اينكه زمزمههايي مبني بر خروج عزتالله ضرغامي از رسانه ملي شنيده ميشود، حرف تازهاي نيست و تقريباً از اواخر سال قبل گمانهزنيهاي رسانهاي مبني بر يافتن جايگزين احتمالي ضرغامي آغاز شده و همچنان ادامه دارد. طبيعي است كه در كنار اين گمانهزنيها، عملكرد 10 ساله ضرغامي در رسانه ملي نيز زير نقد رود و البته هر كدام از اهالي رسانه و اهالي تلويزيون نظري در اين باره داشته باشند اما پرسوءتفاهمتر از هر چيز، نظراتي است كه تهيهكنندگان و كارگردانان بنام تلويزيون درباره كاركرد ضرغامي داشتهاند. به تازگي يكي از روزنامههاي صبح مروري داشته است بر نظر حدود 20 تن از اين گروه درباره عملكرد رئيس رسانه ملي تا شايد چراغ راهي باشد براي مدير بعدي اما متأسفيم كه بگوييم تعارف و رودربايستي و پرهيز از صراحت كلام، اصليترين ويژگيهاي نظرات اين تهيهكنندگان است. جالب اينجاست تعدادي از اين چهرهها و از جمله كساني مانند محسن چگيني، مجيد اوجي، فلورا سام، محمدرضا تخشيد، مسعود آب پرور و اسماعيل عفيفه در سالهاي اخير از جمله چهرههاي محبوب مديران سيما بودهاند و براي سپردن پروژههاي ميلياردي در اولويت اما متأسفانه دوستان اين قدر محافظهكار شدهاند كه حتي جرئت ندارند يك كلمه به وضوح درباره عملكرد ضرغامي حرف بزنند.
خندهدارتر نظر مجيد اوجي است كه گفته چون سرما خورده نميتواند حرف بزند و البته يكي ديگر مثل اسماعيل عفيفه كه گفته خيلي فكر كرده ولي نظر خاصي ندارد! محمدرضا آهنج هم از پيچيده بودن موضوع گفته كه با يك سؤال نميتوان به آن جواب داد. فلورا سام همسر مجيد اوجي گرفتاري را بهانه كرده و از زير بار پاسخگويي شانه خالي كرده و حسن بشكوفه هم از بيعلاقگياش به صحبت درباره تلويزيون حرف زده است. صد البته كه اگر در نشستي غيررسمي پاي صحبت اين دوستان تهيهكننده بنشيني تا دلت بخواهد حرفها براي گفتن دارند؛ از اينكه تلويزيون در سالهاي اخير به مانند گذشته حسابهايش را به روز پاس نميكند تا اينكه تهيهكنندگي مترادف شده است با معرفي حداقل يك اسپانسر تپل به تلويزيون. ضمن اينكه تمامي آنها نيز از معضل تهيهكنندگان 23 ساله(!) نالان هستند اما از آنجا كه همگي آدمهايي هستند عاقبتانديش و روزيطلب كه ميترسند مبادا گفتن ولو يك جمله به ضررشان تمام شود، طبيعي است كه با بهانههايي مانند سرماخوردگي از پاسخگويي فرار ميكنند. ميگويند هنرمندان بايد يك پله جلوتر از مردم باشند تا سعي كنند با صراحت كلام و تمركز بر ايرادهاي جامعه شرايط رفع ايرادات را فراهم آورند اما آيا تهيهكنندگاني كه حتي جرئت يك خط اظهارنظر درباره مدير سازماني كه سالها از آن ارتزاق ميكردهاند را ندارند ميتوانند اسباب ارتقاي مردم جامعه خويش را فراهم كنند. اصلاً كسي كه اظهارنظري صريح و صادقانه را با بهانهگيري و عدم پاسخگويي تاخت ميزند ميتواند تهيهكنندهاي خوب براي رسانه ملي ما باشد؟ اين سؤالي است كه رئيس بعدي رسانه ملي حتماً بايد براي آن جوابي بيابد.