انقلاب اسلامي نسخهاي نبود كه مانند برخي حكومتهاي دست نشانده يا كودتاكرده به ملت تجويز شده باشد، بلكه ملت با جان و دل آن را پذيرفتند و دل در گرو اصول و ارزشهايش سپردند. اين انقلاب قطع به يقين به خاطر ويژگي منحصر بهفرد مردمي بودنش، دائماً با چالشهاي زيادي مواجه شده است و اين امر پيشتر از اينها نيز متصور بود. تلاش در تعبير و تفسيرهاي دوگانه از اصول امام راحل و ارائه تأويلهاي نسبيگرايانه از آن اصول، خطر از بين رفتن يا كمرنگ شدن آن وجود خواهد داشت و در متن بودن اين اصول و به حاشيه نرفتن آنها، براي رسيدن به اهداف عاليه انقلاب بسيار اهميت دارد. قوام و استحكام يك انقلاب و به تبع آن حكومت مستقر، نياز به پاسداراني دارد كه جانانه از ورود بدعت و خدشه به بنيان اصول آن ممانعت به عمل ميآورند و شاكله اصلي انقلاب را از گزند بليات و آفتهاي نظام كفر محفوظ ميدارند. امروز الگوي بيبديل حافظ و پاسدار انقلاب در نهاد انقلابي و مقدس سپاه پاسداران تجلي مييابد؛ آنجايي كه مخلصينِ الگو گرفته از سرور و سالار شهيدان تجميع يافتهاند تا از همه داشتههاي خود هزينه راه پاسداري از انقلاب اسلامي را مهيا كنند و در طول گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب كار زيباي خود را به رخ مستكبرين بكشانند و به فرموده امام خامنهاي« اگر منصفانه به حركت سپاه پاسداران نگاه كنيم، از روز اول تا امروز، ميبينيم انصافاً سپاه به قول خودش عمل كرده؛ حقاً و انصافاً سپاه در اين راه ايستاده است.» 13/4/90
داعيه پاسداري از انقلاب اسلامي يك داعيه بزرگ است كه امروز تجلي آن را در سپاه شاهد هستيم ولي نكته مهم اين است كه به دور از كليشهگويي معناي پاسداري در انقلاب اسلامي چگونه است؟اين سؤال از اين باب مطرح است كه ممكن است عدهاي به غلط پنداشتهاي متفاوت از اين واژه داشته و گاهي آن را به محافظهكاري و حفظ وضع موجود تعبير كنند. هر چند پاسداري به معناي نگهداشت و حفظكردن است ولي آنچه بايد حفظ شود مهم و قابل تبيين است. حفظ انقلاب به معناي ايجاد يك انگاره محافظهكارانه نيست و هدف آن حفظ وضع موجود انقلاب نخواهد بود. ذات پيشرونده و حركت پرشتاب انقلاب و تكاپو و جنب و جوش حاكم بر آن اين معنا انگاري را نفي ميكند. منتها در اين مسير پرشتاب، هدفهايي نگارش شده است كه برگرفته از يك اصول ثابت و خدشه ناپذير ميباشند كه مقصود پاسدار ايستادگي بر اين اصول و موازين است.
غايت نهايي انقلاب تعالي و تكامل و قرب الهي است كه در ذيل آن اهدافي چون انسانسازي، ايجاد جامعه اسلامي توحيد محور و عدالتگستر تعريف ميشود. رسيدن بينقص به اين اهداف، مقصود راه انقلاب است و پافشاري براي رسيدن، همانا وظيفه پاسداران است. هر چند در راه و جهت حركت براي وصول به اين اهداف، ميتوان شيوهها را تغيير داد ولي اهداف تغيير ناپذير است و اينكه تدابير ممكن است تغيير كند به طور طبيعي ملحوظ است و انقلاب در اين جهت پيش رونده و پيش برنده خواهد بود. پاسداري از انقلاب اسلامي يعني پافشاري بر اهداف اصيل انقلاب و حفظ حالت پيش برندگي و پيش روندگي آن. اين معنا اگر در مفهوم پاسداري متجلي شود، مضاعف كننده حركت پر طراوت و شور و هيجان پاسداري نيز ميشود. سپاه پاسداران با عزم راسخ در ساخت معنوي ساختار دروني خود كه تفكرات عاشورايي و توسلات مهدوي و تعهدات انقلابي را نهادينه كرده است، در جلوت با ارائه نسخههاي پيش برنده در حيطه دستاوردهاي خود، تأثير شگرف بر مجموعه نظام مقدس جمهوري اسلامي ميگذارد و در كمينگاههاي دشمن، با ضد كمين شديدتر به مقابله ميرود و خنثي كننده تمام كيد و حيلههاي تزويرانه ميشود.