کد خبر: 647779
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۶
فريدون حسن
انتخاب احد پازاج به عنوان سر‌مربي تيم‌ملي كشتي فرنگي حاشيه‌هاي زيادي را به همراه داشت، اول اينكه چرا نام محمد‌بنا در فهرست كانديدا‌هاي مورد نظر كميته فني وجود نداشت، دوم اينكه چرا نور‌بخش به عنوان فردي كه تيم‌ملي را در روز‌هاي سخت‌ قهر و استعفا جمع و جور كرد و به عنوان قهرماني جهان رساند نيز در اين فهرست جايي نداشت و دست آخر اينكه چرا بايد از بين اين همه گزينه احد پازاج انتخاب شود.
جداي از تمام موارد سؤالي كه اين روز‌ها در اين خصوص مطرح است يك نكته بسيار مهم وجود دارد كه گويا از ديد مسئولان فدراسيون كشتي و خصوصاً كميته فني كشتي فرنگي ناديده گرفته شده است. پازاج به عنوان سر‌مربي تيم‌ملي از مقوله فني و محبوبيت و قهرماني از بسياري از شاگردان امروزش در تيم‌ملي پايين‌تر است. آنها كه به عنوان شورا و كميته فني نام پازاج را به عنوان سر‌مربي تيم‌ملي كشتي فرنگي از گلدان بيرون آوردند بدون شك به اين مسئله فكر نكردند كه وي قرار است كدام نكته فني را به حميد سوريان با داشتن پنج عنوان قهرماني جهان و المپيك بياموزد.
پازاج كشتي‌گير خوش اخلاق و صاحب عنوان در آسيا چه چيزي قرار است به معلومات اميد نوروزي كه زير نظر كسي چون محمد بنا عنوان قهرماني جهان و المپيك را كسب كرده اضافه كند. به اين دو نفر كه اسمشان به عنوان نمونه آورده شد اضافه كنيد قاسم رضايي، اخلاقي، عبد‌ولي و... را كه هر كدام از باب كسب عنوان جهاني بالا‌تر از سر‌مربي اين‌ روز‌هاي تيم‌ملي هستند تا متوجه شويد كه كميته فني چه اشتباه بزرگي در انتخاب پازاج گلي انجام داد.  در شايستگي‌ها و توانايي‌هاي پازاج شكي نيست، هر‌چند كه او هنوز امتحان خود را پس نداده. علاقه‌مندان به كشتي، مبارزه‌هاي خوب او را در آسيا هر‌گز از ياد نبرده‌اند ولي نكته اينجاست چرا بايد براي يك تيم پر‌ستاره و عنوان‌دار شخصي به عنوان سر‌مربي انتخاب شود كه از شاگردانش از حيث عنوان و اعتبار پايين‌تر است. پازاج بي‌شك در اين سال‌ها به دانش و معلومات خود اضافه كرده است اما نبايد فراموش كرد كه تيمي كه او امروز در اختيار گرفته زير دست بزرگاني چون محمد بنا، خير‌خواه و نور‌بخش كار كرده است و بي‌ترديد او چيز خاصي نمي‌تواند به آنها بياموزد.
اين اشكال بزرگترين ايراد وارده به انتخاب كميته فني است، ورزش ايران پيش از اين نيز از اين انتخاب‌ها داشته و ضرر آن را نيز پر‌داخت كرده است، تيم‌ملي فوتبال وقتي به امير قلعه‌نويي سپرده شد كه قلعه‌نويي شاگرداني چون مهدوي‌كيا، كريمي و هاشميان را در تيم خود مي‌ديد؛ شاگرداني كه به لحاظ ملي‌ بسيار بالا‌تر از سر‌مربي خود بودند و نتيجه آن شد كه همه ديدند و آنها كه ريز‌تر قضايا را دنبال مي‌كردند مي‌دانند سر تمرين تيم آن سال‌ها چه اتفاقاتي رخ مي‌داد.
اينكه عنوان كنيم كشتي ورزش جوانمردي و پهلواني و استاد و شاگردي است جاي خود را دارد اما بايد شرايط را مد‌نظر گرفت تيمي كه در اختيار احد پازاج قرار گرفته بزرگتر از اوست و اين مي‌تواند مشكل‌ساز باشد، مشكلي كه به ظاهر از سوي كميته فني ديده نشده است ولي بايد چاره‌اي براي آن انديشيده شود كه در غير اين صورت بلايي كه سر تيم‌ملي فوتبال آمد بر سر كشتي فرنگي نيز خواهد آمد. البته به طور حتم خيلي‌ها خواهند گفت كه كشتي با فوتبال تفاوت دارد اما نمونه‌هاي خارجي بسياري نيز مي‌توان براي اين مسئله مثال زد كه حتماً خوانندگان محترم بهتر به ياد دارند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار