامي با تأمل بر بند بند اين تدابير، راهبردهاي خود را متناسب با آن تنظيم ميكنند، متأسفانه در داخل اين سخنان معمولاً پس از يك يا چند بار انتشار در رسانه ملي و مطبوعات، به فراموشي سپرده ميشود و اين در حالي است كه در عين ضرورت تبيين و تشريح آن براي اقشار مختلف، توسط صاحبان قلم و تريبونداران، بايد ابعاد آن توسط اتاقهاي فكر و مراكز پژوهشي مورد بررسي قرار گيرد و به نسخه عملياتي براي دستگاههاي اجرايي تبديل شود و مجموعه و نهادي نيز موظف به نظارت و پيگيري تحقق آن باشد.