امريكاييها وقتي با كيسه خالي بودجه نظامي در افغانستان روبهرو شدند، نظريهپردازي كردند كه تحت عنوان «خريد امنيت»، يك معادله سه مجهولي را به سادگي حل كنند. پول را ارتجاع عرب بدهد و اين پول به فرماندهان طالبان داده شود كه به نيروهاي ناتو و ائتلاف غربي حمله نكنند و امريكا هم از تعامل با طالبان توشهاي بگيرد. همه اين نظريهپردازيها، حاصل كسادي و ناتواني است كه گريبان امريكاييها را گرفته است. در سوريه از جيب همين ارتجاع عرب دهها ميليارد هزينه كردند تا با تروريستهاي دو آتشه القاعدهاي نظام سياسي سوريه را ساقط كنند. حاصل كار اين شد كه مردم سوريه با شوك آدمكشي تروريستهاي تكفيري به سطحي از آگاهي رسيدند كه آگاهانهترين رأي انتخاباتي خود را به بشار اسد دادند و هم ارتش سوريه و هم مقاومت ضدصهيونيستي قدرتمندتر از گذشته در صحنه حاضر است و تروريستها در موج بازگشت به اروپا و غرب و كشورهاي مبدأ، انتقام شكست در سوريه و انتقام حسابهاي پرداختنشده به خود را در دستور كار قرار دادهاند. دستگاههاي استخباراتي غربي در بروكسل جمع ميشوند تا براي اين كابوس فكري كنند و از شر اين تروريستها در امان بمانند. حاصل اين نشست بر آن قرار ميگيرد كه همين پيادهنظام جنگهاي نيابتي غرب در جهان اسلام، در نقطهاي ديگر مشغول شود و نقشآفريني كند و سرگرم باقي بماند. يكباره مطلع ميشويم كه درگيريهاي داعش با النصره در شرق سوريه و مناطق پيراموني ديرالزور متوقف ميشود و نيروهاي داعش به عراق سرازير ميشوند تا با يك تير چند گنجشك را هدف قرار دهند. هم ميخواهند انتقام شكستهاي سوريه را بگيرند و هم در مصاف دموكراسي و صندوقهاي رأي و انتخابات پارلماني، آنچه را از دست دادهاند را با گلوله و خونريزي و تروريسم جبران كنند و از شيعه و سني در شهرهاي عراق انتقام بگيرند و هم با ارعاب و وحشيگري، نظام سياسي را به چالش بكشند و باجخواهي كنند تا برخي سران سياسي كه به جز كارتهاي بازي تروريستي، شايستگي و برگي براي مانور ندارند، شادمان شده و از كيك حكومتي، قطعهاي را دريافت كنند و هم يك بار ديگر شانس خود را براي نمايش مضحك جنگ شيعه و سني و جنگ سني با ايران و جنگ عرب و عجم بيازمايند. غافل از اينكه اين اقدام و تباني مشترك داخلي و خارجي، ارتجاع و غرب و صهيونيسم و مقامات ماجراجوي شمالي، به جاي مرعوب ساختن جامعه عراقي، شيعه و سني، عالم و عامي، موجب وحدت آنان شده و در لواي مرجعيت هوشمند عراق، با موج جهادكفايي، لشكرهاي ميليوني در مقابل لاشخورهاي جيره خوار صف ميكشند. درايت و هوشمندي مرجعيت و حضور ايماني مردم شيعه و سني، تهديد جانيان را به فرصت وحدت ملي و اقتدار ملي در اين كشور تبديل كرد و امريكاييها را كه قرار بود از راه دور با ابزار تروريسم به سهمخواهي از قدرت براي هم پيمانانشان عمل كنند، مات نمود. امريكاييها و دوستانشان در منطقه، به جز رسوايي تروريسمپروري، حمايت از جانيان و آدمكشها، بايد با هوشمندي علماي شيعه و مردم عراق هم كنار بيايند و شاهد نابودي ابزارهاي تروريستي خود باشند. آنقدر انفعال در عملكرد رسمي و رسانهاي غربي به چشم ميخورد كه بلندگوهاي غربي با ادبيات وهابي و بعثي سخن ميگويند و تروريستها را شبه نظاميان شورشي و حامي اهل سنت مينامند و حكومت قانوني و ارتش و مردم عراق را نيروهاي مالكي معرفي ميكنند!! امريكا و حاميان تروريسم در منطقه نه تنها بايد هزينه توليد به كارگيري تروريسم تكفيري و داعشي و القاعدهاي را بپردازند، بلكه با بازگشت آنها هم بهاي عيني و در جامعه جهان، رسوايي بنبست حمايتگري از آنها را تحمل كنند.