
هشتمين جشنواره ادبيات داستاني بسيج امسال برگزار خواهد شد. اين جشنواره ادبي كه در سطح ملي برگزار ميشود فرصت خوبي در اختيار نويسندگان جوان بسيجي قرار ميدهد تا ميزان استعداد و توانايي نگارش خود را در معرض ديد و قضاوت ديگران قرار دهند. جشنواره ادبيات داستاني بسيج به چند دليل ميتواند جشنوارهاي خاص در ميان ساير جشنوارهها باشد. تفاوتهايي كه ناشي از خاستگاه فكري و ديدگاههاي ارزشي است كه اين جشنواره را شكل دادهاند. رويكرد متفاوت جشنواره با ساير برنامههاي ادبي كه در كشور برگزار ميشوند، باعث شده كه جشنواره ادبي بسيج بيش از آنكه يك رقابت ادبي باشد يك كارگاه آموزشي باشد. امسال رضا رسولي، نويسنده و عضو هيئت مديره انجمن قلم ايران كه پيش از اين دبيري جشنوارههايي چون فروغ ابديت، سلام بر نصرالله و جايزه قلم زرين را بر عهده داشته است، مسئوليت دبيري جشنواره ادبيات داستاني بسيج را بر عهده گرفته است. رسولي كه خود نويسنده آثاري چون «سلام بر سحر»، «فانوس» و «سخاوت سرشار» است، در گفتوگو با «جوان» پيرامون هشتمين جشنواره ادبيات داستاني بسيج توضيحاتي ارائه كرده است.
براي شروع كمي درباره جشنواره توضيح دهيد.
هشتمين جشنواره ادبيات داستاني بسيج كه به صورت دوسالانه برگزار ميشود، شهريور و مهر ماه امسال برگزار خواهد شد. هفت دوره پيشين اين جشنواره را مرحوم امير حسين فردي به عنوان رئيس انجمن ادبيات بسيج و دبير جشنواره، برگزار ميكردند كه امسال به دليل فقدان ايشان، مسئوليت برگزاري جشنواره به اينجانب محول شد.
جشنواره بسيج چه رويكردهايي را دنبال ميكند و فلسفه ايجاد اين جشنواره چه بوده است؟
تقويت جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي در حوزه فرهنگ و ادبيات، شناسايي و تقدير از نويسندگان بسيجي و حزب اللهي، معرفي آثار برتر نويسندگان بسيجي، شبكهسازي از نويسندگان جوان علاقهمند به ادبيات متعهد از جمله رويكردهايي است كه اين جشنواره به دنبال تحقق آن است.
به دليل اينكه اين جشنواره از سوي نهاد «بسيج» برگزار ميشود، مخاطب انتظار دارد كه تفاوتهايي در آن با ديگر جشنوارههاي ادبي ببيند، شما به دنبال اين تفاوتها بودهايد؟
جشنواره ادبيات داستاني بسيج دو ويژگي دارد كه آن را از ساير جشنوارههايي كه در كشور برگزار ميشود، مجزا ميكند؛ ويژگي اول اين است كه جشنواره ما فقط در سطح ملي و سراسري نيست بلكه در تمامي استانها جشنوارههاي مستقل استاني برگزار ميكنيم و برگزيدگان آنها معرفي شده و مورد تقدير قرار ميگيرند، سپس آثار برگزيده استاني به بخش ملي راه پيدا ميكنند. نگاه ما به جشنواره صرفاً فضاي رقابتي نيست، بلكه جشنواره را به صورت منظومهاي ميبينيم. در اين نگاه آثار برتر استاني بعد از شناسايي در كارگاه استاني شركت داده ميشوند و با حضور كارشناسان و نويسندگان صاحب نظر و اساتيد ادبيات آثار مورد نقد و بررسي قرار ميگيرند بعد از آن با ارتقاي تخصصي اثر، آن را به بخش ملي ارسال ميكنند.
پس به نوعي متن براي ارسال نهايي بازنويسي ميشد!
بله، تمام اجزاي فني داستان اعم از خط داستاني، زاويه ديد، ديالوگها و هر آن چه به اين حوزه مربوط است بازبيني ميشود. اساتيدي كه در آن كار حضور دارند از نويسندگان برتر هر استان هستند و در صورت نياز استاد از تهران به استانها سفر خواهد كرد. البته در تمامي مراحل كار يك داور ناظر از تهران بر روي كار استانها نظارت خواهد داشت.
اين بخش شد تفاوت اول، تفاوت دوم جشنواره با ساير جشنوارهها در چيست؟
تفاوت ديگر جشنواره ادبيات بسيج اين است كه ما جشنواره را فرصتي براي تقويت زبان فارسي ميدانيم. همان طور كه در توصيههاي رهبر حكيم انقلاب به زبان فارسي به عنوان پايه فرهنگ توجه شده است. ما نيز به دليل اينكه امسال نيز سال فرهنگ نامگذاري شده، تقويت ادبيات و زبان فارسي را به عنوان تقويت كننده فرهنگ كشور و محقق كننده جهاد فرهنگي ميدانيم. البته ما هم مانند ساير جشنوارهها به برگزيدگان لوح تقدير و جوايز اعطا ميكنيم چه در مرحله استاني و چه در مرحله ملي، ولي جوايز در سطح بضاعت بسيج است.
پس كسي در اين جشنواره نميتواند دنبال جوايز آنچناني باشد؟!
نخواستيم با انگيزههاي مالي براي جشنواره كشش ايجاد كنيم بلكه اميدواريم انگيزههاي معنوي باعث حضور نويسندگان جوان و متعهد شود.
شما به اين نكته اشاره داشتيد كه هفت دوره پيشين جشنواره با دبيري مرحوم فردي برگزار شد، مديريت ايشان را چطور ارزيابي ميكنيد؟
من در زماني كه مرحوم فردي دبير جشنواره بودند، در شوراي ادبيات بسيج حضور داشتم و شاهد فعاليتهاي وي بودم. حضور مرحوم فردي، به دليل تواناييهاي ايشان و ارتباطات خوبي كه داشتند در حضور اساتيد يا دعوت از مهمانان چه در سطح كشوري و چه در سطح استاني مؤثر بودند.
يعني مرحوم فردي توانستند به همه اهداف مد نظر جشنواره دست يابند؟
ميتوانم بگويم به بخش اعظم اهداف دست يافتيم. شناسايي، معرفي و تقدير از نويسندگان و آشنايي جامعه هنري با آثار آنها باعث شد تا نويسندگاني جوان و متعهد به جامعه ادبي كشور معرفي شوند.
غير از كشف اين نويسندگان، جشنواره به چه دستاوردهاي ديگري نيز نائل شده است؟ آيا در رقابت با ساير جشنوارهها توان برتري را در اين جشنواره ميبيند؟
رويكرد بسيج در برگزاري جشنواره صرفاً جشنواره به ما هو جشنواره نيست. ما جشنواره را يك مرحله گذار براي كادرسازي در حوزه ادبيات انقلاب اسلامي ميدانيم. به اين معنا كه با فضا دادن و تقويت نويسندگان جوان بتوانيم شبكهاي غني از نويسندگان متخصص و متعهد را تشكيل دهيم. ما نميخواهيم مانند برخي از سازمانها برگزاري جشنواره را نوعي بيلان كاري بدانيم. در بسياري از جشنوارههايي كه برگزار ميشود، نگاه جشنواره نگاهي مخنث و بيتفاوت است. اما يكي از رويكردهاي ما اين است كه جشنواره ادبي داراي سمت و سو و هدفدار باشد. به همين دليل در انتخاب موضوعات و مفاهيم دقت شده تا بر اساس ارزشها و عقايد باشند. همان طور كه به «هنر براي هنر» اعتقاد نداريم، جشنواره براي جشنواره هم براي ما بيمعنا است. از اين رو ادبيات و هنر بايد در راه بيان حق، توسعه معاني انساني و اسلامي و تبيين اهداف انقلاب اسلامي باشد. از اين جهت تلاش ميكنيم در قالب ارتباط با مخاطب به او بياموزيم كه هر اندازه كه فرم، شكل و تكنيك اهميت دارد، محتوا و پيام اثر هم مهم است، مهم تر اينكه تكنيك و فرم بايد در خدمت عرضه محتوا باشد.
در خصوص محتواي آثار، گويا پيشنهاداتي نيز در فراخوان ارائه شده و موضوعاتي را براي داستانها ارائه كردهايد!
سرفصلها و موضوعات مد نظر جشنواره بر اساس پيشنهاداتي كه در جلسات ستاد برگزاري ارائه شد شكل گرفته و با يك نگاه كارشناسي به اين جمعبندي رسيديم. موضوعات پيشنهادي جشنواره عبارتند از: سبك زندگي ايراني و اسلامي، دفاع مقدس، مديريت جهادي، انتظار و مهدويت، انقلاب اسلامي، زن و هويت اسلامي و جنايات آمريكا عليه بشريت به ويژه مسلمانان. سعي كردهايم در موضوعات پيشنهادي به نيازهاي روز توجه داشته باشيم.
خب در اين موضوعات مثلاً بيداري اسلامي به چشم نميخورد، يا جنايات تكفيريها در سوريه و عراق ميتوانست موضوع جالبي باشد!
اين موضوعات در دورههاي پيشين جشنواره مطرح شده بودند. ما براي پويايي جشنواره از تكرار موضوعات خودداري كرديم و هر سال موضوعات را تغيير داديم. البته كساني كه تمايل داشته باشند ميتوانند درباره اين موضوعات نيز اثر ارسال كنند.
به پويايي جشنواره اشاره كرديد، به نظر شما جشنوارههاي فرهنگي و هنري كه هم اكنون در سطح كشور برگزار ميشوند داراي اين پويايي هستند يا نه ؟
جشنوارهزدگي يكي از آفتهاي ادبيات كشور است به دلايل اينكه بعضي از نويسندگان جوان و حتي بزرگسال داستاني كه مينويسند را به دست ميگيرند و از اين جشنواره به آن جشنواره ميروند، بعضاً نيز اگر جايزه دريافت كنند، به اين نتيجه ميرسند كه بهترين داستان دنيا را خلق كردهاند و دست به خلق آثار نو با نگاه نو نميزنند. اين باعث ميشود كه ديگر حركتي جدي از سوي آنها انجام نشود. جشنوارهها زماني ميتوانند مفيد باشند كه به نوزايي منجر شوند و اگر نتيجه آنها به ركود بينجامد خود جشنواره آفت ميشود.
به عنوان يك كارشناس فرهنگي چه پيشنهادي در اين باره داريد؟
به نظر من بايد نهضت تعطيلي جشنوارههاي غير ضروري را در كشور به راه بيندازيم.
خب شايد چند نفر هم بيايند و بگويند كه چرا خود بسيج جشنواره ادبي برگزار ميكند و كار شما را زير سؤال ببرند!
اتفاقاً بيايند ببينند ما چه كار ميكنيم، از ارزيابي ما شروع كنند. ما اجازه نداريم به دليل اينكه بودجه جشنواره را از طريق بسيج و بيتالمال تأمين ميشود آن را حيف و ميل كنيم، اگر آمدند ديدند كه ما كارآمدي نداريم خودمان جشنواره را تعطيل ميكنيم تا به بيتالمال ضرر نزنيم و با پول مردم كار تكراري و غير ضروري انجام ندهيم.
خب خودتان اينجا يك آسيبشناسي درباره جشنواره بسيج بكنيد، الان جشنواره بسيج به چه چيزي براي بهتر شدن نياز دارد؟
درباره جشنواره اين دغدغه وجود دارد كه ادبيات انقلاب رسانه ندارد. ما در رسانهها دچار سانسور ميشويم. اتفاقات خيلي سادهاي كه در حوزه ادبيات روشنفكري ميافتد با فضاسازي رسانههاي همسو با آنها پر رنگ ميشود اما اتفاقات ملي و جريانسازي جبهه انقلاب اسلامي با سكوت كامل رسانههاي روشنفكر و اصلاحطلب مواجه ميشود و رسانههاي اين طرفي نيز زياد به آنها نميپردازند.
ولي رسانههاي جريان اصولگرا تقريباً در اكثريت هستند، پس نبايد نگراني از پوشش اخبار جشنواره وجود داشته باشد؟!
من همين چند روز پيش با سردبيرهاي چند سايت خبري و خبرگزاري بحثهاي طولاني داشتهام. به عملكرد آنها ايرادات زيادي وارد است، آنها اخبار جريانهاي روشنفكري را در اين سايتها منتشر ميكنند، حتي اخبار افراد معاند نظام را هم پوشش ميدهند اما درباره ادبيات انقلاب كم كاري ميكنند. ما بايد اهميت ادبيات انقلاب را تببين كنيم.