کد خبر: 648894
تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۳
جريان فتنه و انتخابات آتي مجلس خبرگان در گفت‌وگوي «جوان» با آيت‌الله سيد‌احمد علم‌الهدي
شاهدتوحيدي

 

ورود زودهنگام جريان فتنه سال88 به فضاسازي براي انتخابات مجلس خبرگان رهبري، براي هر عنصر سياسي و انقلابي مي‌تواند و بايد حساسيت‌برانگيز باشد. در واقع لازم است تا وفاداران به نظام و رهبري، با دقت كامل اين جريان را رصد كنند، بدون آنكه به دام تبليغي اين جماعت درغلتند. در گفت و شنود با حضرت آيت‌الله سيد‌احمد علم‌الهدي امام جمعه محترم مشهد مقدس و از فعالان جريان اصولگرا، ابعاد اين پديده را به بررسي نشسته‌ايم كه نتيجه آن درپي مي‌آيد.

اين روزها شاهد طنزي تلخ در رفتار برخي سياسيون كشور هستيم. ما مي‌بينيم كه هم اكنون عناصري كه در فتنه 88تا همگرايي كامل با دشمنان شناخته‌شده نظام پيش رفتند و حتي از شعار «مرگ بر اصل ولايت فقيهِ»ذوق‌زده شده بودند، امروز در حال تدارك براي ورود به مجلس خبرگان رهبري هستند. هر چند اين موضوع در ذات خود مطايبه آميز به نظر مي‌رسد اما درخور تحليل و بررسي هم است. ارزيابي جنابعالي از اين رويكردِ متهمان فتنه چيست؟

بسم الله الرحمن الرحيم. اينها هم در اين موضوع و هم در تمام حركت‌هاي سياسي‌ خود، خط قرمزهايشان را گم كرده‌اند. انسان علي‌القاعده، چه در حركت‌هاي فردي، چه اجتماعي، چه اقتصادي و چه عرصه‌هاي ديگر، براي خودش خط قرمزهايي دارد، مثلاً كسي كه در فعاليت‌هاي اقتصادي است، وقتي به جايي مي‌رسد كه لازم است دستش را در جيب كس ديگري بكند، مي‌گويد من ديگر نيستم! اين خط قرمز او است. فعال اقتصادي هم هست و مي‌خواهد پول هم در‌بياورد ولي نه به اين قيمت كه دست در جيب كسي كند و پول بدزدد، در اين حد حاضر نيست و خط قرمزي برايش وجود دارد. افراد باهويت و به طور مشخص‌تر متدين و انقلابي، همينطورند. ممكن است سليقه سياسي آنها با خيلي‌ها جور درنيايد اما چون متدين هستند در رفتارهاي خود خط قرمزهايي دارند كه حاضر نيستند از آنها عبور كنند، چون متدين و انقلابي هستند به جايي كه مي‌خواهد با كساني كه مي‌گويند «جمهوري ايراني» يا «مرگ بر اصل ولايت فقيه» همراهي نمي‌كند، ولواينكه به شكل مقطعي، در راستاي مطامع و اهداف سياسي‌اش هم باشد. افرادي كه تا اينجاي قضيه آمدند و با دشمنان انقلاب هماهنگ شدند، معلوم مي‌شود به خط قرمزي قائل نيستند. در روز عاشوراي 88 افرادي به حسينيه‌ها ريختند و پرچم امام حسين(ع) را آتش زدند و آقا به اينها مي‌گويد مردم خداجوي! مشخص است كه چنين آدمي، اصلاً خط قرمز ندارد، لذا در هر جا بخواهد وارد شود، تنها قدرت و مطامع سياسي خود را مي‌بيند و اگر روزي مطامع سياسي‌اش با كسي هماهنگ شد كه پرچم امام حسين(ع) را آتش مي‌زند، با او هم هماهنگ مي‌شود، يك روز هم مطامع سياسي‌اش ايجاب مي‌كند كه دم از ولايت فقيه بزند و دنبال اشغال مجلس خبرگان رهبري باشد! اينها جز مطامع سياسي هدفي ندارند، لذا مي‌خواهند از هر موقعيتي استفاده كنند.

از ديدگاه جنابعالي اين عده به‌رغم برخورداري از چنان سوابق مشعشعي، به طمع ورود به مجلس خبرگان افتاده‌اند؟ آيا اين تصميم ساده‌انگارانه به نظر نمي‌رسد؟

مجلس خبرگان يك نهاد مهم و مرتبط به رهبري در كشور است. نبايد تعجب كنيم اينها چرا مي‌خواهند به اين عرصه بيايند. آدم قدرت‌طلب از هر فرصتي استفاده مي‌كند. اين مردم هستند كه بايد حواسشان جمع باشد. مسئله خبرگان، مجلس شوراي اسلامي و شوراي شهر نيست كه قرار است برايشان خيابان‌ها را آسفالت و ميدان‌ها را چمن‌كاري يا برايشان برنامه‌ريزي سياسي و اقتصادي كنند. مجلس خبرگان، علاوه بركاركرد سياسي، يك نهاد ديني و شرعي است، يعني تكليف مردم مشاركت آگاهانه است. تكليف است و حق نيست و چون اگر حق بود مي‌گويد از حقم صرف‌نظر مي‌كنم، اداي تكليف بر همه واجب است. به اعتقادِ ما و اصالتاً، بايد در رأس سياست، مظهر حاكميتِ الله يعني امامِ معصوم(ع) باشد. امام عصر(عج) كه مظهر حاكميتِ الله هستند، در پس پرده غيبتند و ما را به مجتهد جامع‌الشرايط ارجاع داده‌اند. مي‌خواهيم مجتهد جامع‌الشرايطي پيدا كنيم كه اقامه حكم كند، يعني با اقامه حكم او، مديريت سياسي در كشور، رسميت و شرعيت پيدا كند. همه مردم بايد جمع شوند و چنين مجتهد جامع‌الشرايطي را تشخيص بدهند و او را در رأس قدرت قرار دهند. بدنه مردم كه در امر اجتهاد و تفقه، خبرويتي ندارند كه مجتهد جامع‌الشرايط را بشناسند، لذا به كساني كه چنين صلاحيتي دارند وكالت مي‌دهند كه از سوي مردم تكليف شرعي آنها را انجام بدهند، مثلاً اگر در استاني، يك ميليون نفر براي انجام اين كار به بنده وكالت بدهند، معنايش اين است كه بنده وكيل يك ميليون انسان، براي انجام تكليف شرعي هستم. اين انجام تكليف شرعي، يك تكليف سه‌گانه و سه‌بعدي است، يعني اول بايد يك مجتهد جامع‌الشرايط، مدير عادل، بصير و بينا را از طرف يك ميليون آدم تشخيص بدهم. تكليف دومم اين است كه با او بيعت و او را براي يك ميليون موكلم انتخاب كنم. در مرحله سوم نظارت كنم كه شرايط لازم در وي باقي بماند و نه نظارت بر عملكرد او زيرا او بر من ولايت دارد. هيچ مولي عليهي كه بر ولي خودش نظارت نمي‌كند. همه مردم از جمله خود من، مولي عليه او هستيم. نظارت بر عملكرد نيست بلكه نظارت بر حفظ شرايط شرعيه است، چون او معصوم كه نيست. شرايطي دارد كه امكان دارد آن شرايط يك وقتي از بين برود. فرض بفرماييد دچار يك عارضه مغزي يا حادثه‌اي شود يا اصلاً در موقعيت
سياسي - اجتماعي‌اي قرار گرفت كه شرايط را از دست داد. بايد ناظر باشم كه اگر شرايط از بين رفت، باز به وكالت از طرف موكلينم بيعت را از او بردارم و به جاي او، با كس ديگري بيعت كنم، پس كسي كه مي‌خواهد اين وكالت را از مردم بگيرد، بايد هم فقيه باشد، هم عادل، حتي اگر كسي 90 يا 100 سال هم داشت، مي‌تواند عهده‌دار اين وكالت شود. كارِ يدي كه نمي‌خواهد بكند...

فقط بايد بتواند درست تشخيص بدهد...

بله، مي‌خواهيم از خبرويت او استفاده كنيم. بايد قدرت تشخيص عدالت و اجتهاد و نيز تداوم آن را داشته باشد ولو يك آدم 100 ساله باشد. مجلس خبرگان در سال دو اجلاس دارد و علما و بزرگان كشور كه در جريانات سياسي، اجتماعي و اقتصادي صاحب‌نظر هستند، اظهارنظر مي‌كنند يا احياناً برخي از مسئولان را هم دعوت مي‌كنند كه بيايند و گزارش بدهند. بعد از رحلت حضرت امام مقام معظم رهبري با حدود70درصد رأي خبرگان انتخاب شدند. يكي، دو سال پيش كه باز صحبت از ارزيابي رهبري ايشان شد، تقريباً100 درصد خبرگان نظر دادند گزينه رهبري منحصر به ايشان است.

اين اعلام نشد؟

نخير، چون بحث داخلي بود. اين بررسي انجام شد و همه بالاتفاق به اين جمع‌بندي رسيدند كه بعد از 22 سال، همچنان گزينه رهبري، منحصر در ايشان است.

اين مسئله مهمي است. چرا چنين امر مهمي اعلام نشد؟ يكي از ايرادات مطرح، همين نحوه اطلاع‌رساني مجلس خبرگان است.

وقتي چنين چيزي اعلام مي‌شود كه درباره آن ترديد وجود داشته باشد. وقتي اين بحث مطرح شد، به عنوان ترديد در رهبري ايشان نبود بلكه مي‌خواستند بدانند گزينه جايگزين ايشان چه كسي بايد باشد، چون بعد را هم بايد در نظر گرفت و يكي از كميسيون‌هاي خبرگان چنين وظيفه‌اي دارد ولي بحث كه شد همه بالاتفاق به اين نتيجه رسيديم كه گزينه‌اي بهتر از ايشان نداريم.

منظورتان اين است كه قصد داشتيد دومي‌اي را پيدا كنيد و ديديد كسي مانند ايشان نيست؟

بله، خداي ناكرده اگر براي ايشان حادثه‌اي پيش بيايد، چه بايد كرد؟ البته خدا بزرگ است و اين ملت را تنها نمي‌گذارد. هيچ كس فكرش را هم نمي‌كرد بعد از امام، مقام رهبري به ايشان برسد، چون هنوز تأييدات امام نسبت به رهبري ايشان، براي عموم نقل نشده بود. اين بزرگوار بيست و چند سال است، با اين همه مصايبي كه دشمن بر سر نظام آورده است، دارد نظام را رهبري مي‌كند و انقلاب از روز اولش قوي‌تر، پيروزتر و نافذتر است.

به كساني اشاره كرديد كه نه قلباً به نظام قائلند، نه به رهبري و با كمال بي‌تقوايي هم حاضرند با همه كس دست دوستي بدهند! شاهديم كه اين افراد به صورت يك مافيا درآمده‌اند و الان هم در پي تسخير مجلس خبرگان هستند. هم فساد اقتصادي دارند و هم اطرافيان و فرزندان منحرفي. مردم هم آنها را خوب مي‌شناسند. چرا نظام بايد اين قدر، اين عده را تحمل كند و به آنها ميدان عمل هم بدهد؟

اين نظام دو وجه دارد: جمهوري و اسلامي. جمهويت نظام، ماهيت مردم‌سالارانه نظام را نشان مي‌دهد. ما مي‌خواهيم يك مردم‌سالاري واقعي داشته باشيم. مردم‌سالاري واقعي داشتن ماليات دارد...

يعني جريانات و عناصر فاسد را آزاد بگذاريم كه هر كاري خواستند بكنند؟ صرفاً به خاطر اينكه ما مي‌خواهيم بگوييم مردم‌سالاري داريم؟ اينها چه ربطي به مردم دارند؟

بايد تحمل كنيم. معناي مردم‌سالاري يعني تحمل كردن، مگر كسي كه مجرم است. جلوي مجرم را بايد گرفت ولي به صرف اينكه كسي ايده و عقيده متفاوتي دارد كه نمي‌توانيم محكمه تفتيش عقايد درست كنيم. افراد را كه به خاطر نوع تفكر و بينش نمي‌شود محكوم كرد.

در فتنه 88 تفاوت تفكر و بينش بود؟

در فتنه 88 كساني را كه مجرم بودند گرفتند.

حضرتعالي خيلي بيشتر از من مستحضريد فرزندان آقاي X يا Y دربرافروختن آتش فتنه 88، نقش اساسي داشتند، همه جا هم بودند، اما الان دارند راست‌راست مي‌گردند و براي تسخير مجلس خبرگان آدم بسيج مي‌كنند. چه دليلي دارد كه درباره اين افراد، اين همه تحمل صورت گيرد؟

علي‌ايحال جايي كه قصه بايد پيگيري شود، دستگاه قضايي است. پيگيري قضايي هم مدارك و شواهد مي‌خواهد. آنها فارغ از فضاي جنجال‌هاي سياسي، بررسي و تحقيق مي‌كنند. قوه قضائيه كار خودش را مي‌كند. نمي‌شود با مجرم، چه جرم خفي باشد چه جرم جلي، بدون اثبات جرم برخورد كرد. نظام ما، هم نظام عدل اسلامي است، هم نظام مردم‌سالاري. آدم‌ها را كه به خاطر عقايد و افكارشان نمي‌شود محاكمه كرد، چون نظام اسلامي مي‌خواهد كه در چارچوب قانون، همه انديشه‌ها حضور داشته باشند.

اتفاقي كه در سال 88 افتاد وراي تفكر بود؛ حركتي بود باهدف براندازي نظام بدون هيچ‌گونه تعارف!

درآنچه اتفاق افتاد، كساني كه مجرم بودند، دستگير شدند ولي آن جريان يك عده سمپات داشت. سمپات را نمي‌شود محاكمه كرد. افرادي كه مجري آن حركت بودند، قطعاً تحت پيگرد قانوني قرار گرفته‌اند و مي‌گيرند، منتها پيگرد قانوني، بر اساس نظام قضايي صورت مي‌گيرد. در نظام قضايي زمان اميرالمؤمنين(ع) هم بسياري از مجرم‌ها، هريك به شكلي درمي‌رفتند و سعي مي‌كردند جوري عمل كنند كه مدرك به دست كسي ندهند.

حضرتعالي تصور نمي‌كنيد دستگاه قضايي دارد نسبت به كساني كه پشت پرده جريان فتنه را به عهده داشتند و آتش را شعله‌ور مي‌كردند و هنوز هم سعي مي‌كنند ماجرا را زنده نگه دارند، كوتاهي مي‌كند؟

رئيس قوه قضائيه آدم مجتهد و عادلي است و تا جايي هم كه در قدرتش بوده سعي كرده است همكاران مجتهد و عادلي را سر كار بياورد اما پهنه عظيم كارگزاران قضايي كشور، جلوي چشم ماست و پشت سر همه‌شان هم نمي‌توانيد نماز بخوانيد. اينكه كار به دست كساني بيفتد كه سند و مدرك كافي نداشته باشند يا تحت فشارهايي نتوانند وظايف خود را به‌درستي انجام بدهند، مسائلي است كه در هر انسان غيرمعصومي احتمال مي‌دهيم.

يكي از كاركردهاي مهم مجلس خبرگان، نظارت بر رهبري است. محور تبليغاتِ كساني كه درصدد فتح مجلس خبرگان آينده هستند اين است كه خبرگان موجود صوري و تشريفاتي است، بر عملكرد رهبري نظارت ندارد و نهادهاي تحت نظارت رهبري، هر كاري دلشان بخواهد انجام مي‌دهند، از جمله قوه قضائيه و صدا و سيما! الان هم شعارشان اين است كه بايد مجتهدين جوان، مصلح و مبتكر زير سايه آقاي هاشمي! به اصلاح امور بپردازند. با توجه به اينكه جنابعالي عضو مجلس خبرگان هستيد از كاركرد وكارنامه نظارتي اين مجلس مطالبي را بفرماييد. خبرگان واقعاً كاركرد نظارتي‌اش را چقدر انجام داده است؟

مشكل بزرگ عده‌اي كه اين سخنان را مي‌گويند، اين است كه به مباني تسلط ندارند و اصلاً فقه را بلد نيستند، چون اگر الفباي فقه را هم بلد باشند از اين حرف‌ها نمي‌زنند. اينها عمدتاً حرف‌هاي سياسي مي‌زنند كه لزوماً برمباني فقه منطبق نيست. از نظر فقهي نظارت بر رهبري، لزوماً نظارت بر عملكرد رهبري نيست. ما كه نمي‌توانيم بر مولاي خود، ازاين حيث كه اوچه سليقه‌اي دارد و يا مثلاً با چه روشي كشور را اداره مي‌كند ويا اينكه چرا فلان فرد را به فلان منصب نصب كرده، نظارت كنيم. نظارت خبرگان، تنها معطوف به دوام شرايط شرعي در رهبري است، همان مواردي كه در روايات و در قانون آمده است. تعارف كه نداريم. مقام معظم رهبري ولي بنده هستند و نه بنده كه ولي تمام مراجع و علما هم هستند. مثلاً چند وقت قبل، آيت‌الله مكارم شيرازي هم فرمودند: ما هم تابع رهبري هستيم، چون ايشان ولي امر هستند. يعني تمام افراد اين كشور، اعم از كساني كه در خبرگان هستند، «مولّي عليه» ايشانند. مولّي عليه يعني كسي كه ولايت بر او اعمال مي‌شود و لذا او نمي‌تواند ناظر بر ولي باشد. لذا دستگاه‌هاي زير نظر رهبري را خود رهبر بايد تشخيص بدهد كه چگونه عمل كنند. به ما ربطي ندارد. هر جور كه خودش مي‌داند، مي‌تواند عمل كند. نظارت بر رهبري، نظارت بر عملكرد رهبري نيست، بلكه در واقع يك نوع صيانت از رهبري است...

در واقع نظارت بر تداوم صفات شرعي و قانوني در رهبري است.

اصلش همين است، يعني صيانت از رهبري. ما بايد دقت كنيم تا رهبري در ظرف و بستر شرعي و قطعي‌اش قرار داشته باشد و هيچ وقت از مجراي شرعي خود بيرون نرود. براي اينكه از ولايت و رهبري صيانت كنيم تا در مجراي شرعي خودش باشد، بايد شرايط و حالات رهبري را تحت نظر بگيريم. بحثِ نظارت، مراقبت از شرايطي است كه به واسطه آن ولايت به رهبر داده شده است...

صفاتي كه براساس آن به ولايت رسيده است؟

بله، اين شرايط در روايات ما ذكر شده است: «صائناً لنفسِهِ، حافِظاً لِدينِهِ، مُخالِفاً لهَواهُ، مُطِيعاً لأمرِ مَولاهُ». هر كدام از اين شرايط در رهبري سقوط كرد از رهبري ساقط است. فقط بايد اين شرايط را ببينيم، آن هم نه به عنوان اينكه بنده بخواهم تعيين كنم كه فلان جا بهتر بود آقا زيد را به جاي عمر منصوب مي‌كرد! نظارت بنده بر ولايت اين است كه اگر خداي نكرده شرايط در او از بين رفت، بيعت مردم را از او منصرف و متوجه فقيه جامع‌الشرايط ديگري كنم. در واقع نظارت مجلس خبرگان، به معناي صيانت از رهبري و ولايت است ونه لزوماً به معناي متعارف ِنظارت بر عملكرد رهبري. نه‌تنها دستگاه‌هاي زير نظر رهبري كه كل مملكت زير نظر ايشان است. بنا بر اصل 52 قانون اساسي كل مملكت زير نظر رهبري است. اينها تصور مي‌كنند فقط بنياد مستضعفان، صدا و سيما و قوه قضائيه زير نظر رهبري است؟

بيشتر روي نهادهاي مالي دست مي‌گذارند و البته غرض سياسي هم دارند.

اينها كه چيزي نيست. بر اساس اصل 52 قانون اساسي كل كشور زير نظر رهبري است. راهبردهايي كه رهبري در سياست خارجي مي‌دهد، هزار برابر مهم‌تر و خطرناك‌تر از پولي است كه مثلاً دست ستاد اجراي فرمان امام است. آقايان نظارت بر ولايت را با نظارت بر ولي، اشتباه گرفته‌اند. كسي كه «ف» فقه را هم بلد باشد، اين طور حرف نمي‌زند. اينها مي‌خواهند فضاسازي سياسي و چون مردم متوجه آن دقايق فقهي نيستند، بهره‌برداري كنند، والا بنده ناظر بر ولايت هستم و براي حفظ ولايت مراقبم تا شخصِ ولي سقوط نكند. سقوط ولي هم به اين معناست كه شرايط در وي از بين برود...

مثلاً تقوا نداشته باشد...؟

بله، همان كه عرض كرد «صائناً لنفسِهِ حافِظاً لِدينِهِ مُخالِفاً على‏ هَواهُ مُطِيعاً لأمرِ مَولاهُ» از بين برود. ناظر بر ولايت هستم، ولي اينكه ولي دارد چگونه براي فلان سازمان راهبرد تعيين مي‌كند، به من چه ارتباطي دارد؟ چگونه دارد مديريت مي‌كند به من ارتباط ندارد، چون اوست كه بر من ولايت دارد نه اينكه من بر او ولايت داشته باشم.

درجلسه قبلي مجلس خبرگان آقاي هاشمي و برخي از آقايان، چيزي را نوشتند كه ما كميته نظارتي در خبرگان درست كنيم كه بر دستگاه‌هاي زير پوشش رهبري نظارت كند. البته اينها به عنوان كمك به رهبري اين مطلب را عنوان كردند...

از قبل كه يك كميسيون نظارت وجود داشت، اما ظاهراً اين چيز جديدي بود...

بله، كميسيون نظارت ناظر بر شرايط رهبري بود. اين وظيفه همه است و اساساً نمي‌شود آن را در كميسيون خاصي هم برد، ولي در اينجا آمدند تا كميته‌اي را درست كنند كه بر دستگاه‌هاي زير پوشش دفتر رهبري نظارت كند. همان جا خود آقا تأييد كردند و هيچ كس هم نتوانست جواب بدهد. نهايتاً بحث به اينجا رسيد كه اگر دستگاه زير نظر رهبري است، او مي‌خواهد اين طور اداره شود و توي كميته حق نداري به او بگويي چه جوري اداره شود. اگر دارد خلاف مي‌كند، پس از عدالت و رهبري ساقط است. مشكل قضيه اين است كه برخي عزيزانِ همفكرِ ما، در مقابل عمليات رواني جا مي‌زنند. بايد هر قدر هم فحش بدهند و مسخره كنند، ما سر موضع خودمان بايستيم. ما طلبه هستيم و طلبه بر اصول ايستادگي مي‌كند، حتي اگر او را تكه تكه كنند و آبرويش را ببرند.

شما نظارت به‌جاي شخص وي را روي ولايت برديد كه درست هم هست و اميدواريم جامعه هم آن را درك كند. از نظارت بر اين جنبه چه خاطراتي داريد؟ خودتان تداوم صفات را در رهبري مي‌بينيد كه دفاع مي‌كنيد؟

عرض كردم، خود آقايان بعد از 24 سال رهبري ايشان، به اين نتيجه رسيدند كه اساساً گزينه رهبري منحصر در ايشان است. سواي مسئله رهبري، بسياري از ملكات انساني در ايشان بي‌نظير است. ايشان تقوا، اخلاص و تعبد خاصي دارند. اين مسائل و مشكلات داخلي و بين‌المللي كه سيل‌وار بر سر ايشان مي‌بارد، هر كسي باشد در جايي ممكن است نتواند تقواي لازم را رعايت كند، ولي مي‌بينيم ايشان در بسياري از مسائل نه‌تنها مشكل بلكه بغرنج چگونه موضع‌گيري‌هاي حكيمانه مي‌كنند.

بسياري معتقدند در زمان حضرت امام(ره) هم بعضي از اين معضلات با اين همه دشواري و پيچيدگي، پيش نيامده بود.

خب، آن وقت شما ببينيد در اينگونه مسائل بغرنج و غامض، رهبري به اندازه يك اپسيلون از اصول تقوايي خود پايين نمي‌آيند. هر كسي باشد در اين گونه موارد حمل بر مصلحت يا هر چيز ديگري مي‌كند و كوتاه مي‌آيد. يكي از ويژگي‌هاي مقام معظم رهبري اين است كه ايشان به هيچ وجه به عنوان مصلحت‌انديشي، از دقايق تقوا تنازل نمي‌كنند و شما در افرادِ معمولي، چنين عنصري را كم مي‌بينيد. بعضي‌ها متدين، باتقوا و مراقب حلال و حرام الهي هستند، اما مشكلات و مسائل غامضي كه در امور شخصي‌شان پيش مي‌آيند، موجب مي‌شود تا سر بزنگاه‌ها، از اصول تقوايي‌شان تنازل ‌كنند. در اينجا، مسئله مشكلات مملكت و مسائل جهاني است. ايشان در تمام تصميم‌گيري‌ها، نظر دادن‌ها و رهنمودهايي كه مي‌دهند، به هيچ وجه از اصل تقوايي‌شان تنازل نمي‌كنند. داريم اين را به عينه مي‌بينيم و چيزي نيست كه لازم باشد حتماً خبرگان روي آن تحقيق كند و به آن برسد.

به هرحال جريانات انقلابي و اصولگراي جامعه، بايد دربرابر ورود زودهنگام اصحاب فتنه به عرصه انتخابات خبرگان، توجيه باشند. توصيه‌تان به شوراي نگهبان در مورد اين جماعت چيست؟ هر چند آنها تكليفشان را دربرابر اين جماعت مي‌دانند، ولي هر فردي به نوبه خود، وظيفه دارد امر به معروف و نهي از منكر كند. از سوي ديگر جنابعالي تصور مي كنيد كه علت ورود زودهنگام اين عده به عرصه انتخابات خبرگان چيست؟

من معتقدم همه اين سر و صداهايي كه به راه انداخته‌اند، براي اين نيست كه بخواهند عده‌اي را به مجلس خبرگان تحميل كنند، چون مي‌دانند شوراي نگهبان هر كسي را قبول نمي‌كند و اگر ملا و باسواد هم باشند، همين قدر كه از نظر عدالت و تقوا كاملاً مورد قبول نباشند، شوراي نگهبان نمي‌پذيرند. اينها فقط مي‌خواهند مجلس خبرگان را از اعتبار بيندازند و به تعبير آن ضرب‌المثل معروف «ديگي كه براي ما نجوشد كله سگ در آن بجوشد»، مي‌خواهند بگويند يك مشت پير و پاتال در مجلس خبرگان نشسته‌اند و به درد اين نظام و رهبري نمي‌خورند. هدف اينها تخطئه مجلس خبرگان و از اعتبار انداختن آن است، اعم از اينكه نفراتشان به اين مجلس، راه پيدا كنند يا نكنند، چون فتنه 88 ثابت كرد اينها به هيچ اصلي پايبند نيستند و در مقام قدرت‌يابي هيچ خط قرمزي ندارند، يعني قدرت‌يابي آنها به‌گونه‌اي است كه اگر ضرورت ايجاب كند كه براي مقابله با جمهوري اسلامي با امريكا هم بسازند، اين كار را مي‌كنند. الان فرض كنيد كه حتي اركان اين نظام و حتي در نگاه كلان‌تر خود نظام هم سقوط كند و از بين برود، عين خيالشان نيست. تا اينجا ايستاده‌اند. البته اينها جرئت ندارند اين را صريحاً به زبان بياورند، اما عملكردشان اين را نشان مي‌دهد. البته بنده اشخاص را بدنام نمي‌كنم، ولي وقتي مي‌بينيم جريان‌هاي فتنه‌گري كه در فتنه تا آنجا آمدند و حالا هم درپي فتح مجلس خبرگان هستند، درمي‌يابد كه نظرشان از اعتبار ساقط كردن خبرگان است. وگرنه همه مي‌فهمند كه در ورود به مجلس خبرگان، كساني كه سابقه بيشتري در انقلاب دارند، بر جوانان مقدم هستند. به قول آيت‌الله قرباني لاهيجي نماينده ولي‌فقيه در گيلان: مجلس خبرگان، مجلس شيوخ است. لازمه كسي كه، هم در مقولات سياسي و هم در مسائل فقهي، اجتهاد قوي و علمي كرده باشد، اين است كه سني از او گذشته و حداقل جريان انقلاب را از قبل از انقلاب تا امروز پيگيري كرده باشد. بداند كه درچه شرايط و بسترِ تاريخي و انقلابي دارد كار مي‌كند...

بداند دارد ازچه چيزي صيانت مي‌كندويا رهبري وولايت فقيه، عملاً در طول تاريخ انقلاب چه كاركردي داشته است...

اما جواني كه فرضاً در روز پيروزي انقلاب يك بچه سه ساله بود، الان اگر مجتهد هم شده و از نظر علمي هم خيلي بالا رفته باشد، نمي‌تواند اصول انقلاب را آنگونه كه بايد، پيگيري كند. اگرحضرت امام را نديده و مشخصات ولي امر را در امام لمس و تجربه نكرده باشد، نمي‌تواند مثل كسي كه امام را ديده، پا به پاي امام بوده و خدمت كرده است، ويژگي‌هاي ولي‌فقيه را بشناسند. اين مسئله مقداري سابقه و تجربه تاريخي هم مي‌خواهد.

از منظر جنابعالي، درحال حاضر با تمام تكاپويي كه جريان فتنه براي نفوذ به مجلس خبرگان انجام مي‌دهد، چقدر براي موفقيت شانس دارد؟

همه اين مسائل تابع مردم است. ما تجربه تاريخي داريم كه يك وقتي 120 هزار نفر از مردم در اطراف عمر سعد جمع مي‌شوند و اطراف امام حسين(ع) تنها72 نفر! يك روز هم مي‌شوند يك جمعيت ميليوني و پشت سر امام مي‌ايستند و يك نظام تا بن دندان مسلح را ساقط مي‌كنند. كل اين قضايا دائر بر مدار خود مردم و تشخيص مردم است.

با توجه به فضاي اجتماعي كنوني موفق مي‌شوند؟

بايد ديد درمقطع انتخابات فضاي مردم چيست؟ مردم تا چه حد پاي اصول و ارزش‌هاي انقلاب ايستاده‌اند؟ فضاي اجتماعي ما به‌گونه‌اي است كه گاهي در اثر وقايع و حوادثي كه پيش مي‌آيد، مردم دكوراژه مي‌شوند و تشخيص نمي‌دهند، گاهي هم پاي اصول و نظرشان مي‌ايستند، ولو جانشان را بدهند. هشت سال دفاع مقدس اين را ثابت كرد. با اين همه من معتقدم كه رؤياي فتنه‌گران درباره مجلس خبرگان تعبير نخواهد شد، ان‌شاالله تعالي.

باسپاس از جنابعالي كه وقتتان را به اين گفت وشنود اختصاص داديد.

من هم از شما متشكرم، ان‌‌شاءالله موفق باشيد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار