
چندي است از شبكه نسيم پخش برنامه به اصطلاح طنز «آبرنگ» آغاز شده است. مجري اين برنامه بهنوش بختياري ستاره فيلمهاي به اصطلاح سوپرماركتي است؛ فيلمهايي كه بدون فيلمنامه و با تكيه بر بامزگي بازيگران(!) حداكثر ظرف 15 روز فيلمبرداري ميشوند.
بختياري در مصاحبهاي درباره اين حضورش گفته است: «آبرنگ يك برنامه كاملاً شاد است و به دليل اينكه اين برنامه در جهت شادي مردم طراحي شده است، به طور استثنا قبول كردم تا آن را اجرا كنم وگرنه من مجري نيستم و قصد هم ندارم مجريگري را ادامه بدهم ولي اين كار واقعاً برايم ارزشمند است؛ چراكه آبرنگ براي رفع غم و اندوه مردم ساخته شده است.»
آنچه مسلم است اينكه نفس شاد كردن مردم چيز بدي نيست و به طور حتم ارزشمند است اما مشكل اينجاست كه بختياري براي ساختن «آبرنگ» كاملاً در همان مسيري پيش رفته كه فيلمهاي شانه تخممرغي پيش ميروند؛ يعني بداهه، بداهه و بداهه بدون داشتن حداقلي از متن. بدتر اينكه ايشان در بخشهايي از برنامه و مثلاً براي شاد كردن مردم به سراغ هر ترفند مبتذل و مخالف با شئونات جامعه هم رفته است.
«آبرنگ» برنامهاي است كه طبق مد اين روزهاي حاكم در تلويزيون متمركز بر فرستادن پيامك لطيفه توسط مردم عادي و كوچه و خيابان ساخته شده و البته در كنار آن يك مجري به اصطلاح بامزه و خندان را به ميان مردم ميفرستد تا با آنها شوخيهاي سطحي كند يا با طرح سؤالات بي سر و ته و به اصطلاح سركاري شعور مردم را زير سؤال ببرد. اين مسئله نيز خود در كم كردن هزينهها ريشه دارد. تهيهكننده برنامه كه همه تجربهاش فعاليت به عنوان مشاور رسانهاي پروژههاي تلويزيوني بوده(!) ميخواسته با حداقل هزينه، برنامهاي براي مخاطبان بسازد تا پول خوبي دست خودش را بگيرد و براي همين تنها بخش اندكي از بودجه را صرف توليد «آبرنگ» كرده! اما اينكه مديران تلويزيون و به خصوص ناظران كيفي متوجه اين سهلانگاري در توليد برنامهاي مفرح نشدهاند، جاي سؤال دارد.
رخنمايي براي مخاطبان به چه قيمت؟در «آبرنگ» بهنوش بختياري ميكروفن به دست روانه كوچه و بازار ميشود و تلاش ميكند با ايجاد صميميتي تصنعي و كاذب در كنار مردم در سبزيفروشي و بقالي بايستد تا آنها با دوربين موبايلهايشان با او عكس يادگاري بگيرند! آيا سطح يك برنامه تلويزيوني را آنقدر بايد پايين آورد كه در آن شاهد عكس يادگاري گرفتن مجري به ظاهر خاكي و درويش مسلك (! ) با مردم باشيم. اين خوب نيست ساعتي از يك شبكه تلويزيوني با خندههاي سطحي بازيگري پر شود كه به نظر ميرسد علاقه عجيبي به نماهاي كلوزآپ دارد و با تهيه لنزهاي رنگي براي چشمانش و آرايش غليظ و بوتاكس چهرهاش، مدام براي مردم رخنمايي و طنازي ميكند.
آيا بردن دوربين فيلمبرداري تا درونبيني يك مجري زن يك سوءاستفاده غيراخلاقي براي جلب توجه مخاطب نيست؟!
به نظر ميرسد بايد نهاد يا شورايي بيرون رسانه ملي وجود داشته باشد كه به اين عملكردها رسيدگي كند، چراكه مردم از تلويزيوني كه داعيه كارهاي فرهنگي و ارزشمند دارد، توقع بيشتري دارند. بازيگر سريالهاي «خوب، بد، زشت»، «خانه بهدوش»، «خداحافظ بچه»، «چهارخونه» و... در پايان گفتوگوي خود گفت: برنامه «آبرنگ» به خاطرههاي زيبا و لطيفههاي جالب مردم اختصاص دارد. ما هم سعي ميكنيم يك برنامه فوقالعاده شادي داشته باشيم.