روابط عمومي ارتش پاكستان در 15 ژوئن با صدور بيانيهاي آغاز عمليات ارتش با عنوان «ضرب عضب» را در وزيرستان شمالي اعلام كرد. در اين بيانيه گفته شده بود كه «ستيزهجويان با پناه گرفتن در منطقه وزيرستان شمالي عليه پاكستان جنگي را آغاز كردهاند كه بر اثر آن زندگي روزمره مردم در تمام ابعاد آن ضربه ديده و باعث كاهش رشد اقتصادي و خسارات و صدمات جاني و مالي زيادي شده است». ارتش پاكستان به اين وسيله سعي دارد تا ضرب عضب خود در شمال كشور را توجيه كند اما نكاتي در مورد اين عمليات وجود دارد كه ترديدهايي در مورد عزم ارتش در برخورد با طالبان در شمال ايجاد ميكند. به عبارت ديگر، درست است كه حملات تروريستي طالبان در روزهاي دوشنبه و سهشنبه هفته گذشته به فرودگاه بينالمللي جناح بهانه ارتش براي انجام اين عمليات است اما آن حملات نميتواند عمليات ارتش در وزيرستان شمالي را توجيه كند بلكه بايد به دنبال انگيزه ديگري در انجام اين عمليات بود.
نكته اول در حملات گذشته اين است كه حملات هفته گذشته توسط ازبكهايي بود كه به ادعاي مقامات نظامي پاكستان تحت رهبري شاخههايي از طالبان پاكستان و در پايگاههاي پراكنده در مناطق مرزي شمال اين كشور فعاليت ميكنند. حضور تندروهاي ازبك در ميان طالبان پاكستان پديده جديدي است كه تحت عنوان جنبش اسلامي ازبكستان و در اتحاد با طالبان پاكستان در اين كشور فعال شدهاند. از اين جهت، عمليات ازبكها در هفته گذشته اتفاق كمسابقهاي در پاكستان است كه ارتش با ضرب عضب سعي كرده واكنش سريع خود را به آن نشان دهد. سرعت اين واكنش تا اندازهاي زياد است كه اجازه تحليل اصل اتفاق در هفته گذشته و نحوه حضور تندروهاي ازبك از سياستمداران پاكستاني گرفته شده است. ارتش با ادعاي كاهش رشد اقتصادي و خسارت و صدمات جاني و مالي زياد به سرعت وارد عمل شد اما دو عمليات به فرودگاه بينالمللي جناح تا چه ميزان خسارت بر اقتصاد پاكستان داشته كه ارتش را مجبور به اين واكنش كرده، به خصوص اينكه عمليات دوم هيچ خسارت جاني و مالي در پي نداشته بود. نميتوان حملات هفته گذشته را تا آن حد دانست كه ادعاهاي ارتش را در كاهش رشد اقتصادي توجيه كند و بايد گفت كه ارتش از اين حملات تنها به عنوان بهانهاي براي انجام عمليات خود در وزيرستان شمالي استفاده ميكند. نكته جالب توجه ديگر اين است كه ارتش تا كنون به وزيرستان شمالي حمله نكرده بود و حتي وقتي كه قضيه ملاله يوسف زي در اواخر 2012 هم پيش آمد ارتش پاكستان با وجود فشارهاي داخلي و خارجي باز حاضر به انجام عملياتي در اين منطقه نشد. حالا كه ارتش عمليات گسترده خود را در وزيرستان شمالي شروع كرده، معلوم ميشود كه ارتش انگيزه مهمتري از دو حمله تروريستي به فرودگاه جناح در اين عمليات دارد.
زماني ژنرال اشفق پرويز كياني، فرمانده سابق ارتش پاكستان، گفته بود كه ارتش پاكستان هندمحور است. اين جمله كياني تنها ديدگاه او نيست بلكه بايد آن را راهبرد اساسي پاكستان چه در داخل و چه در خارج از اين كشور دانست و بر اساس اين راهبرد ميتوان انگيزه ارتش در انجام ضرب عضب را تحليل كرد. در اينجا بايد سياستهاي محمد نواز شريف را در نظر گرفت كه او در يك سال از نخست وزيري خود مبناي سياستش را در داخل و خارج از كشور بر محور گفتوگو قرار داده و بر اساس اين محور بود كه از ابتداي مسئوليت خود برنامه مذاكره با طالبان را در دستور كار قرار داد و سفرهايي قابلتوجه به ايران و هند انجام داد. سفر او به هند از نظر ارتش و راهبرد مبنايياش اهميت خاصي داشت تا آنجا كه ميتوان گفت او با انجام اين سفر زنگ خطر را براي ارتش به صدا درآورد. سفر نواز شريف به هند يك سفر عادي نبود بلكه او با اين سفر اولين نخست وزير پاكستان بود كه در مراسم سوگند نخست وزيري ناراندا مودي شركت ميكرد و اين كار او نوعي سنتشكني در تاريخ طولاني تقابل هند و پاكستان بود. نواز شريف تنها به شركت در اين مراسم اكتفا نكرد و بعد از اين به ديدار مودي رفت تا در مورد آينده گفتوگو بين دو كشور مذاكره كند. مودي و حزب او به نام بهاراتيا جاناتا نگرش مليگرايانهاي دارند اما اين حزب با وجود چنين نگرشي در مورد پاكستان تمايل به گفتوگو دارد تا افزايش تنش و حالا كه مودي به پست نخست وزيري رسيده پس سياست دولت جديد هند در قبال پاكستان را ميتوان در گفتوگو ديد و نواز شريف با اين سفر و ديدار آمادگي خود را به طرف هندي اعلام كرده است. اين آمادگي دو طرف براي گفتوگو و حل و فصل مناقشه تاريخي از اين طريق چيزي نيست كه مورد پذيرش ارتش پاكستان باشد. ارتش پاكستان گذشته از اينكه در معادله گفتوگو به كناري گذاشته شده، گفتوگو به اين نحو را در راهبرد خود تعريف نكرده و از اين جهت، طبيعي است كه نسبت به آن واكنشي نشان دهد. وقوع حملات تروريستي هفته گذشته در مدت كوتاهي بعد از سفر نواز شريف به هند و واكنش سريع ارتش به اين حمله همگي نشان از برنامه ارتش براي عقيم گذاشتن محور گفتوگوي نخست وزير دارد. ارتش با عقيم گذاشتن اين محور در مورد طالبان ميتواند آن را در مورد هند نيز عقيم كند و در نتيجه، نواز شريف مثل گذشته چارهاي جز در نظر گرفتن خواستههاي ارتش نخواهد داشت تا آنكه او ابتكار عمل را در دست داشته باشد.