کد خبر: 656353
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۰
وقتي يكي از مهمانان يك برنامه تلويزيوني ذهن مخاطب را به شدت مشغول خود مي‌كند
در يكي از روزهاي ابتدايي تيرماه كه مصادف با ابتداي ماه مبارك رمضان است...
حامد مظاهري
در يكي از روزهاي ابتدايي تيرماه كه مصادف با ابتداي ماه مبارك رمضان است، به طور اتفاقي شاهد دقايقي از برنامه «صبحي ديگر» با اجراي نيما كرمي از شبكه آموزش بودم. كرمي در برنامه خود مهمان خاصي داشت؛ كسي كه مرا به عنوان يك انسان به شدت به فكر فرو برد، آنچنان كه هرچه سعي كردم بي‌تفاوت از كنارش رد شوم و ذهنم را به مسئله ديگري مشغول كنم، نشد كه نشد. نيرويي در صحبت‌هاي مهمان برنامه وجود داشت كه تا ساعاتي بعد از اتمام برنامه همچنان با من همراه بود. مهمان برنامه يك جوان ورزشكار و البته قهرماني بود كه افتخارات بسياري براي ورزش كشورمان به دست آورده! اين جوان ورزشكار كه ناشنواست عرفان صفاري نام دارد.
 
 
عرفان صفاري ورزشكار دووميداني و پرتاب وزنه تيم ملي ناشنوايان، عناوين مختلفي را براي كشور به دست آورده و بدين لحاظ به شدت از ما جلوتر است اما فرق خيلي از ما انسان‌ها با عرفان جدا از مقوله ورزش و كسب افتخارات ملي، در شنوايي است؛ ما 100 درصد شنوايي داريم و عرفان 10 درصد. اما آيا واقعاً ما به اندازه 100 درصد شنوايي، گوش شنوا هم داريم؟
 
 
   اغلب مي‌شنويم اما گوش نمي‌دهيم!
 

اغلب ما انسان‌ها فقط مي‌شنويم اما گوش نمي‌دهيم و به قول معروف «گوش شنوا نداريم.» اين واقعيتي است كه بايد به آن اعتراف كنيم و بپذيريم كه به اندازه عرفان كه 10 درصد شنوايي دارد، اغلب اوقات گوش شنوا نداريم و كار خودمان را مي‌كنيم و كاري به كار اطرافياني كه از روي دلسوزي تجربيات خود را در اختيار ما قرار مي‌دهند، نداريم.
 
اغلب ما انسان‌ها بزرگ‌ترين نعمت الهي را كه رايگان در اختيارمان قرار داده شده قدر نمي‌دانيم؛ سلامتي. سلامتي بزرگ‌ترين نعمتي است كه براي در اختيار داشتن آن مبلغي پرداخت نمي‌كنيم اما براي نگه داشتن آن بايد مبالغ نجومي پرداخت كنيم.‌ اي كاش قدر اين نعمت بزرگ الهي را بدانيم و با كوچك‌ترين مسئله‌اي آن را به خطر نيندازيم. زماني كه سر مسائلي (كه اغلب اوقات بي‌ارزش و پوچ است) ناراحت مي‌شويم و باعث ناراحتي و آزرده‌خاطري اطرافيان‌مان مي‌شويم، نه قدر سلامتي را مي‌دانيم و نه مي‌دانيم كه داريم با اين رفتار آن را به خطر مي‌اندازيم. عرفان صفاري كه با تلاش چند ساله خود توانايي لب‌خواني و حرف زدن را پيدا كرده در پاسخ به يكي از سؤالات نيما كرمي مبني بر اينكه «اذيت نمي‌شوي وقتي نمي‌شنوي و نمي‌تواني به برخي امورات خود به راحتي رسيدگي كني؟ تا به حال از خدا گله كردي؟ عصباني نشدي كه بگويي خدايا چرا من؟ تا به حال به خدا غُر زدي؟» فكر مي‌كنيد عرفان چه پاسخي داد؟ با خود فكر كردم الان مي‌گويد بله گله كردم و. . . اما عرفان جواب متفاوتي داد: «اصلاً. من نبايد به نقطه ضعف خودم و معلوليتم فكر كنم. انسان وقتي به ضعف‌هاي خود فكر مي‌كند نمي‌تواند رشد كند. من بايد به داشته‌هايم فكر كنم نه نداشته‌هايم. اين معلوليت مادرزادي است و من به دست خود، خودم را كر نكردم.»
 
ما چطور؟ آيا اغلب ما كه سلامتي 100 درصد داريم و از هرگونه معلوليت عاري هستيم، به داشته‌هايمان فكر مي‌كنيم يا به نداشته‌هايمان؟ ‌اي كاش اين رسم اشتباهي كه «تا وقتي چيزي را داريم قدرش را نمي‌دانيم و زماني كه آن را از دست داديم، تازه از خواب غفلت بيدار مي‌شويم» برچيده شود و جاي آن با «قناعت به داشته‌هايمان و دوري از حرص و طمع» پر گردد. از آن مهم‌تر به برنامه‌سازان تلويزيون توصيه مي‌كنم كه بيشتر از اينها از پتانسيل چنين جوانان موفقي در برنامه‌هاي خود استفاده كنند، به اندازه كافي درباره هنرمندان مشهور و فوتباليست‌هاي ميلياردي ديده‌ايم و شنيده‌ايم و خوانده‌ايم. بد نيست برنامه‌سازان تلويزيون در دعوت از مهمان براي برنامه‌هايشان بيش از پيش بر اين طيف از انسان‌هاي موفق جامعه تمركز كنند؛ انسان‌هايي كه بي‌توقع براي مملكت‌شان افتخار كسب مي‌كنند و حتي ما نامشان را هم نمي‌دانيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار