انقلاب اسلامي ايران اگرچه تاكنون فقط 35 بهار از عمر بابركت خود را سپري كرده است، اما طي همين زمان محدود حوادث و رويدادهاي مهمي را پشت سرگذاشته كه هر كدام از آنها به تنهايي ميتوانست به افول يا بقاي يك ملت بينجامد. در اين ميان عمليات بيت المقدس كه درسوم خرداد سال61 به فتح خرمشهر انجاميد، يكي از فرازهاي مهم تاريخ اين ملت است. اين عمليات كه از دهم ارديبهشت 1361 آغاز و طي 25 روز و در چهار مرحله به آزادسازي خرمشهر انجاميد و طي آن 5038 كيلومتر از خاك ميهن اسلامي آزاد شد، علاوه بر ابعاد نظامي و استراتژيك و اثبات قابليتها و توانمنديهاي نظام اسلامي، تأثيري شگرف بر روند تحولات سياسي جهان معاصر داشت.
هدف اصلي نظام سلطه از تحميل جنگ بر ايران اسلامي با عامليت رژيم بعثي عراق، زمينگير كردن انقلاب اسلامي و جلوگيري از رشد تفكر انقلاب و در نهايت فروپاشي نظام اسلامي بود و براي تحقق آن هم تمامي ظرفيتهاي منطقهاي و بينالمللي و حتي عوامل داخلي خود را به كار گرفته بودند. تحريم و فشار بر ايران در عين تحويل آخرين فناوريهاي روز نظامي به عراق، اخلال در صدور نفت ايران در عين سرازير كردن درآمدهاي نفتي كشورهاي منطقه به سمت عراق، ارائه آخرين اطلاعات مناطق نظامي ايران به عراق و بهرهگيري از ظرفيت سازمانهاي بينالمللي براي كمك به عراق و فشار بر ايران، تنها بخشي از سرمايهگذاري غرب براي پيروزي رژيم بعثي عراق بود. گشودن جبهه داخلي توسط منافقين و خيانتهاي بني صدر در جايگاه رئيسجمهور و فرماندهي كل نيروهاي مسلح به توان و ظرفيت دفاعي كشور نيز علاوه بر ايجاد بيثباتي سياسي در داخل، رژيم بعثي را نسبت به پيروزي اميدوار كرده بود. اما چند مؤلفه مهم در عرصه سياسي و نظامي كشور روند جنگ تحميلي را دچال تحول كرد.
1- پس از توقف پيشرويهاي دشمن كه محصول ايستادگي نيروهاي مسلح و حضور نيروهاي مردمي در جبههها بود، به دليل تمركز بني صدر بر ساختارهاي كلاسيك نظامي و توجه نكردن به نيروهاي انقلابي و مردمي و عدم توفيقي كه در چهار عمليات، 23 مهر، 3 آبان و 16و 20 دي سال 1359 داشت، جنگ فرسايشي شده بود، به همين دليل بني صدر ناكامي در حوزه نظامي را به چالش در عرصه سياسي تبديل كرد و كوشيد با غائله آفريني با همكاري منافقين و ايجاد غائله 14 اسفند و. . . عملاً نظام را درگير بحران داخلي كند و اين چالش آفرينيها البته در روحيه و توان نيروهاي نظامي ومردمي در مقابل دشمن بعثي بيتأثير نبود. تحولات خرداد 60 ايجاد وحدت و انسجام در فضاي سياسي و تمركز ظرفيت كشور بر دفاع مقدس، مقدمه پيروزي هايي شد كه پيروزي خرمشهر نقطه اوج آن بود.
2- بني صدر اعتقادي به نيروهاي جوان و انقلابي نداشت و به همين دليل نه تنها به نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ميدان نميداد بلكه در ارتش نيز مجال چنداني براي نيروهاي جوان و انقلابي نبود، اما پس از او و ظهور اسطوره هايي نظير شهيد صياد شيرازي و حسن باقري و ديگر فرماندهان جوان و تبلور مديريت جهادي در عرصه دفاع مقدس، در عرض چند ماه، خاك كشور از لوث وجود بيگانگان پاك شد.
3- به رغم همراهي تمام قدرتهاي غربي و شرقي و كشورهاي منطقه و سازمان ملل با رژيم بعثي عراق و تنهايي ايران در اين عرصه، مهمترين درس اين دوران اين بود كه مردم ايران وقتي قادرند به حقوق خود برسند كه به نيروهاي داخلي اتكا كنند و با بسيج عزم ملي از مشكلات و سختيها عبور كنند.
4- روند تحولات و فرسايشي شدن جنگ، نيروهاي انقلاب را به اين جمعبندي رساند كه حركت براساس استراتژيهاي كلاسيك نظامي راه گشا نخواهد بود، حضور فرماندهان جوان و سلحشور در خط مقدم و در كنار رزمندگان و مبتني بر روحيه ايثار و از خودگذشتگي سرنوشت جنگ را عوض كرد.
5- توفيق در عرصه نظامي جز با بسيج مردمي و بهرهگيري از همه ظرفيتها براي كمك به جنگ امكانپذير نبود. در عين حضور نيروهاي مردمي در قالب اعزامهاي چند ده هزار نفري، سيل كمكهاي مردمي، عملاً كشور را به عرصه تجلي اقتصاد مقاومتي تبديل كرده بود.
6- صبر و پايداري مردم در برابر فشارها و سختيهاي ناشي از جنگ و در عين اعزام فرزندان خود به جبهه وكمك به جبهه در عين بضاعت محدود مالي تبلور عزم ملي بود كه مهمترين ياور مسئولان در اداره كشور بود.
7- شكست ماشين نظامي دشمن در عمليات آزادسازي خرمشهر مقدمهاي براي گسترش فرهنگ انقلاب اسلامي و تأثيرگذاري بر تحولات منطقه بود، پيروزيهاي مقاومت در منطقه و تغيير تحولات سياسي و شكست و انزواي رژيم صهيونيستي، تنها بخشي از جلوههاي اثبات قابليت تفكر انقلاب اسلامي در مقابله با يكي از طولانيترين جنگهاي تاريخ معاصر بود. اما اكنون شرايط سياسي كشور و روند تقابل نظام سلطه با ايران اسلامي شباهتهاي زيادي با آن دوران دارد. به ويژه آنكه، نظام سلطه تلاش دارد ضرباتي كه طي 35سال گذشته از انقلاب اسلامي دريافت كرده، اينبار با جنگ اقتصادي و فشارهاي سياسي از طريق به زانو در آوردن و تسليم انقلاب اسلامي جبران كند. ديگر مؤلفهها نظير چالشهاي سياسي داخلي، شرايط اقتصادي كشور و نوع تعامل نهادهاي بينالمللي عليه ايران نيز شبيه همان دوران است. به همين دليل تنها راه عبور از اين ميدان بهرهگيري در همان الگوها و اتكاي به ظرفيتهاي داخلي است و تحقق عزم ملي و مديريت جهادي نسخهاي دروني براي مواجهه با تهاجم چندجانبه دشمنان است. لذا بيمناسبت نيست كه اگر ميز مذاكرات هستهاي را در شرايط كنوني و جنگ اقتصادي دشمن «لجمن» تقابل نظام سلطه عليه نظام اسلامي بدانيم در آن صورت تبلور روحيه و مديريت جهادي مبتني به حمايتهاي دروني و متكي بر اصول و شاخصههاي نظام اسلامي ما را قادر خواهد ساخت كه از اين گردنه نيز با عزت و اقتدار عبور كنيم.