انسان جايزالخطاست اما چقدر خود را مقيد به رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي ميدانيم و به چه ميزان روي رعايت قوانين حساس هستيم؟ در حال حاضر حدود 5 ميليون خودرو- 10 برابر ظرفيت معابر شهري پايتخت - در جايجاي اين كلانشهر در حال تردد و حركت هستند. حجم بالاي خودروها در معابر شهري سبب شده است سطح وسيعي از معابر شهري به اشغال خودروها به خصوص خودروهاي شخصي درآيند و از سوي ديگر به دليل تراكم شهري و شبكه ارتباطي موجود، كار براي برنامهريزان ترافيك دشوار شود. براين اساس توسعه و كنترل شبكه حمل و نقل در چنين ساختار متراكمي مستلزم دقت و هزينه بالاي آن است و از سوي ديگر به دليل نبود فضاهاي مناسب پارك و پاركينگ عمومي بخش زيادي از سطح معابر در شبانهروز به اشغال خودروها درآمده است، همين موضوع سبب شده است تردد و عبور و مرور خودروها در بيشتر معابر با مشكل روبهرو شود و بايد گفت ترافيك روان در معابر شهري به دليل بلعيده شدن معابر توسط خودروهاي پارك شده معضلات و مشكلات ترافيكي را مضاعف كرده است. متأسفانه به طور واضح شاهد آن هستيم كه فرهنگ رفتار ترافيكي كه سرمنشأ نظم و انضباط به حساب ميآيد، كمتر از سوي رانندگان و شهروندان رعايت ميشود كه نمونه بارز آن را ميتوان در تعداد و ميزان برگههاي جريمه صادره مشاهده كرد. در بودجه سال 93 ميزان عوايد و درآمد حاصل از برگههاي جريمه راهنمايي و رانندگي حدود يكهزار و 620 ميليون تومان برآورد شده است كه اگر تعداد خودروها و وسايل نقليه موتوري را حدود 14ميليون برآورد كنيم، سهم هر وسيله نقليه حدود يكصدهزار تومان ميشود! بنابراين ميزان بالاي برگههاي صادره براي جريمه كردن رانندگان وسايل نقليه نشان ميدهد چه ميزان به فرهنگ و رفتار ترافيك احترام ميگذاريم؟
رعايت رفتار و فرهنگ ترافيكي ميتواند به همه جوانب و حوزههاي شهري تأثيرگذار باشد و اگر اين فرهنگ رعايت نشود و نسبت به آن حساسيت نداشته باشيم، عواقب و تبعات آن به صورت مستقيم و غيرمستقيم بر تمامي اجزاي شهري تأثير ميگذارد كه نتايج منفي و تبعات آن به تكتك افراد جامعه بازخواهد گشت، از سنگينتر شدن بار ترافيك معابر گرفته تا افزايش مصرف سوخت و هدر رفتن زمان ميتواند از تبعات بيتوجهي به رفتار و فرهنگ ترافيكي باشد. بايد در نظر داشت كه سالانه حدود 20هزار نفر از شهروندان در حوادث و تصادفات جان خود را از دست ميدهند و چندين برابر آن نيز مجروح و دچار آسيبهاي مختلف ميشوند.
اين هزينهها در كنار ميزان جرايم راهنمايي و رانندگي، هدر رفت سوخت و تبعات زيستمحيطي آن و باري است كه سنگيني آن علاوه بر دولت بر دوش تكتك شهروندان نيز تحميل ميشود؛ خسارتي كه محاسبه آن از حوصله اين مطلب خارج است.
براين اساس بايد گفت در مقابل اين هزينهها و خسارات سنگين و نجومي، چه ميزان به فرهنگ ترافيك توجه ميكنيم و آيا سهم خود را در رعايت اخلاق، رفتار و فرهنگ ترافيك ادامه ميكنيم؟
حساس شدن نسبت به رعايت فرهنگ رفتار ترافيكي ميتواند علاوه بر جلوگيري از خسارتهاي يادشده در متن اين مطلب ترافيك روان توأم با آرامش و آسايش را نيز تبلور سازد؛ موضوعي كه حق مسلم همه آحاد، جامعه است و چنانچه فرهنگ صحيح رانندگي و احترام به قوانين رعايت شود، ميتواند بر بسياري از مشكلات فائق آمد.
توجه آگاهانه به انضباط اجتماعي و پي بردن به ارزش فرهنگسازي در حوزه عبور و مرور ميتواند نگرش جامعه را نسبت به رفتارهاي ترافيكي شهروندان دچار تغيير و تحول جدي كند، هر چند به قول معروف «فرهنگها دير پا ميگيرند اما ديرپايند» بنابراين لازم است در فرايند فرهنگسازي ترافيك ورود دوبارهاي صورت گيرد تا چرخ سنگ فرهنگ ترافيك اصلاح و به درستي بچرخد و شاهد آن نباشيم كه به دليل رعايت نكردن قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي خسارتهاي نجومي را بايد تحمل كنيم بلكه بايد بدانيم كه «فرهنگ ترافيك» معجزه ميكند، به شرط آنكه با تغيير سبك زندگي همراه شود.