
آرش عليپور نقاش و انيميشنساز 36 ساله ايراني، فعاليت هنرياش را در اوايل سال 1374 آغاز كرده است. وي تشويقهاي مكرر مادرش را عامل ورودش به حوزه هنر و كار كردن در اين وادي ميداند و ميگويد: همين مسئله باعث شد تا رشته تحصيليام را در دانشگاه، هنر انتخاب كنم و پس از تحصيل در تهران، دبير هنر آموزش و پرورش شوم و به كسوت شغل پدرم كه 30 سال عاشقانه تدريس كرد، درآيم. من تمامي موفقيتهاي زندگيام را مرهون تشويقها و زحمات بيدريغ پدر و مادرم ميدانم. آرش عليپور علاوه بر ساخت انيميشن ، مرمت و طلاكاري گنبد دوطفلان مسلم را هم تجربه كرده است. هر ساله از سوي اتحاديه اروپا نمايشگاهي تحت عنوان حقوق بشر برپا ميشود به همين خاطر وي قصد دارد تابلوهاي خود را در اين نمايشگاه كه اين بار هم در كشور ايتاليا برگزار خواهد شد در معرض ديد عموم قرار دهد. به بهانه حضورش در اين جشنواره با وي به گفت و گو نشستيم كه حاصل آن در پي ميآيد.
در مورد سوابق هنري، پژوهشي، تعداد توليدات و جوايز داخلي و خارجي خود كه در حوزه هنر كسب كردهايد بگوييد.
ابتدا با توليد انيميشن كوتاه در اولين دوره جشنواره بينالمللي فيلم كوتاه تهران شركت داشتم و تاكنون با توليد دهها انيميشن و فيلم كوتاه، برگزاري و حضور در چندين نمايشگاه عكاسي و نقاشي انفرادي، گروهي و همچنين تصويرسازي چندين كتاب در ايران و چندين كشور ديگر با تمام فراز و فرودها تلاش خود را متوقف نكردم كه حاصل آن هم جوايز متعددي در رشتههاي مختلف هنري بوده است.
هماكنون نيز دو پروژه انيميشن در حال توليد دارم كه نيمه پاياني كار را طي ميكند. اين روزها خودم را براي چند نمايشگاه داخلي و خارجي نقاشي آماده ميكنم. در حال تحقيق و بررسي بر روند زيباييشناسي آثار ايراني در ادوار مختلف هستم و تغيير فرهنگ و سطوح ديداري اقوام مختلف در دورههاي زماني متفاوت را بررسي ميكنم كه اميدوارم به صورت مقالهاي قابل ارائه باشد.
وضعيت انيميشن در كشور را چگونه ميبينيد؟
هر چند هنوز راهي طولاني در پيش است اما با توجه به حضور چند سالهام در اين حيطه ميتوان گفت آيندهاي درخشان پيش رو داريم. براي صحبت در زمينه سطح و پيشرفت كاري انيميشن مانند هر رشته ديگري بايد به پايه و اصول آن دقت كرد. آيا محيطي مناسب و امكاناتي نسبي براي رشد و شكوفايي علاقهمندان مهيا كردهايم؟ شايد در پايتخت دسترسي به اين امور كمي راحتتر باشد ولي در شهرستانها نوابغي را هر ساله به اجبار به رشتهاي نامرتبط سوق ميدهيم كه در آينده قابل جبران نخواهد بود. بنابراين با ارائه خدمات مناسب رشد و پيشرفت دوچندان ميشود. سالهاي گذشته شاهد تحولي ژرف در روند توليد و ارائه انيميشن در كشورمان بودهايم كه اميدوارم اين رشد از تكنيك و توليد، به آموزش و درآمدزايي هم برسد و هنرمندان اين رشته با ثبات شغلي و مالي بيشتر زندگي كنند.
اكنون چقدر به كار انيميشنسازي بها داده ميشود؟ آيا ماحصل و درآمد اين حرفه تضمينكننده رفع مايحتاج فرد خواهد بود؟
انيميشن حرفهاي زاييده سفارشات است چه از دسته تبليغاتي چه داستاني، آموزشي و تلويزيوني. انيميشن روند توليد پيچيده و پرخرجي دارد. شايد گروهي از توليدكنندگان به سود خوبي برسند اما اين سود در مقايسه با زحمت توليد ناچيز شمرده شود. براي عوامل توليد كه هيچ توجيه اقتصادي جهت كار وجود ندارد و تنها عشق و علاقه وافر همه را دور هم جمع ميكند. در انيميشنهاي به اصطلاح غيرحرفهاي يا تجربي با وجود ارائه كار در جشنوارهها باز هم با توجه به جشنوارههاي موضوعي راه براي ارائه آثار مستقل و خلاق بسته شده است و اگر هم به جشنوارهاي راه يابد جوايزي ناچيز و حتي توهينآميز راه كسب درآمد و تأمين بودجه توليد را خواهد بست. با تمام اين تفاسير هنوز هنرمندان ايراني چراغ اين سرا را روشن نگه داشتهاند و عاشقانه ميكوشند.
عمده هزينههاي توليد انيميشن چقدر و بيشتر مختص چه مواردي است؟
فيلمنامه، عوامل توليد، سطح اثر، زمان پيشتوليد و توليد، امكانات مورد نياز براي توليد اثر، مكان و زمان توليد، حتي تكنيك، سبك هنري و متغيرهاي ديگري در كميت و كيفيت انيميشن نقش دارند كه همه اين موارد به خودي خود بر ميزان هزينهها تأثيرگذار هستند.
تصويرسازي در نقاشيهاي شما كه نمونه اصيل نقاشي شرقي و ايراني است، چه جايگاهي دارد؟ در دل اين نقاشيها و تابلوها چه چيزي را ميبينيد كه ديگران را به تماشاي آن فراميخوانيد؟
نقاشي در فرهنگ بشر و در فرهنگ تصويري ما ايرانيان از پيش از اسلام تاكنون كاملاً با تصويرگري و روايت و حكايت هماهنگ بوده و هست. من با توجه و مطالعه در فرهنگ تصويري تاريخ هنر ايران مخصوصاً نگارگري ايراني سعي دارم كه روايتي نو از حكايتي كهن به زبان آورم و لطافت زندگي خشن امروز را در قالبي چشمنواز براي دل خسته خود به تصوير بكشم. از پيچيدگيهاي دنياي امروز تا آيندهاي كه بايد بر پايه استدلال، عقلانيت و روح شرقي خود بنا كنيم.
از تابلوهاي نقاشيتان با ورق طلا بگوييد. در تارو پود اين آثار ارزشمند هنري چه مفهومي نهفته است؟
مفهومي كه به بررسي نقاشيهاي ايراني كه سالها است غبار زمانه بر چهره درخشانشان نشسته است ميپردازد. به اين مسئله كه ما آسمان طلايي و زمين ارغواني نگارگري ايراني را از ياد بردهايم. بازخواني چند تكنيك اجرايي از گذشتگان و تلفيق آن با آموزهها و تجارب شخصي من را به سمتي كه شاهدش هستيد سوق داده است. سورئاليسم نگارگري ايراني در عين وقايعنگاري رئاليستي بحثي مفصل و قابل تأمل است كه در اين مجال نميگنجد و زيبايي آن مرا به ذوق واميدارد.
در تابلوهاي نقاشيهاي شما مخاطب با چه مسائل و واقعيتهاي اجتماعي روبهرو است؟
در نگاه اول با آشفتگي! منطقي كه از لابهلاي فلسفه بودن و نبودن ما بيرون كشيده شده است. در عين كثرت، به وحدتي نمادين بدل ميشود و يك روايت طولاني و پر پيچ و خم است كه زندگي امروز نسل ما را فراگرفته است. همه ما پر هستيم از هزاران سؤال كه تنها براي پاسخ تلاش ميكنيم. تفاوت و تقابل خود را با زندگي گذشتگان ميسنجيم و براي آيندهاي تلاش ميكنيم كه خالق آن ذهن خود ما است. در گير و دار اين تكاپو با هزاران مسئله در جامعه در حال تغييرمان مواجه هستيم كه در گذشته و در كشورهاي ديگر تجربه نشده و اين تجربه شخصي نسل ما است. حل اين معما عمر ميطلبد و براي سخن گفتن بايد كمي به خود و نسلمان مجال بررسي و گفتوگويي مشترك بدهيم. آزمايش و خطا كنيم تا الگوي رفتاري درستي براي دوران در حال تحولمان بسازيم. من در تابلوهايم از اين نمادها، سؤالها و تفاوتها ميگويم.
الهام نقاشي يا جان دادن و آفريدن يك اثر مثل تابلو حقوق بشر خودتان كه قرار است در اروپا در معرض ديد همگان قرار گيرد و ساير آثار از كجا گرفته ميشود؟
من زاييده جامعه امروز خويشم و سعي در اين دارم كه آينده را تصور كنم، آيندهاي كه از هزار راه نرفته ما شكل ميگيرد و ما بايد براي روز و شبمان با خلاقيت و نكتهبيني راهكاري صحيح كشف كنيم. هنر يك كشف است كه به صورت انتزاعي در قالب يك اثر خلق ميشود و برآيند تأثير زمانه بر هنرمند است و افق ديد صاحب اثر در آن شكوفا ميشود. هيچ چيز نميتواند از راز آرامش پيشي بگيرد. من در جستوجوي آرامشي هستم كه در كوره راه زندگي گم كردهايم.
اگر نگاهي به سير تحول نقاشي داشته باشيم، به چه نكات و مضاميني پي خواهيم برد؟
هر سبك و سياقي در زمانه خود و با توجه به مسائل دوران خود به درستي شكل گرفته و پرورده شده حتي اگر از نظر زيباييشناسي فردي در دوراني افت كرده باشد يا دورهاي از هنر را بيابيم كه تكنيكهاي آثار، سطحي و به نوعي غيرهنري شده باشند ارزش بحث تاريخي و جامعهشناسي دارند. ممكن است با توجه به سير تاريخي هنر گاهي با اين نظريه روبهرو شويم كه هنر رو به افول است ولي بايد بدانيم كه هنر منشأ اجتماعي و فرهنگي دارد و هنرمند از چشمه اجتماع تغذيه ميكند و رشد مييابد. هجوم صنايع شبه صنعتي و ارائه آنها در قالب هنري و رفاه اقتصادي و سطح فرهنگي مردم نقش مهمي در زنده بودن هنر و هنرمند دارد. اگر به تاريخ هنر دقت كنيم از كليساهاي دوران رنسانس تا مساجد، كاخها وكتب هنري خودمان، همه نشانه حضور قدرتمند فرهنگ و همراهي قدرت اقتصادي بزرگان با كمالات آن دوره بوده كه اين آثار خلق و نگهداري شدهاند.
يك اثر هنري بايد نمايانگر جامعه باشد. به نظر شما هنر مدرن با جامعه امروز فاصله گرفته است؟
فاصله گرفتن جامعه از هنر مدرن يا هنر كلاسيك اهميتي ندارد. فاصله جامعه از هنر اهميت دارد كه در اين زمينه معتقدم جامعه به شدت از هنر دور شده است. هنر ذات زيباييشناسانه انسان را هوشيار ميكند و پلي براي ارتباط شعور انساني است. اما در اين دوره متمكنين و حتي مسئولين بيتوجه به مقوله آموزش هنر و گردآوري و تشويق هنرمندان هستند. اگر از كودكي چشمان ما در كتب درسي با سطحي بالا با آثار فاخر هنري آشنا شود نسل رشد يافته به جاي ارتقاي مدل ماشين و مارك لباس يك اثر هنري ارجينال به ديوار خواهند نشاند. اين ذائقه درست است كه نشانه طراوت يك جامعه است ولي متأسفانه ما با آن فاصله داريم.
تا به حال از سوي مركز هنري يا مكان خاصي مورد تشويق يا حمايت قرار گرفتهايد؟ به فروش نقاشيهايتان در نمايشگاهها و اماكن مختلف فكر ميكنيد؟ قصد نداريد اين آثار را در موزهها و گالريها نيز در معرض ديد عموم قرار دهيد؟
تاكنون هيچ حمايتي از مركز خاصي به خصوص آموزش و پرورش كه ارگان رسمي خدمت من است نديدهام. هيچ كدام از جوايز و آثارم اعم از فيلم، نقاشي، انيميشن و تصويرسازي در سازمان خاصي مورد تقدير واقع نشده است اما من هنوز مفتخرم كه با ابتداييترين سطح استخدامي عاشقانه تدريس ميكنم و گواهم دانشآموزان موفقم در رشتههاي مختلف هستند كه به آنها ميبالم. هنوز موفق به برگزاري نمايشگاهي در ايران نشدهام. البته دوستاني دارم كه به لطف و مساعدت شان در تكاپوي برگزاري نمايشگاهي در گالري بندرگاه هنر هستم و قصد اين را دارم كه تمامي عوايد آن را به خيريهها كمك كنم.
از عكاسي بدون دوربين و ساير ابداعات و فعاليتهايتان در حوزه عكاسي، نقاشي و انيميشن بگوييد.
عكاسي بدون دوربين كه برايم افتخاراتي به همراه داشت نشانه روزهاي سخت بدون دوربين است. عكسهايي كه نه نگاتيو دارد نه از دوربين استفاده شده و نه ديجيتال است. تك نسخهاي از بافتهاي دروني گياهان و جانوران. كتابچهاي از اين آثار منتشر شد و هم اكنون نيز در حال بسط و گسترش اين تكنيك هستم. من راه خود را در آزمايش و خطا پيدا ميكنم ممكن است گاهي به سودم نباشد ولي همان ضرر دريچهاي براي يك كشف خواهد بود. در نقاشي نيز به همين گستره وارد شدم و دانستههاي ذهني را با تصوير هماهنگ كردم. در انيميشن هم تجربههايي داشتهام اما هنوز آن طور كه بايد و شايد انتظاراتم در اين حوزه برآورده نشده است.
شما علاوه بر اينكه صاحب اثرات متعددي در زمينه نقاشي و عكاسي و تصويرسازي و انيميشن هستيد همچنين در مرمت و طلاكاري گنبد دو طفلان مسلم هم فعاليت داشتيد. جرقه اين كار از كجا زده شد؟ انگيزهتان چه بود؟ با اين كار ارزشمند چه نكتهاي را ميخواهيد به جهانيان ثابت كنيد؟
جرقه اين كار در سفري كه با دو دوست بزرگوارم آقايان سروش ملكمحمدي و حسن روزبهاني به آن ديار داشتم زده شد. با حضورم در آنجا انگيزه اين كار در من شكل گرفت. جهانيان اگر خود كمي به اين مسئله دقت كنند متوجه خيلي چيزها خواهند شد. فقط به اين جمله اكتفا ميكنم كه قسمت بود و اميدوارم از اين به بعد لايق چنين كارهايي باشم.