
اينكه ميبيني بالاخره بعد از مدتها واكنش تخريبي نسبت به يك كار فرهنگي آن هم در حوزه مستندسازي با نام «من روحاني هستم»، حالا گروهي از اصلاحطلبان تصميم گرفتهاند با ساخت مستندي كه فعاليت هشت ساله دولت احمدينژاد را به چالش ميكشد به تقابل با «من روحاني هستم» بپردازند هر چه باشد از اتهام، تخريب و بدبينيهايي كه رسانههاي زنجيرهاي در تهاجم نسبت به يك مستند واقعهنگارانه از خود بروز دادند، بهتر است.
هر چند ادعاهاي سران اصلاحات كه همواره فرهنگ و هنر را زاييده انديشههاي خود دانستهاند(!) اين انتظار را ايجاد ميكرد كه مدتها پيش يعني همان روزهاي اوليه انتشار «من روحاني هستم» اينها نيز دست به كار شده و با زبان تصوير انتقادات خود را بيان كنند اما متأسفانه در اين يك ماه اخير فقط و فقط حجم زياد زير سؤال بردن اين مستند بود كه از سوي تئوريسينهاي فرهنگي اين جريان مطرح شد و كار به جايي رسيد كه خود رئيس جمهور كه بنا به ادعاهاي مشاورانش اين مستند را در ضديت با خود قلمداد كرده بود نيز از منتقدان خود خواست كه بدون شناسنامه حرف نزنند!
براي همين است كه شنيدن خبر ساخت مستند «در رؤياي بهار» كه سازندگان آن قصد دارند در آن زندگي سياسي محمود احمدينژاد و به خصوص حواشي سياسي دوران رياستجمهورياش از جمله خانهنشيني، مسئله اسفنديار رحيم مشايي و روبوسي با مادر هوگو چاوز را به تصوير بكشند، خوشحالكننده به نظر ميرسد.
خوشحاليم كه از خواب برخاستيدخوشحاليم كه دوستان بالاخره ايمان آوردهاند كه به جاي توهينهاي پياپي در رسانههاي زنجيرهاي ميشود با سلاح هنر حرف و سليقه خود را بيان كرد. خوشحاليم كه دوستانيكه به دليل خواب حدوداً يك دههاي خود در پستوها و خبر نداشتن از اوضاع و احوال مملكت، ميخواستند در دهه 90 هم به مانند دهه 60 تكصدايي را بر جامعه حاكم كنند حالا كمكم راه افتادهاند و ميخواهند با ساخت مستندهايي كه «در رؤياي بهار» اولين آنهاست، حرفشان را بزنند.
خوشبختانه بودجه خوبي هم براي توليد مستندهايي كه بناست با نقد عملكرد احمدينژاد و در ادامه ديگر چهرههاي اصولگرا توليد شود، فراهم آمده است و گردانندگان كار به تيم توليد اين مستندها كه ردپاي چهرههايي در خانه سينما نيز به عنوان مشاوران توليد آنها به چشم ميخورد، اطمينان خاطر دادهاند كه به لحاظ امكانات توليد برايشان سنگ تمام خواهند گذاشت.
احمدينژاد اين روزها كجاي قدرت است كه نقدش دستمايهاي شود براي اصلاح؟
با اين حال پاشنه آشيل اين پروژه در انتخاب نادرست سوژههايي است كه براي كار در نظر گرفته شده! دوستان پيش خود فكر كردهاند كه سازندگان «من روحاني هستم» از سوي احمدينژاد حمايت ميشوند و همين فرضيه غلط آنها را به سمت تقابل احمدي نژاد- روحاني برده است و نتيجه گرفتهاند اگر بناست مستندي بسازند، بهتر است بر نقد احمدينژاد متمركز باشد. فارغ از آنكه بسياري از منسوبان احمدينژاد، نوميد از رد صلاحيت كانديداي موردنظر او براي تقابل با كانديداهاي اصولگرايان به صف حاميان اصلاحطلبان پيوستند و اتفاقاً به اين واسطه در دولت فعلي هم پستهايي را به دست آوردند(!) آنچه ساخت فيلمي مرتبط با نقد هشت سال فعاليت سياسي احمدينژاد را كمي غيرواقعبينانه مينماياند، اين است كه اصلاً احمدينژاد اين روزها كجاي قدرت سياسي قرار دارد كه نقد عملكردش بتواند دستمايهاي شود براي اصلاح؟!
نقد منصفانه خارج از دايره
سياسي بازيهاي مرسوم صورت ميگيرد
احمدينژاد اين روزها آنقدر بيكار شده كه صبح به صبح تعداد زيادي از نامههايي را كه مراجعهكنندگان مردمي در روزهاي حضورش در ساختمان پاستور نزد مشاورانش ميآوردند، باز ميكند و با خواندن آنها به خود التيام ميدهد كه چه رؤياي خوبي است رؤياي رياست جمهوري!
هزينه كردن براي ساخت مستندي درباره عملكرد چنين شخصيتي چه خيري را نصيب دنيا يا آخرت مخاطبان آن ميكند؟ صدالبته كه عملكرد شخصيتي كه از دايره قدرت خارج شده براي ثبت در تاريخ هم كه شده نياز دارد به نقدي صريح و منصفانه اما نقد منصفانه خارج از دايره سياسي بازيهاي مرسوم صورت ميگيرد. نه فقط احمدينژاد كه تمام آنها كه زماني در اين كشور قدرت داشتهاند نياز دارند به نقد و بررسي چرايي كنشها و واكنشهايشان اما اين چرايي بايد با حضور كارشناساني صورت گيرد كه اولاً جيرهخور جريانات سياسي نباشند و ثانياً در يك بستر زماني بلندمدت چند ساله و با يك تيم پژوهشي كامل به نقد عملكرد بپردازند. چقدر از نقدي كه بناست در مستند «در رؤياي بهار» صورت گيرد منطبق است با اين دو عامل؟
اينكه دوستان بخواهند از رديف بودجههايي كه براي توسعه فرهنگ مملكت تخصيص يافته براي تخريب سازندگان «من روحاني هستم» استفاده كنند در نگاه سياسيبازان، محترم است اما كجاي «من روحاني هستم» گفته شده كه ما خواستار بازگشت به دوران احمدي نژاديم كه «در رؤياي بهار» بخواهد پاسخ به آن باشد.
پس اصل سوژه، سوخته و تاريخ مصرف گذشته است و تنها سود آن هم به جيب گروه پرتعدادي ميرود كه به عناوين مختلف از مشاور توليد گرفته تا مجري طرح و ايدهپرداز درگير توليد اين مستندها شدهاند اما يك فرضيه نسبت به توليد چنين مستندهايي بدجوري ما را قلقلك ميدهد.
آيا سازندگان «در رؤياي بهار» هواداران يار غار احمدينژادند؟تعارف كه نداريم ساخت «در رؤياي بهار» حتي اگر تندترين نقدها را نيز به احمدينژاد وارد آورد، نه تنها به ضرر احمدينژاد نخواهد بود كه اتفاقاً كاملاً به سود وي است، چراكه بار ديگر وي را در كانون توجه قرار ميدهد و شرايط رويش سياسي جريان منتسب به او در انتخابات مجلس را فراهم ميكند.
آنچه پروژه «در رؤياي بهار» را به شدت مشكوك ميكند و ماهيت سازندگان آن را زير سؤال ميبرد نيز همين مسئله است؛ هنوز كه مستند ساخته نشده اين حس به سراغ ما آمده كه نكند سازندگان اين مستند همانهايي باشند كه بعد از نوميدي از رد صلاحيت يار غار احمدينژاد با دورنگي تمام خود را هوادار مخالفان جا زدند و حالا نيز ميخواهند از نمد اين تقابل كلاه خود را كه مطرح كردن دوباره نام احمدينژاد است، ببافند! تأمل بيشتر بر نامهايي كه پشت صحنه اين كار قرار گرفتهاند و نقش پررنگ آنها در مديريت مياني سالهاي قبل، بيش از پيش اين ظن را تقويت ميكند كه توليد «در رؤياي بهار» يك پروژه از پيش تعيين شده است براي آغاز فوقالعاده و زودهنگام فعاليت انتخاباتي احمدينژاد. براي دريافتن اينكه اين ظن به حقيقت نزديك ميشود يا نه فقط بايد چند هفته صبر كرد يعني تا زمان انتشار «در رؤياي بهار» و بعدش هم نشستهايي كه بناست با نقد و بررسي اين مستند در دانشگاههاي كشور برگزار شود.