
بازار ساخت فيلمهاي ضد ايراني با ورود انگليسيها گرمتر شد تا سينماي غرب بار ديگر علاقه خود را به ضديت با مردم ايران به نمايش بگذارد.
به گزارش «جوان»، «رقاص بيابان»فيلم موزيكال انگليسي است كه با دستمايه قرار دادن حوادث سال 88 ساخته شده است؛ فيلمي كه در جشنواره كن 2014 حضور داشت اما موفقيتي به دست نياورد. كن امسال ميزبان ديگر فيلم ضد ايراني يعني «گلاب» هم بود اما اين فيلم تنها در بخش بازار كن ديده شد تا به رغم صرف بودجه و برنامهريزيهاي سياسي براي ساخت فيلمهاي ضد ايراني، اين فيلمها با بيتوجهي روبهرو شوند.
رقاص انگليسي
فيلم رقاص بيابان« Desert Dance» اولين تجربه ريچارد ريموند، كارگردان آن در توليد فيلم بلند سينمايي است. اين فيلم 98 دقيقهاي با بودجه 4 ميليون دلاري تهيه شده است كه در مقابل بودجه فيلم گلاب كه در حدود 40 ميليون دلار ذكر شده، رقم چندان قابل توجهي نيست اما همين ميزان خرج كردن براي يك كارگردان تازهكار از سوي انگليسيهاي خسيس، نوعي ولخرجي نيز به شمار ميرود! نكته قابل توجه اين فيلم حضور فريدا پينتو بازيگر فيلم ميليونر زاغهنشين است. راديو زمانه درباره اين فيلم ميگويد: «انتخابات دوره دهم رياست جمهوري برگزار شده و فضاي سياسي و اجتماعي كشور ملتهب و متشنج است. نام محمود احمدينژاد از صندوقهاي رأي بيرون ميآيد. صدها هزار تن از جوانان و طرفداران ميرحسين موسوي به خيابانها ميريزند. در چنين فضاي پرالتهاب و پرتنشي، افشين (با بازي ريس ريچي) كه در دانشگاه تهران تحصيل ميكند، به مهمانيهاي شبانه ميرود، با فيلترشكن وارد اينترنت ميشود و رقصهاي پينا باوش و مايكل جكسون را در سايت يوتيوب ميبيند. او كه آرزويي ندارد جز آنكه رقصنده باشد، با تقليد رقص اين هنرمندان، رقص را به خود ميآموزاند. افشين بهزودي با جواناني آشنا ميشود كه آنها هم مانند او عاشق رقصند. الهه (با بازي فريدا پينتو) يكي از اين جوانان عاشق رقص است. مادر او پيش از انقلاب بالرين بوده، اما پس از انقلاب به مواد مخدر اعتياد پيدا ميكند و ميميرد. افشين و الهه با هم دوست ميشوند. الهه هم مثل مادرش به هروئين اعتياد دارد. افشين به او كمك ميكند كه هروئين را ترك كند، اما الهه كه نوميد است و در چشمانداز خود، آينده روشني نميبيند اين پرسش را در ميان ميآورد كه وقتي امكان رفتن روي صحنه نيست، رقصيدن چه فايده دارد؟ چنين است كه آنها تصميم ميگيرند سر به بيابان بگذارند و در برابر عدهاي از تماشاگراني كه به دقت انتخاب شدهاند، رقصشان را اجرا كنند. در قالب چنين داستاني، ريچارد ريموند نهضت سبز را با خواست جوانان براي دست يافتن به آزاديهاي فردي و حق شادي ميآميزد.» جالب اينجاست كه فريدا پينتو بازيگر هندي اين فيلم براي آنكه بهتر بتواند نقش يك معتاد را بازي كند، مدتي را در يك مركز بازپروري معتادان به سر برده است.
افشين غفاريان كيست؟
در معرفي فيلم رقاص بيابان به «بيوگرافي» بودن اين فيلم اشاره شده است، همان طور كه در مورد گلاب جيمز استوارت آمده كه اين فيلم بيوگرافيك بر اساس خاطرات مازيار بهاري، نوشته شده است اما رقاص بيابان بر اساس زندگي شخصي به نام افشين غفاريان ساخته شده است و غفاريان در مقايسه با مازيار بهاري شخصي گمنام است. سايت رفورمانسر متعلق به افشين غفاريان زندگينامهاي از وي منتشر كرده است كه در آن به اين موضوع اشاره شده كه غفاريان متولد سال 1365 در مشهد است و از هنرستان سوره ديپلم رشته سينما گرفته و از سال 83 دانشجوي تئاتر ميشود و فعاليت خود را در تهران آغاز ميكند، او گروه زيرزميني تمرين رقص را در نمازخانه يك مدرسه به راه مياندازد! و با اين گروه زيرزميني چند كار بر اساس متنهاي خارجي اجرا ميكند. وي حتي چند نفر را به بيايان ميبرد تا نمايش «مده آ» را در آنجا برايشان اجرا كند. گويا غفاريان از ابتدا به كارهاي بياباني علاقه داشته است! وي در كنار فعاليتهاي زيرزميني به عنوان بازيگر تئاتر در نمايشهاي عادي نيز ايفاي نقش ميكند و در سال 88 با ترك ايران به فرانسه ميرود و در آنجا دانشجوي رقص ميشود. غفاريان از آن سال تا به حال در نمايشهاي متعدد فرانسوي در نقش رقاص ايفاي نقش كرده است و ادعا ميكند با همكاري يك جامعهشناس فرانسوي در حال گره زدن رقص با فعاليتهاي انساني است!
در بيوگرافياي كه خود غفاريان در سايتش قرار داده است هيچ اشارهاي به مشكلات وي براي فعاليت در ايران اشاره نشده است. اينكه غفاريان در سال 87 در رشته تئاتر مدرك كارشناسي ميگيرد و بعد از حدود يك سال به فرانسه مهاجرت ميكند، الزاماً نميتواند با حوادث سال 88 ربط مستقيمي داشته باشد، مگر اينكه اين رقاص براي به دست آوردن اقامت در فرانسه خود را به نحوي با اتفاقات آن سال گره زده باشد.
احتمال موفقيت اين فيلم چقدر است!
براي اينكه احتمال ديده شدن فيلم ريچارد ريموند را در رقابتهاي تنگاتنگ فيلمهاي سينمايي محك بزنيم و ميزان موفقيت آن را حدس بزنيم بايد به شباهتهاي اين فيلم با ساير فيلمهاي ضدايراني نگاهي بيندازيم. در حال حاضر از زمان اكران موفقترين فيلم ضدايراني يعني قسمت دوم فيلم «300» فاصله گرفتهايم اين فيلم تخيلي - تاريخي بيش از اينكه يك اثر ضدايراني باشد، فيلمي سرگرمكننده است اما «گلاب» و «رقاص بيابان» ماهيت متفاوتي دارند و به جز جنبههاي ضدايراني بودنشان جذابيت ديگري براي مخاطب غربي ندارند و احتمال سوددهي آنها چيزي بالاتر از صفر نخواهد بود. تاريخ اكران فيلم
« Desert Dance» در سينماهاي امريكا در سال آينده ميلادي ذكر شده است و در مقابل برتري بيچون و چراي هاليوود بر سينماي اروپا، اميد چنداني به ديده شدن «رقاص بيابان» وجود ندارد. مگر اينكه طي اين مدت فستيوالهاي فيلم روي استانداردهاي خود پا بگذارند و با اهداي جايزه به اين فيلم زمينه ديده شدن آن را فراهم كنند. به خصوص اينكه بازيگر نقش اول زن يك فيلم اسكاري نيز در آن حضور دارد و ميتواند تا حدي خوراك تبليغاتي آن را تأمين كند. در مقابل پركاري امريكاييها و استارت انگليسيها براي پرداختن به فتنه سال88، هنوز هم سينماي ما تنها در كارنامه خود فيلم «قلادههاي طلا» را دارد و فيلمسازان ايراني به خاطر فشارهايي كه متأسفانه از داخل كشور به آنها وارد ميشود، كمتر تمايل دارند به اين حادثه مهم بپردازند. سينماي ايران حتي حاضر نيست معادل ريالي 4 ميليون دلار را براي پاسخگويي به فيلمهاي ضدايراني هزينه كند. در مقابل هم هر ساله جشنواره فيلم فجر ميزبان فيلمهايي است كه در قالب ژانر اجتماعي سعي در پرداختن به اتفاقات سال 88 دارند و به گونهاي حاكميت را در آن قضايا محكوم ميكنند.