بسياري از فيلسوفان بنام و داراي مكتب و فلسفه سياسي نيز در جستوجوي راههاي برقراري و نهادينهسازي همين ارزشها در جوامع خود بوده و بر همين اساس آرا و انديشههاي آنان شكل گرفته است. در طول تاريخ نهضتها، قيامها و انقلابهاي بزرگ ديني و غيرديني شكل گرفته و ارزشهاي چهارگانه مذكور بعضاً يا تماماً، آرمان و اهداف اصلي آنها بوده است.
بدون ترديد ملت ايران در تاريخ 200 ساله خود و به ويژه از اواخر دوران قاجار پا به عرصه مبارزات گذاشت، تا به اين ارزشهاي اساسي الهي و انساني دست يابد. نظام شاهنشاهي و سلطنتي در ايران از مختصاتي برخوردار بود كه رهاورد آن براي ايرانيان نه تنها تأمين اين ارزشها نبود، بلكه در مقابل قرار داشت.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در سخنراني روز چهاردهم خرداد سال جاري در حرم حضرت امام خميني (ره)، ماهيت نظام شاهنشاهي در ايران را چنين توصيف فرمودند: «... اين سه خصوصيت در نظام پادشاهي وجود داشت، هم دچار فساد بود،فسادهاي گوناگون اخلاقي، مالي و غيره؛ هم وابسته به قدرتها بود، يك روز وابسته به انگليس يك روز وابسته به امريكا، حاضر بود منافع خود و كشور خود را در مقابل منافع بيگانگان فراموش كند و هم ديكتاتور بود،مستبد بود، رأي مردم، خواست مردم براي نظام پادشاهي مطرح نبود.»
بنابراين ايران و مردم ايران در دوران طاغوت و نظام ستمشاهي، به ويژه در دوران رضاشاه و محمدرضا شاه، داراي گمشدههاي مهمي چون آزادي، استقلال، معنويت و هدالت بودند و براي به دست آوردن آنها دست به مبارزه زدند. ملت ايران با شروع مبارزات خود از اواخر دوره قاجار، به دنبال بر هم زدن نظم مدني و سياسي حاكم و ايجاد يك نظم جديد بود؛ نظمي كه دربردارنده ارزشهاي اساسي چهارگانه مذكور و تضمينكننده آنها باشد.
در اين ميان، جريانهاي فكري سياسي با جهانبينيها و رويكردهاي متفاوت از قبيل مليگراها، ليبرالها و روشنفكران غربگرا، چپگرايان كمونيست و جريان مذهبي با محوريت روحانيت، هر كدام نقشه راهي را براي مردم ايران براي برونرفت از وضعيت اسفبار و ورود به جامعه آرماني ترسيم كردند. ملت ايران پس از سالها مبارزه و تحمل رنجها و سختيهاي فراوان، به نقشه ترسيمشده از سوي حضرت امام خميني (ره)، از جهت سلامت و درستي و همراهي با فطرت بشري، اطمينان خاطر كامل پيدا كرد و بر همين اساس با تمام وجود، با قيام او براي در هم ريختن نظام پادشاهي و ايجاد نظم جديد همراه شد.
با مبارزات ملت ايران كه حضرت امام (ره) آن را قيام لله ميناميد، رژيم طاغوت فرو ريخت و رهبر كبير انقلاب اسلامي با عنوان «جمهوري اسلامي»، به دنبال بناي نظم مدني- سياسي جديد در ايران بود. جمهوري اسلامي يا همان تعبير «مردم سالاري ديني»، نقشه راه امام(ره) براي تأمين ارزشهاي اساسي مورد انتظار ملت ايران است؛ نقشه راهي كه به اعتقاد و باور رهبر فرزانه انقلاب اسلامي، برگرفته از اسلام و آموزههاي ديني بوده و با ساختههاي ذهن بشري فاصله دارد. معظمله در اين خصوص ميفرمايند: «نقشه او [امام]، نقشهاي نبود كه فقط از ذهن انسان صادر شود، قطعاً مؤيد من عندالله بود؛ خود امام بزرگوار اين را ميدانست و به آن معترف بود؛ خود او ميگفت آنچه پيش آمده است، با دست قدرت الهي است.»
ملت ايران طي 36 سال گذشته با تمام وجود اين حقيقت را درك كرده كه با حركت بر اساس نقشه راه خميني كبير به تمامي ارزشهاي حياتي و اساسي دست خواهد يافت و در پرتو اين ارزشها، دنيا و آخرتش به بهترين وجه تأمين خواهد شد. بنابراين آنچه اكنون مهم است، دور نشدن از اين نقشه راه و فراموش نكردن آن است. اهميت اين موضوع آنگاه بهتر درك ميشود كه بدانيم طرفداران جريانهاي فكري سياسي پيش گفته، به دنبال آنند تا نقشههاي راه خود را به عنوان نقشه راه امام خميني (ره) به جامعه ايران و خصوصاً نسل جوان قالب كنند. اين جماعت مكاره، بر بالاي كالاي خود نام و پرچم امام (ره) را به نمايش درآورده، لكن جنس تقلبي و كالاي بدلي را به مردم ارائه ميدهند. امروز و پس از گذشت ربع قرن از رحلت حضرت امام خميني (ره)، جريان فكري سياسي سكولار در ايران، تنها راه احيا و بازگشت به عرصه حيات اجتماعي و سياسي ايرانيان را در همين راه حيله، نيرنگ و فروش كالاي تقلبي با نام «امام» ميداند. اين جريان ميداند كه بين ملت ايران و حضرت امام (ره)، پيوندي عميق و ناگسستني وجود دارد و بر همين اساس به عوامفريبي روي آورده است. براي اينكه تاريخ تكرار نشود و با نام اسلام به اسلام ضربه نزنند، بايد اسلام حقيقي و ناب و در زمان كنوني راه امام را كه همان اسلام ناب است، به خوبي شناخت. بايد نقشه راه امام(ره) را آنگونه كه او ترسيم كرده، شناخت.
ملت ايران اگر ميخواهد با عمل به اسلام ناب محمدي (ص)، سرآمد تاريخ شود و تمدن نوين اسلامي را پايهگذاري نمايد و به حيات طيبه دست يابد و تمامي آرزوهاي الهي و انسانياش تحقق يابد، بايد طبق نقشه اصلي طراحي شده از سوي حضرت امام (ره) عمل نمايد. اين مهم را رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در سخنراني چهاردهم خرداد سال جاري اينگونه مورد تأكيد قرار ميدهند: «ما براي اينكه راه را درست برويم،بايد نقشه معمار را بدانيم. ... اگر نقشه را ندانستيم، زاويه پيدا ميكنيم، وقتي زاويه پيدا شد، روز به روز هرچه پيش برويم، از راه اصلي و صراط مستقيم دور ميشويم؛ وقتي از صراط مستقيم دور شديم، از هدفها دور ميشويم و به هدفها نميرسيم.»
آزادي، استقلال، معنويت و عدالت از جمله هدفها و ارزشهاي اساسي مورد نظر ملت ايران است. با انقلاب اسلامي، آزادي و استقلال ملت ايران تأمين شد و بايد با حركت بر اساس نقشه راه، معنويت و عدالت را به شكل مطلوب حاكم ساخت و با تداوم حركت در اين راه، حفظ و نهادينهسازي اين ارزشهاي چهارگانه را تضمين نمود.
«جمهوري اسلامي» و «مردم سالاري ديني» نقشه راه امام (ره) است و بر اين نقشه راه، «شريعت اسلامي» حاكم است. اين حقيقت را مقاممعظم رهبري اينگونه بيان ميدارند: «التزام به شريعت اسلامي،روح و حقيقت نظام اسلامي است؛ اين را توجه داشته باشند. شريعت اسلامي اگر در جامعه به طور كامل اجرا شود، هم آزاديهاي عمومي و مدني را- آزادي افراد را، آزادي فردي را- تأمين ميكند،هم آزادي يك ملت را كه اسم آن استقلال است- استقلال يعني آزادي در ابعاد يك ملت كه وابسته به كسي و جايي نباشد؛ يك ملت آزاد يعني ملتي كه به هر صورت تحت نفوذ و سيطره مخالفان خود يا دشمنان خود يا بيگانگان قرار ندارد- تضمين ميكند، [هم] عدالت را در جامعه تضمين ميكند، هم معنويت را تضمين ميكند؛ اين چهار عنصر اصلي است؛ آزادي، استقلال، عدالت و معنويت. اگر شريعت اسلامي بر جامعه حاكم شد، اين پديدههاي اساسي در نظم جامعه اسلامي، خود را نشان ميدهند. بنابراين امام بزرگوار ما شريعت اسلامي را كه روح جمهوري اسلامي است، مورد تكيه قرار داده است، مردمسالاري ديني را هم كه يك وسيله و ابزار است كه آن هم متخذ از شريعت است؛ مورد تكيه قرار داده.»
بنابراين حركت بر اساس نقشه راه امام (ره)، يعني حركت بر اساس شريعت اسلامي، التزام به شريعت اسلامي، شاخص اصلي براي سنجش مواضع و رفتار مسئولان، كارگزاران نظام، گروهها و جريانهاي فكري سياسي جامعه است. شريعت داراي دو معناي عام و خاص است. شريعت در معناي عام مترادف دين است و در معناي خاص، شريعت اسلامي عبارت است از احكام و دستورات و عبادات و اخلاقياتي كه پيامبر اسلام آورده است.
با شاخص التزام به شريعت اسلامي ميتوان دريافت كه مواضع و رويكردهاي چه كساني تضمينكننده آزادي، استقلال، معنويت و عدالت است و مواضع و رويكردهاي چه كساني در مقابل اين ارزشهاي اساسي قرار دارد.