
يك تحليلگر مسائل امنيت ملي امريكا در كتابي جديد كه حاصل چند سال مطالعه ابعاد مختلف برنامه هستهاي ايران است، بحران بر سر برنامه هستهاي ايران را ساخته امريكا و اسرائيل ميداند. او كه در گفتوگويي با هاآرتص كتاب خود را شرح داده گفته كه اين كتاب را طي چند سال مطالعه دقيق گزارشهاي آژانس بينالمللي انرژي اتمي، گزارشهاي اطلاعاتي امريكا و گفتوگو با مقامهاي مرتبط با برنامه هستهاي ايران نوشته و فرضيه محوري كتاب او اين است كه سياستهاي امريكا و اسرائيل در قبال برنامه هستهاي ايران بر شواهد ساختگي استوار است. او ميگويد كه سياستهاي ايالات متحده و اسرائيل در مورد ايران، بيشتر تحت تاثير منافع سياسي و سازماني قرار دارد نه تحليل واقعي برنامه هستهاي ايران بر مبناي نظارتهاي آژانس و مقاصد رهبران ايراني.
به گزارش «جوان»، گرث پورتر، تاريخ نگار، روزنامهنگار تحقيقي، نويسنده و تحليلگر سياست امنيت ملي امريكا به تازگي كتابي با عنوان «بحران ساختگي: روايت ناگفته واهمه هستهاي» نوشته كه شرحي روايي از پشت پرده سياستهاي امريكا و اسرائيل در مورد برنامه هستهاي ايران است. روزنامه صهيونيستي چپ هاآرتص ديروز ضمن شرح و توضيح اين كتاب جديد، با پورتر62 ساله گفتوگو كرده است. او در كتاب خود روايتي متفاوت از روايت غالب در مورد تهديد برنامه هستهاي ايران ارائه كرده و به صراحت ميگويد كه ابعاد برنامه هستهاي ايران با روايت تهديدگونهاي كه از اين برنامه ارائه ميشود، متفاوت است. به نوشته هاآرتص، به نظر ميرسد پورتر تنها محققي است كه تمامي گزارشهاي آژانس طي يك دهه گذشته را با عينك بيطرفي خوانده و به عنوان يك روزنامهنگار تحقيقي، توانسته به گزارشهاي امنيت ملي امريكا درباره ايران دست پيدا كند. پورتر علاوه بر اين، با چند نسل از مقامهاي امريكا گفتوگو كرده و جلسات استماع مقامهاي بلند پايه ايالات متحده در كنگره را تحليل كرده است. نتيجه كار او، كتابي 312 صفحهاي است كه برنامه هستهاي ايران را با عينكي متفاوت تحليل ميكند.
دستور كار پنهان امريكا
پورتر معتقد است كه حتي پيش از آنكه اسرائيليها تصوير ساختگي خودشان درباره برنامه هستهاي ايران را وارد صحنه كنند، يك دستور كار پنهان سياسي در ميان تصميم سازان سياست خارجي امريكا وجود داشته تا بحران برنامه هستهاي ايران را تشديد كنند. كتاب با شرح حمايت امريكا از عراق در جنگ با ايران در دهه 1980 شروع ميشود. نقطه عزيمت بحث، فروپاشي اتحاد جماهير شوروي است كه به گفته پورتر، پايان جنگ سرد باعث شد كه مشروعيت سيا به چالش كشيده شود. در نتيجه راهحلي كه امريكاييها براي تزريق بودجه عظيم به سيا پيدا كردند، خلق يك تهديد جديد بود كه از طريق در هم آميختن تهديد تروريسم و سلاحهاي كشتار جمعي به وجود آمد. ايران به صدر فهرست سيا صعود كرد و تهديدي به وجود آورد كه باعث نجات سيا شد. به گفته اين كارشناس امنيت ملي امريكا، نومحافظهكاراني مانند ديك چني، پل ولفوويتز و جان بولتون منافع سازماني سيا را تقويت ميكردند و همينها به طور همزمان، به مناصب بالاي دولتي نيز دست پيدا كردند. آنها براي از مشروعيت انداختن جمهوري اسلامي و دستيابي به هدف ساقط كردن رژيم ايران با استفاده از مفهوم تغيير رژيم، يك كمپين عليه ايران راه انداختند. او ميگويد كه سياستهاي امريكا و اسرائيل در قبال ايران لزوماً از تحليل واقعي و دقيق برنامه هستهاي آن يا نيات رهبران آن ناشي نشده، بلكه از منافع سياسي و سازماني (مقامهاي امريكايي و اسرائيلي) ناشي ميشود.
از برآورد 2007 تا لپ تاپ مرموز
گرث پورتر در گفتوگوي جديد خود كه شنبه 10خرداد 93 روزنامه هاآرتص آن را منتشر كرد، ميگويد: «من در كتاب خود نشان دادهام كه چطور دخالت دولت ريگان از سال 1983 آلمان و فرانسه را تحت فشار گذاشت تا براي تكميل نيروگاه بوشهر با ايران همكاري نكرده و از تهيه اورانيوم غني شده براي سوخت بوشهر اجتناب كنند. » به گفته اين محقق امريكايي، اين ايران را مجبور ميكرد كه يا از برنامه هستهاي و حق خود در ان پي تي دست بكشد يا اينكه بر خلاف ميل امريكا براي دستيابي به توانايي غنيسازي مستقل خودش به بازار سياه كشيده شود. او در همينجا نتيجه ميگيرد: « و به رغم اتهامات پي درپي امريكا و اسرائيل در مورد اينكه ايران براي ساخت سلاح هستهاي، مايل به غنيسازي اورانيوم بوده، هيچ نشانهاي در حمايت از اين اتهام وجود نداشته و ندارد. »
پورتر در بخشي از مصاحبه خود با هاآرتص به برآورد اطلاعاتي سال 2007 امريكا اشاره كرده و گفته متأسفانه همانطور كه من در كتاب خودم نيز ادعا كردهام، شواهد نشان ميدهد كه تيمي از تحليلگران اطلاعاتي كه نظرشان در مورد وجود سلاحهاي هستهاي (در ايران) در سال 2005 اشتباه بوده، در پيشنويس اوليه برآورد سال 2007 نيز يك بار ديگر اشتباه كرده و در نتيجهگيري خودشان گفتهاند كه حكومت ايران قبل از سال 2003، برنامه ساخت سلاح هستهاي داشته است. » پورتر ادامه ميدهد: « من يك فصل از كتاب خودم را به «اسناد لپ تاپ مرموز» اختصاص داده و نشان دادهام كه اين اسناد در واقع اواسط سال 2004 به دست اطلاعات اسرائيل ساخته شدند تا از طريق مجاهدين خلق به اطلاعات آلمان منتقل شوند.» او ميگويد يكي از نشانههاي ساختگي بودن اين اسناد اين بود كه مجاهدين خلق (منافقين) آنقدر پيچيده عمل نميكردند كه اين حجم بزرگ از اطلاعات را ساخته باشند. به گفته او، يك شاهد ديگر، خاطرت البرادعي است كه در آن اشاره شده كه اسناد را اسرائيليها ساختهاند.
به مذاكرات بدبين هستم
اين تحليلگر امريكايي در پايان گفتوگوي خود گفته كه درباره به نتيجه رسيدن گفتوگوهاي هستهاي ايران با 1+5 حداقل طي ماههاي آينده بدبين است، زيرا به گفته او، دولت اوباما تحت تاثير روايتهاي غلط در مورد برنامه هستهاي ايران است و اعتماد بيش از حد به توانايي خود براي تحت فشار گذاشتن ايران دارد. به گفته پورتر، امريكا همچنين قصد دارد از ايران بخواهد كه تمام 19 هزار سانتريفيوژ خود به جز تعدادي اندك را براي سالهاي زياد كنار بگذارد، در حالي كه ايران نه ميتواند توانايي خود براي سوخت هستهاي را براي تاسيسات هستهاي بيشتر كنار بگذارد و نه چنين كاري خواهد كرد: به نظر من چنين مطالبهاي به سطح بالاتري از تنش منجر خواهد شد، مگر اينكه به طور جدي (با مطالبه ديگري) جايگزين بشود.