سال 1998 بود كه تيم ملي فوتبال كشورمان در استراليا حماسه خلق كرد و ميليونها ايراني را پس از 20 سال به آرزويشان رساند. 20 سال از نخستين حضورمان در اين مسابقات ميگذشت و خيليها تصور ميكردند رسيدن به جامجهاني آرزويي دستنيافتني است. خوشبختانه در شانزدهمين دوره جامجهاني به آرزوي دست نيافتنيمان رسيديم و با عملكردي قابل قبول در فرانسه دلي از عزا درآورديم.
حريفان سرسخت
قرعهكشي جام 98 اهميت زيادي براي ما داشت. نه بازيكنان، نه كادر فني و نه مردم هيچ كدام دوست نداشتند بعد از 4 دوره در جامجهاني تحقير شويم. همگروهي با آلمان، يوگسلاوي و امريكا اگرچه نويد بازيهاي سختي را ميداد. از يك طرف ژرمنها مثل هميشه مدعي بودند و داعيه قهرماني داشتند، از يك طرف يوگسلاوي به تيم ملي كشورمان به عنوان حريف تداركاتي نگاه ميكرد و از يك سو نيز رويارويي با امريكا با آن شرايط سياسي حساسيتها را حسابي بالا برده بود. با اين وجود همه در اينكه در گروه F قرار گرفتيم راضي بودند اما براي رويارويي با حريفان پيش رو ميطلبيد كه مليپوشان با آمادگي بالا در مسابقات حاضر شوند. تغيير كادر فني مهمترين اتفاق قبل از شروع مسابقات بود. شكست بوددار به آ اس رم و بركناري ايويچ از آن دست اتفاقاتي بود كه فقط در فوتبال ما رخ ميدهد. زمان اندكي تا شروع بازيها مانده بود كه فدراسيون فوتبال تصميم سختي گرفت و جلال طالبي را به عنوان سرمربي انتخاب كرد. مربي ايراني در آن زمان در امريكا مشغول كار بود و همين مسئله و آشنايي او به فوتبال امريكا كارمان را در فرانسه راحتتر ميكرد. همين طور هم شد و پيروزي شيرين ايران مقابل امريكا به دست آمد.
نسل طلايي ديگر
هفته گذشته بازيكنان حاضر در جامجهاني 1978 را نسل طلايي فوتبال ايران ناميديم، لقبي كه واقعاً برازنده تيم آن دوره بود. منتها خوشبختانه ظهور فوتباليستهاي بااستعداد كشورمان فقط مختص همان دوره نبود و در ادوار بعد نيز تيم ملي از حضور بهترين بازيكنان ايراني بهره برد. جلال طالبي كه در بهترين زمان هدايت تيم ملي را بر عهده گرفته بود دستش براي انتخاب 23 نفر نهايي باز بود، دايي، عزيزي، شاهرودي، ميناوند، پاشازاده، برومند، نكيسا، عابدزاده، منصوريان، پيرواني، خاكپور و... از جمله نفراتي بودند كه در فرانسه مسئوليت بزرگ تيم ملي را به دوش ميكشيدند. آمادگي و انگيزه بالاي بازيكنان موجب شد كه در جام شانزدهم مشكلي از بابت جايگزيني بازيكنان احساس نشود.
محروميت عقاب و باخت به يوگسلاوي
اولين بازي ايران در جامجهاني مقابل يوگسلاوي بود، يوگسلاوها در آن دوره در اوج آمادگي به سر ميبردند و از هر نظر بهترين تيم گروه محسوب ميشدند. حريف ايران يكي از بهترينهاي اروپا به حساب ميآمد و همين موضوع كار را براي سفيدپوشان كشورمان سخت كرد. با اين حال شاگردان طالبي در آن بازي فراتر از حد انتظار ظاهر شدند تا آنجا كه حريف موقعيت چنداني براي گلزني پيدا نكرد. ولي ضربه آزادي كه نصيب يوگسلاوي شد اين فرصت را به آنها داد تا پيروزي يك بر صفر را دشت كنند. در روزي كه احمدرضا عابدزاده به دليل سه كارته بودن جاي خود را به نيما نكيساي جوان داده بود ميهايلوويچ توپ را به تور دروازهمان چسباند تا اولين سه امتياز از دست برود.
اولين برد در جامجهاني
ورزشگاه ژرلاند شهر ليون؛ ايران- امريكا حساسترين نبرد جام شانزدهم بود. از يك سو مليپوشان انگيزه زيادي براي كسب اولين پيروزي در اين مسابقات داشتند و از سوي ديگر فشارهاي سياسي كه به بالاترين حد خود رسيده بود. همه چيز دست به دست هم داد تا قرمزپوشان كشورمان با اقتدار تمام در زمين مسابقه حاضر شوند. عابدزاده به تركيب برگشته بود و مدافعان مطمئنتر از بازي قبل كار ميكردند. با وجود آنكه امريكاييها در ابتداي بازي يكي دو موقعيت گل خلق كردند اما اين حميد استيلي بود كه در دقيقه 40 با ضربه سرش گل تاريخسازي را براي فوتبال ايران ساخت. پس از به ثمر رسيدن اين گل انرژي مضاعف به تيم تزريق شد. تلاشها ادامه پيدا كرد تا اينكه مهدي مهدويكيا در دقيقه 84 گل دوم ايران را به ثمر رساند. جشن و شادي هواداران از همان دقايق در كشورمان آغاز شد و تك گل مك برايد در دقايق پاياني نيز نتوانست به داد امريكاييها برسد. البته نبايد فراموش كرد كه تيم ملي امريكا در آن زمان حرف زيادي براي گفتن نداشت. از طرفي داور سوئيسي در يكي دو صحنه خطاي آشكار يانكيها را نگرفت. سوت پايان بازي كه به صدا درآمد ايرانيها سر از پا نميشناختند، آنها كه در فرانسه بودند در همانجا اين پيروزي بزرگ را جشن گرفتند، بازيكنان با چشماني از اشك شادي با پرچم كشورمان دور افتخار ميزدند و ميليونها هموطن نيز در شهرهاي مختلف كشور تا صبح شعار «ايران، ايران» سر دادند. گل حميد استيلي به امريكا پس از پايان مسابقات به عنوان گل قرن آسيا انتخاب شد.
برد پيرمردها
مسئولان فدراسيون براي تلطيف شرايط هداياي ويژهاي براي كاپيتان كلينزمن در نظر گرفته بودند اما كلينزمن پس از گلزني به سمت تور دروازه ايران رفت و شادي عجيبي از خود نشان داد. تيم ملي آلمان در جامجهاني 98 با تيم كنوني اين كشور زمين تا آسمان فرق ميكرد. تيم فعلي را تركيبي از جوانها تشكيل ميدادند اما در جام شانزدهم ميانگين سني اين تيم بالا بود. بازيكنان مسني در تركيب اصلي قرار گرفتند كه در حقيقت آخرين جامجهاني خود را تجربه ميكردند. بهرغم اين شرايط ژرمنها با تكيه بر تجربه و استفاده از نام خود توانستند يك برد ديگر به دست بياورند. رويارويي دو تيم در شهر مون پليه برگزار شد و بيرهوف در دقيقه 50 و كلينزمن در دقيقه 58 دو بار دروازه عقاب آسيا را گشودند. با حرف و حديثهايي كه قبل از بازي مطرح شد انگيزه مليپوشان به شدت پايين آمده بود، گرفتن بليت برگشت و بستن ساكها از جمله مسائل حاشيهاي قبل از بازي با آلمان بود. جامجهاني با سومي ايران در گروهش در جام 98 به پايان رسيد. آلمان با 7 امتياز و تفاضل گل بهتر صدرنشين گروه F شد، يوگسلاوي ديگر تيم 7 امتيازي گروه به عنوان تيم دوم صعود كرد، تيم كشورمان نيز با تك پيروزي خود در جايگاه سوم قرار گرفت و تيم ملي امريكا نيز با دست خالي و بدون امتياز به كشورش بازگشت.