عمده تحليلگران و فعالان عرصه سياسي براين باورند كه يكي از دلايل مهم موفقيت حسن روحاني در انتخابات خردادماه 92، تكيه وي بر شعار مبنايي «اعتدال» و «ميانه روي» بود؛ شعاري كه بخش قابل توجهي از افكارعمومي را متوجه خود ساخت و به اين باور رساند كه دكتر روحاني برخلاف برخي روساي جمهوري گذشته در مسير افراط و تفريط قدم بر نميدارد و برعكس خواهد توانست در مديريت كلان كشور بهخوبي رويكردي اعتدالمدارانه را پيريزي كند.
بسياري معتقد بودند عموم مردم كشورمان در طول سالهاي پس از انقلاب از تندروي يا كندروي برخي از جريانات سياسي دلزده شده و در انتخابات سال گذشته خواهان آن بودند تا رئيسجمهوري روي كار آيد كه حايل مشخصي ميان خود و تندروهاي جامعه كشيده و اجازه هنر نمايي به افرادي را كه به نوعي وابستگي فكري- سياسي به طيف راديكال جامعه دارند ندهد.
اگر چه اكنون پس از گذشت بيش از 10 ماه از عمر دولت يازدهم ميتوان قضاوتي عادلانه و منصفانه از ميزان تعهد دولت به اين شعار داشت اما بايد ابتدا به اين سؤالها پاسخ داد كه چرا به محض به پيروزي رسيدن حجت الاسلام روحاني جمع كثيري از تندروهاي دستههاي سياسي گرداگرد برخي از وزراي دولت حلقه زده و خواستههاي حزبي خود را در قالب خواستههاي ملي و جمعي القا ميكنند؟
چرا بسياري از افراطيون به صورت مستمر طي 10ماه اخير حاضر به حمايت از دولت شدند و بقاي خود را در حيات دولت معنا ميكنند؟
چه اتفاقي افتاده كه غائله آفرينان و غوغا سالاران سالهاي گذشته، از هر تريبوني براي حمايت جانانه از دولت استفاده و ادامه حيات دولت را هدفي مهم و راهبردي ارزيابي ميكنند؟
براي پاسخ مناسب به اينگونه سؤالات، بايد اظهارات برخي از چهرههاي سياسي را كه راديكاليسم جزء لاينفك سابقه شان است مرور كنيم.
هر چند كه حمايتهاي شخصيتهاي وابسته به گروههاي تندرو در طول ماههاي اخير بسيار زياد بوده اما تنها به برخي موارد اشاره ميشود.
نهضت آزادي مدافع تمام قد روحانيابراهيم يزدي، دبيركل 83 ساله نهضت آزادي و شهروند امريكا طي گفتوگويي با يكي از روزنامههاي حامي دولت، در اظهاراتي قابل تأمل، «ماندن حسن روحاني در عرصه سياسي را مترادف با باقي ماندن اصلاحطلبان، نهضت آزادي و ديگر جريانهاي مشابه در عرصه سياست داخلي ايران» ميداند. وي در اين گفتوگوي تفصيلي تصريح ميكند: «روحاني لنگلنگان به جلو خواهد رفت اما در نقطهاي قرار گرفته است كه خواهناخواه بقاي همه در اين است كه او بماند. هيچ آلترناتيو ديگري ندارند. آقاي روحاني در جايگاه مهم تاريخي قرار گرفته و همه نيروها هم در اين رابطه در وضعيت حساسي هستند براي پيشرفت راهي نداريم كه بپذيريم روحاني راهش را ادامه دهد. روحاني هم با درك بالايش و به تناسب 18ميليون رأي حرف بزند و مطالبه كند.»
درحالي نهضت آزادي خود را به عنوان يكي از گروههاي نزديك به جريان دوم خردادي در كشور جا انداخته و سعي دارد به همان شيوه خود را به دولت اعتدال هم نزديك كند كه در بهمن ماه سال 66 امام خميني (ره) در نامهاي به علي اكبر محتشمي پور، وزير وقت كشور درباره نهضت آزادي اعلام داشتهاند: «نهضت به اصطلاح آزادي صلاحيت براي هيچ امري از امور دولتي يا قانونگذاري يا قضايي را ندارند؛ و ضرر آنها، به اعتبار آن كه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت بيمورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريفه و تأويلهاي جاهلانه موجب فساد عظيم ممكن است بشوند، از ضرر گروهكهاي ديگر، حتي منافقين اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان، بيشتر و بالاتر است. «نهضت آزادي» و افراد آن از اسلام اطلاعي ندارند و با فقه اسلامي آشنا نيستند... نتيجه آن كه نهضت به اصطلاح آزادي و افراد آن چون موجب گمراهي بسياري از كساني كه بياطلاع از مقاصد شوم آنان هستند ميگردند، بايد با آنها برخورد قاطعانه شود و نبايد رسميت داشته باشند.»
يونسي عهدهدار حاشيهسازيهاي هدفمند حجتالاسلام علي يونسي دستيار ارشد رئيسجمهور و وزير اطلاعات دولت خاتمي هم در ادامه نقش پذيري خود براي به حاشيه بردن دولت اعتدال در يكي از اقدامات پرابهام خود با سخنان تبليغي- انتخاباتي درهمايش همانديشي جبهه اصلاحطلبان استان اصفهان اظهار ميكند: «پيروزي بعدي اصلاحطلبان در انتخابات مجلس تكميل ميشود تا يك مجلس شايسته دولت تدبير و اميد روي كار آمده و براي هميشه اين گفتمان را پايدار كند.»
وي با تأكيد بر لزوم تلاش براي استمرار موفقيت دولت روحاني در انتخابات مجلس و رياست جمهوري چند سال آينده بيان ميكند: «... اين ستادها بعد از انتخابات رياست جمهوري راكد شده بود كه در اين سفر تأكيد كردم اين به زيان دولت است و فعالان سياسي و اجتماعي بايد فعال و به روز باشند... ستادهاي انتخاباتي دكتر روحاني در زمان انتخابات رياست جمهوري نه تنها بايد منسجم باشند، بلكه از هم اكنون براي انتخابات بعدي مجلس فعاليت خود را آغاز كنند.»
متحصن ديروز مجلس، دلسوز امروز انقلاب حمايتهاي پرشمار جريان راديكال از دولت يازدهم و سياستهاي آن با گفتوگوي محمدرضا خاتمي متخصص نفرولوژي و نماينده مجلس ششم - با روزنامه آفتاب يزد- وارد مرحله تازه ميشود. وي در اين گفتوگو كه با تيتر برجسته «آرزوي تفرقه اصلاحطلبان و روحاني را به گور خواهيد برد» به لزوم حمايت همهجانبه جماعت تندرو از دولت طي ماههاي آينده پرداخته و با مصادره آراي روحاني به نفع جريان متبوع خود اظهار ميكند: «در پيروزي آقاي روحاني سازمان اصلاحطلبان با خردورزي و دورانديشي نياز مردم را درك كردند و توانستند با جامعه رأي دهندگان ارتباط برقرار كنند... اصلاحطلبان براساس ساز و كارهاي دموكراتيك به اجماع رسيدند...» اين در حالي است كه نامزد اختصاصي آنها در خوشبيانهترين حالت حائز 8درصد از آرا بود و به گفته خود عارف، سران دوم خردادي به اجبار وي را مجبور به كنارهگيري كردند، از سوي ديگر روحاني بارها خود را فراجناحي تعريف و تأكيد كرده كه به صورت مستقل به ادامه حيات سياسي خود خواهد پرداخت.
ليدر متحصنين مجلس ششم در قسمت ديگري از گفتوگوي خود ضمن تأكيد بر اينكه كار دولت روحاني در بخش فرهنگي فراتر از حد انتظار بوده، تصريح ميكند: «اگر بخواهم بالاترين نمره را به وزراي روحاني بدهم فرجي دانا و جنتي را حائز رتبه اول ميدانم» كه عملكرد دولت در بخش فرهنگي بسياري از دلسوزان انقلاب را دلمشغول كرده در كنار آن رويكرد همين دو وزير مورد انتقاد دلسوزانه بسياري از وفاداران به انقلاب و قشر نخبگان جامعه بوده و هزينههاي بسياري را بر دوش دولتمردان تحميل كرده است. آنگونه كه فرجي دانا با عزل بيش از 40 تن از رؤساي دانشگاهها و بازگرداندن نزديك به 300تن از دانشجويان ستارهدار جامعه علمي و دانشگاهي كشور را نگران كرد.
آرمين هم پيروزي روحاني را لازم و اساسي ميداندمحسن آرمين، عضو حزب منحله مجاهدين و از جمله ديگر متحصنين مجلس ششم در گفتوگوي ديگري با بازتعريف واژه اعتدال و لزوم تبعيت از آن اظهار ميكند: «... اصلاحطلبان و به طور كلي تمام كساني كه فراتر از منافع جناحي به مصالح كشور ميانديشند، بايد بكوشند او(روحاني) نه تنها رئيسجمهور دو دورهاي بلكه رئيسجمهور موفق دو دورهاي باشد. شكست روحاني يعني حاكميت افراطگرايي و بازگشت پوپوليسم به كشور. روحاني و دولتش بايد بدانند كه چارهاي جز دستيابي به موفقيتهاي ملموس در عرصههاي سياست خارجي، اقتصادي و سياست داخلي ندارند و براي اين موفقيت تا انتخابات آينده مجلس فرصت دارند.»
آرمين كه در غائلههاي دستساز بسياري از جمله تحصن مجلس ششم، شهرآشوب 18تير 78 و فتنه سال 88 نقش بسزايي داشته و به علت فعاليتهاي محرز عليه امنيت ملي ماهها در زندان بسر برده در كنار ديگر همفكرانش چندماهي هست كه فرصت تنفس پيدا كرده، آن هم با اين هدف كه جريان متبوعشان بتواند در پس حمايت از روحاني و دولتش به صورت رسمي به قدرت برسد.
اهداف راديكالها در پس حمايتهاي پرحجم طيف راديكال از دولت اعتدال ميتوان اهداف بيشماري را برشمرد كه از جمله آن ميتوان گفت: 1- جريان راديكاليسم با درك ضرورت نگاه ابزاري به دولت يازدهم در شرايط كنوني، بقاي خود و همفكرانش را با بقاي دولت روحاني يكسان دانسته و اين در عمل به معناي زوال كامل جرياني است كه روزگاري نه چندان دور در دوران اصلاحات مدعي پايگاه اجتماعي حداكثري در جامعه بود.
در شرايطي افراطيون حيات جريان دلخواه خويش را مساوي با بقاي دولت روحاني ميدانند كه فراز و فرود تحولات سالهاي اول انقلاب و دهه 60 و 70 به خوبي نشان ميدهد كه جريان راست سنتي و حسن روحاني از مخالفان اصلي تندوريهاي منسوبين به گروه تجديدنظرطلب و حتي نهضت آزادي بوده و همين مسئله كه بعد از گذشت سه دهه، يك جريان سياسي براي حفظ و بقاي خويش، با رقيب اصلي خود - در سالهاي گذشته- به وضعيت «همذات پنداري » ميرسد، ناشي از زوال كامل و به بن بست رسيدن آن در عرصه سياسي- اجتماعي است.
2- منطبق با تئوري «توسعه سياسي»، دولت اعتدال دولتي گذار براي به قدرت رسيدن مجدد تجديدنظرطلبان در «مجلس دهم»و«دولت دوازدهم»است به شكلي كه حميدرضا جلاييپور اعلام كرده: «هدف ميانمدت اصلاحطلبان مواجهه فعال و سازنده با دو انتخابات مجلس شوراي اسلامي و خبرگان است كه در دو سالآينده برگزار ميشود.» به عبارت بهتر جريان اصلاحات، نهضت آزادي و تجديدنظرطلب در اصول انقلاب كه به واسطه عملكرد هشت ساله خود و همچنين ساختارشكنيهاي سال 88 در عمل به انزواي سياسي- اجتماعي رسيد، بعد از 24 خرداد 92 تنها راه برون رفت از اين وضعيت را در حمايت از حسن روحاني، تلاش براي به دست گرفتن مديريتهاي مياني در دولت وي و همچنين حمايتهاي گسترده از دولت، تلقي ميكنند تا با گذشت زمان و در صورت موفقيت روحاني در اداره كشور، بتوانند پيروز نهايي اين تحولات را به اسم خود تمام كنند.