
مسلماً بهترين دوران براي ميل به كتاب وكتابخواني، دوران كودكي و نوجواني است كه با آثارخوب و جذاب ميتوان ذائقه آنها را نسبت به كتاب شكل داد. ازاين رو نويسندگان و تصويرگران حوزه كودكان و نوجوانان درجايگاه بسيار حساسي قرار دارند و اين هنر آنهاست كه ميتواند نسل كتابخواني را پرورش دهند. خانم ژوبرت كلر مسلماني از كشور فرانسه است كه سالهاست درعرصه ادبيات كودك و نوجوان فعاليت مستمر دارد و تاكنون آثار متعددي هم داشته است. او عاشق سادگي و لطافت كودكان است براي همين تقريباً تمام زندگياش را وقف كار براي آنها كرده است. ويژگي جالب توجه اين نويسنده فرانسوي در كتاب كودك آن است كه وي متن و تصوير را با هم روايت ميكند.
چه شد ايران آمديد؟ ادبيات فرانسه كه جايگاه خوبي دارد آيا آنجا امكان اين فعاليتها نبود؟
آمدن من به ايران قبل از اين بود كه داستاننويسي را آغاز كنم و در واقع هيچ ارتباطي به ادبيات ندارد. سرنوشتم اين طور رقم خورده شده كه در پاريس فرانسه به دنيا آمدم و در يك خانواده مسيحي كاتوليك بزرگ شدم اما در نوجواني به دلايل مختلف از مسيحيت فاصله گرفتم و در اديان و مكاتب مختلف جستوجو كردم، تا سرانجام در سن 19 سالگي به لطف خدا مسلمان شدم و به اسلام روي آوردم. پس از آن با همسرم كه ايراني است آشنا شدم و بعد از ازدواج به ايران آمديم.
چرا براي كودكان و نوجوانان كارميكنيد؟ آيا صرفاً بهخاطر رشته تحصيلي و آشنايي با فضاي كودكان است يا دلايل ديگري داريد؟
من نوشتن را از بچگي دوست داشتم ولي داستاننويسي را بهخاطر علاقهام به ادبيات كودك شروع كردم. زماني كه فرزندانم ـ البته دو پسرم حالا 27 و 29 سال دارند ـ كوچك بودند خيلي تلاش كردم تا آنها به مطالعه و كتاب خواندن علاقهمند شوند براي همين دنبال بهترين كتابهاي فارسي و فرانسوي برايشان بودم. از طريق خواندن اين كتابها و نقدها و تحليلها، خودم عاشق ادبيات كودك شدم و كم كم به داستاننويسي براي كودكان مشغول شدم.
شما كنار نوشتن، تصويرگري كتاب كودكان را هم انجام ميدهيد، اين دو در كنار هم مشكل نيست و آيا لازم است همه نويسندگان حوزه كودكان و نوجوانان در اين زمينه هم فعاليت كنند؟
در كتاب كودك، متن و تصوير در تعامل با هم هستند تا داستاني را خوب روايت كنند و قابل فهم براي مخاطبان كم سن و سال آنها باشد. براي من واقعاً غنيمت است بتوانم اين دو كار را در كنار هم انجام دهم براي همين تلاش ميكنم كه متن و تصوير مكمل هم باشند. ولي خب هيچ الزامي هم نيست كه هر نويسنده در كنار نوشتن داستانش تصويرگري هم بكند؛ البته امكانپذير هم نيست. حتي بعضي از نويسندگاني كه تصويرگر هم هستند گاهي ترجيح ميدهند تصويرگر داستانشان شخص ديگري باشد تا با فراغ بال بيشتري كار كنند. مشكل تصويرگري براي من اين است كه بسيار وقتگير است و گاهي باعث ميشود كه از كارهاي ديگر عقب بمانم ولي باز هم دوست دارم و مشغول به آن هستم.
آيا با نويسندگان كودك و نوجوان در ايران هم ارتباط داريد؟
تا حدود پنج سال پيش، در انزوا كار ميكردم و هيچ ارتباطي با نويسندگان ديگر نداشتم چون كسي را نميشناختم. . . اما در چند سال اخير فرصتهاي گوناگوني پيش آمد كه در جلسات داستانخواني مختلف شركت كنم و با تعدادي از نويسندگان كودك و نوجوان آشنا شوم. حضور در اين جلسات تجربيات بسيار خوب و سازندهاي را براي من بههمراه داشت؛ از سويي در معرض نقد حضوري گذاشتن داستانهايم باعث شد كه نكات بسياري را در زمينه داستاننويسي براي كودكان بياموزم و تلاش كنم، با اعمال اين نكات، كيفيت كارم را بالا ببرم.
با نويسندگان فرانسوي زبان چطور ارتباط داريد؟
تا جايي كه ميدانم، نويسندگان فرانسوي براي كودكان خيلي كمتر از نويسندگان ايراني دور هم جمع ميشوند، داستانهايشان را در معرض نقد همديگر قرار ميدهند و با هم تبادل نظر دارند؛ علاوه بر اين چون آنجا زندگي نميكنم تعداد خيلي كمي از اين نويسندگان را ميشناسم.
آيا قصد نداريد تا رمان هم بنويسيد؟ زيرا بهطور حتم يك رمان خوب و قوي ميتواند به مراتب تأثيرات زيادي بر مخاطب داشته باشد؟
بله، يك رمان ميتواند بسيار تأثيرگذار باشد و خيلي دوست دارم فرصت آن را پيدا كنم كه وارد اين حيطه هم بشوم، بهخصوص براي نوجوانان. اما در حال حاضر تلاشهايم را روي اين موضوع متمركز كردم كه كيفيت كارم براي كودكان و خردسالان را ارتقا بدهم و ترجيح ميدهم نيرويم را پراكنده نكنم. تا ببينيم بعد چه ميشود. . .
چطور از بازتاب آثارتان مطلع ميشويد؟
به خاطر كتابهايي كه انتشارات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان از من چاپ كرده، بارها در كتابخانههاي مختلف كانون دعوت شدم و نظرات بچهها، چه مستقيم چه از زبان مربيان و گاهي هم به صورت دستنوشته، به من منتقل شد. از طرف ديگر، هر سال آماري از عنوان كتابهاي به امانت گرفته شده از طريق اين كتابخانهها تهيه ميشود و چند تا از كتابهايم در سالهاي مختلف ميان پرخوانندهترين كتابهاي كودك اين كتابخانهها قرار گرفتند. اين بازتابها بسيار مفيد و دلگرم كننده است.
خاطرهاي هم داريد؟
بله، خاطرات فراواني دارم ازصحبتها و سؤالهاي بچهها و درد دلهاي نوجوانان. اما اين خاطرات كوتاه كوتاهند؛ يك سؤال اينجا، چند كلمه آنجا و تعريف كردنشان نميتواند براي ديگران خيلي جالب باشد، هرچند براي من بسيار شيرين و به ياد ماندنياند. مثلاً در گردهمايي يكي از كتابخانهها، از آنجا كه بچهها قبل از آمدن من كتابهايم را خوانده بودند و موضوع بيشتر اين كتابها خداشناسي بود، يكي از دختربچهها به محض ورودم خودش را به من رساند و نامهاي را به دستم داد با اين مضمون: «لطفاً هيچ وقت خدا را فراموش نكنيد».
با توجه به اينكه سالهاي زيادي در ايران هستيد بزرگترين مشكل ادبيات كودك و نوجوان كشور ما را چه ميدانيد؟
نظرم خيلي شخصي است، ولي فكر ميكنم يكي از بزرگترين مشكل اين ادبيات زيادهگويي باشد، يا لااقل چيزي است كه بيشتر به چشم من ميآيد: هم اينكه گاهي نويسنده توضيحات غير ضروري و حتي تكراري ميدهد، هم اينكه نقش تصوير را دست كم يا ناديده ميگيرد. مشكل ديگر به نظر من كه باز كاملاً سليقهاي است، زياد شدن داستانهاي فانتزي بدون عمق است، كه وقتي ميخوانم از خودم ميپرسم: كه چي؟ ولي ادبيات كودك ايران را خيلي پويا ميبينم، نويسندگان و تصويرگران بسيارپركاري دارد و انجمنهاي مربوطه مانند انجمن نويسندگان كودك و نوجوان و انجمن تصويرگران براي ارتقاي اين ادبيات خيلي تلاش ميكنند.
با توجه به اينكه شما براي بچهها در فرانسه هم آثاري را منتشر كردهايد آيا ميتوان در حوزه ادبيات بهخصوص كودك و نوجوان زيبايي اسلام را نشان داد؟
بله، البته كه ميشود. در فرانسه، براي نويسنده مسلمان، دو فضا براي انتشار كتاب وجود دارد: ناشران مسلمان و ناشران عمومي. ناشران عمومي معمولاً كتابهاي حاوي مفاهيم ديني را چاپ نميكنند ولي به هر حال جاي كار دارد. ناشران مسلمان هم در زمينه كودك تا به حال خيلي ضعيف بودند اما از چند سال اخير تلاشي در بالا بردن كيفيت ادبي و هنري كتابها و فراتر رفتن از صرف تبليغ ديني ديده ميشود. به هر حال بيان كردن مفاهيم ديني در قالب داستان، به نحوي كه اثرهنري به وجود بيايد و جنبه شعاري نداشته باشد، واقعاً كار دشواري است.
به عنوان نويسنده چه توصيهاي براي مربيان مهدكودكها و والدين بچهها براي تقويت ميل مطالعه كودكان و نوجوانان داريد؟
بهترين و مؤثرترين كار اين است كه هر روز، زماني را به كتابخواني با بچهها يا براي آنها اختصاص بدهند و كتابهاي مناسبي را براي اين كار انتخاب كنند. بعضي از كودكان زود كتابخوان ميشوند ولي خيليهايشان نياز به حمايت و همراهي دارند تا به مرور زمان كتابخوان مستقلي بشوند. والدين و مربيان بايد عاشقانه و صبورانه اين كار را بكنند و حتي براي بچههايي كه خواندن بلد هستند كتاب بخوانند تا لذت مطالعه در آنها تقويت شود. خيلي خوب است كه اين بلند خواني براي بچهها از سنين خيلي پايين آغاز شود (ازچند ماهگي و از هر زماني كه بچه توجه نشان ميدهد) و تا موقعي كه طالب آن است، حتي اگر كاملاً باسواد شده باشد، ادامه پيدا كند. از آن جا كه قيمت كتاب بالاست و تعداد كتابخانههاي محله و مدرسه هنوز كافي نيست و معمولاً بيشتر از دو كتاب در يك نوبت امانت نميدهند، خيلي خوب است كه بچهها ياد بگيرند كتابهايشان را به همديگر امانت بدهند و والدين و معلمان تشويق و حمايتشان كنند. در ضمن اين كار ميتواند باعث شود كه تجربهها و علاقههايشان در زمينه مطالعه را با دوستان و همسالانشان تقسيم و همديگر را ترغيب كنند.