تأثير آب خنك در هنگام عصبانيت دقيقاً همان تأثيري است كه آب بر آتش دارد، يعني حتي ميتوان كسي را كه از درون آتش گرفته با آب خنك آرام كرد و نگذاشت كه آتشسوزي رخ بدهد. مثلاً وقتي كيومرث پوراحمد در مصاحبه با يكي از روزنامهها رسماً از كوره در ميرود، من اگر جاي مصاحبهكننده بودم به او ميگفتم كه آقاي كارگردان وقتي عصباني هستي حرف نزن، آب خنك بخور.
اينجوري خيلي بهتر بود تا بگذارم پوراحمد عصباني حرفهايي بزند كه بعداً براي خودش بد شود (البته شايد هم نشد!) اصل قضيه اين است كه يكي از روزنامههاي اصلاحطلب به پوراحمد زنگ ميزند تا درباره رفتار ليلا حاتمي در كن و قضيه عذرخواهي صحبت كند. پوراحمد هم كه از بعد از جشنواره فيلم فجر و هو شدن فيلمش در سالن سينما تا به حال زياد آفتابي نشده بود، در مقام دفاع از رفتار حاتمي برميآيد و از اينكه در داخل كشور به رفتار وي ايراد گرفتهاند، انتقاد ميكند. خبرنگار هم كه پايه بودن پوراحمد را در مصاحبه ميبيند، ول كن قضيه نميشود و هي جلو ميرود تا پوراحمد را هيستريكتر كند. تا جايي كه كار به اينجا ميرسد كه پوراحمد ميگويد: اشكال از كساني است كه به چنين چيزهايي ايراد ميگيرند و كلاً زيرآب امر به معروف و نهي از منكر را ميزند. اما قضيه به همين جا ختم نميشود و حين گفت و گو ناگهان پوراحمد جهت توپخانهاش را از سمت منتقدان ليلا حاتمي به سمت همصنفان خود ميگيرد. مجيد مجيدي، ابراهيم حاتميكيا و فرج الله سلحشور در سيبل مقابل پوراحمد قرار ميگيرند. پوراحمد مدعي است كه اين كارگردانها ميلياردي ميخورند! در اينجا بايد پرانتزي باز كنيم و نقبي به چند ماه پيش بزنيم. كيومرث پوراحمد كارگرداني از سينماي بدنه كه بيشترين شهرتش را مديون تلويزيون و سريال «قصههاي مجيد» است، بعد از فيلم «اتوبوس شب» دوباره سراغ فيلم جنگي را ميگيرد، البته سينماي جنگي به سبك كارگرداني كه جنگ را از تلويزيون استان اصفهان دنبال ميكرده تا اينكه مانند مثلاً حاتميكيا در ميدان جنگ مستندسازي كرده باشد. پوراحمد اين بار قصه « پنجاه قدم آخر» را با بودجهاي ميلياردي كليد ميزند.
فيلم تا پيش از اكران در جشنواره از سوي رسانهها با حمايتهاي زيادي روبهرو بود، اينكه «پنجاه قدم آخر» ميتواند بار فيلمهاي ارزشي و دفاع مقدسي را بيشتر كند و حضور يك كارگردان پيشكسوت در جشنواره سي و دوم كه خبر خوشايندي به شمار ميرفت. اما انتقادها از فيلم از همان سالن تاريك برج ميلاد شروع شد، زماني كه تماشاگران با دست زدن، خنديدن و هو كردن اعتراض خود را نسبت به فيلم پوراحمد اعلام كردند. آنها آنقدر از ضعيف بودن فيلم ناراحت بودند كه كسي از بودجه ميلياردي آن نپرسيد، هيچ كس نگفت آقاي پوراحمد اين پولي را كه گرفتهاي صرف چه چيزي كردهاي؟ البته خود پوراحمد هم بعد از فجر سعي كرد زياد در انظار عمومي ظاهر نشود تا خاطره هو شدنش را فراموش كند. حالا بعد از چند ماه اين كارگردان يادش افتاده كه حاتميكيا چرا بودجه فيلمش ميلياردي بود، چرا حاتميكيا از فجر ناراضي بود و چرا اين همه كه در سينما براي مجيدي و حاتميكيا اعتبار قائلند، براي وي تره هم خرد نميكنند؟ خب بهتر است اين كارگردان گرانقدر كه عصبانيت از سراسر گفتوگويش ميبارد كمي به تفاوتهاي كار خودش و كارهاي مجيدي و حاتميكيا فكر كند. فكر كند چرا در شب اختتاميه با وجود بيمهري داوران، حضار در سالن برج ميلاد حاتميكيا را تشويق ميكردند، چرا «چ» اينقدر استاندارد ساخته شده كه كسي نتوانست هيچ ايراد فني به فيلم بگيرد! در مورد مجيد مجيدي هم شايد تعجبآور باشد كه اين كارگردان دوستداشتني سينما توسط يكي از همصنفان خود مورد حمله قرار بگيرد؛ مجيدي كه شايد يكي از بيحاشيهترين فيلمسازان ايراني است و اعتبار جهاني را نيز يدك ميكشد. متأسفانه كيومرث پوراحمد به جاي نقد درست سينماي ايران، حسادت را چاشني حرفهايش كرده و ميتوان درك كرد كه چقدر از اينكه نتوانسته در حد و اندازههاي مجيدي و حاتميكيا ظاهر شود، ناراحت است. بهتر بود پوراحمد كمي وقت ميگذاشت و يك ليوان آب خنك بر كوه حسادت خود ميريخت تا اينگونه خود را رسوا نكند.