
فريدون جيراني چه آن زمان كه روزنامه نگار بود و در نشرياتي مانند «سينما» و «فيلم و سينما» قلم ميزد چه سالها بعد كه به طور جدي وارد عرصه فيلمسازي شد، همواره طرفدار سينماي بدنه بود. او ابايي هم نداشت از اينكه همواره سينماي بدنه يعني سينمايي كه نبضش در گروي فروش بليت و رونق گيشه است را بر انواع ديگر سينمايي ارحج بداند. در راستاي چنين نگاهي بود كه خود نيز سعي ميكرد همواره با دست گذاشتن روي سوژههاي ملتهب در آثاري نظير «قرمز»، «شام آخر» و اين اواخر «من مادر هستم» كاري كند كه ولو به قيمت زيرپاگذاشتن خطوط اخلاقي، فيلمهايش مخاطب لازم را داشته باشد.
جيراني بارها و بارها از احترامش به سينماي خرده پيرنگ كه داستان كلاسيك براي روايت ندارد، صحبت كرده اما اين نوع سينما را اغلب در تضاد با هدف اصلي سينما كه سرگرمسازي است قلمداد كرده؛ بدين لحاظ شايد بتوان ذهن جيراني را يك ذهن استوديويي تمام عيار قلمداد كرد و هيچ بعيد نيست او اگر در هاليوود بود به ساخت بلاك باسترهايي مانند «كاپيتان امريكا»، «ثور» و «مرد عنكبوتي» ميپرداخت.
چرا دوسوم مجموعه برگشت ميخورد؟با اين حال همين كارگرداني كه سينماي بدون گيشه را نوعي توهين به سينما قلمداد ميكند، اخيراً درگير ساخت مجموعهاي تصويري به نام «35» شده است كه به لحاظ فروش در تعارض كامل با تفكر مطلوب جيراني قرار دارد. جيراني كه زماني با برنامه «هفت»ش حتي در قامت تئوريسين سينمايي فرورفته و تزهاي بسياري درباره رفع معضلات سينماي ايران ارائه ميداد، كوشيده در «35» در كنار گفتوگوهاي چالشي كه با شخصيتهاي شناخته شده سينما داشته است، همان مسير «هفت» را كما بيش بپيمايد با اين حال برگ برنده او در «هفت» كه جلب مخاطب بود در «35» وجود ندارد!
جيراني براي جذابتر كردن «35» كوشيده حتي حاشيهنگاريهايي درباره اختتاميه جشنواره و صحنههاي ديده نشده از رخدادهاي جشنواره را هم درون قسمت اول «35» قرار دهد و البته با نريشنهايي بلند درباره تغيير مسير اختتاميه اطلاعات به مخاطب بدهد. از آن طرف چند چهره شناخته شده عرصه سينما يعني مسعود كيميايي، داريوش مهرجويي و مهدي فخيمزاده را نيز مقابل دوربين «35» نشانده و با آنها درباره اوضاع و احوال زندگي هنريشان و حال و هواي امروزشان صحبت كرده اما بهرغم اين همه برنامهريزي براي جلب مخاطب، قسمت اول «35» به شدت كم فروش بوده و شنيدهها حكايت از آن دارد دو سوم تيراژ برگشت خورده است تا جايي كه شركت سرمايهگذار براي توليد و عرضه قسمتهاي بعدي به ترديد افتاده است! چرا؟
جيراني از همان سوراخي گزيده شد
كه ديگران را از آن نهي ميكرد
واقعاً چرا كسي مانند جيراني كه سالها مطالعه سينمايي داشته و تاريخ سينماي ايران و اتفاقات دورههاي مختلف آن را به مانند رايانه در ذهنش طبقهبندي كرده از همان سوراخي گزيده شده كه هميشه همگان را از آن نهي ميكرد؟ مگر جيراني هميشه نميگفت محصولات فرهنگي كه مخاطب نداشته باشند به درد آرشيو هم نميخورند پس چطور شده كه بعد از اين همه تجربه، محصولي را توليد كرده كه متأسفانه حتي در ميان اهالي رسانه هم نتوانسته اثري دندانگير قلمداد شود! مشكل را بايد در تلقي نادرست جيراني نسبت به شبكه خانگي دانست. جيراني بدون آنكه از مختصات اين شبكه آگاهي داشته باشد به برنامهسازي براي اين شبكه روي آورده است. او پيش خود فرض كرده چون زماني به واسطه بيرقيب بودن «هفت» در تلويزيون ميتاخت و كسي هم جلودارش نبود پس اگر برنامهاي با همان ويژگيها را به شبكه خانگي آورد نيز كارش ميگيرد اما كسي نيست به او بگويد برادر عزيز! اگر در تلويزيون يك تنه ميتاختي و زمين و زمان را به چالش ميكشيدي بخش اعظمش به واسطه قدرت رسانهاي تلويزيون بود. خوب يا بد، صداوسيماي ما لااقل در ايران بيرقيب است و بهرغم افزايش روزبهروز شبكههاي ماهوارهاي باز هم خاستگاه اعتقادي ايرانيان باعث ميشود براي گذران اوقات فراغت ابتدا تلويزيون را در اولويت قرار دهند.
شبكه خانگي، آنتن شبكه سه نيست كه دو ساعت برنامه نيمهشب شما را به تيترهاي يك هفته بعد مطبوعات كاغذي و سايبري تبديل كند. مخاطبان ايراني شبكه خانگي را به چشم سبدي سرگرمي ساز ميبينند و نه مجالي براي تحليل مقولهاي چون سينما! شما حتي اگر رابرت دنيرو و آلفونسو كوآرون را هم در برابر دوربين «35» مينشاندي و به گفتوگو با آنها ميپرداختي باز هم وضعيت فروش اثرت بهتر از اين نميشد؛ چون اينجا مديوم شبكه خانگي است و نه سينماتك
دانشكده هنرهاي زيبا!شما «35» را در همان قالبي عرضه كردي كه فيلمهاي سوپرماركتي «برادران. ز» به شيوه «يكي بخر و سه تا ببر» در آن عرضه ميشود و به اين واسطه حتي كلاس كار خودت را هم پايين آوردي. پيش خودت هم گفتي اگر عكس كيميايي و مهرجويي را روي كاور مجموعه بزني و پوسترهايي را هم با تصوير اين دوستان كنار شانههاي تخم مرغ بچسباني صددرصد كارت ميگيرد و ديگر ميشوي رقيب داوود ميرباقري و مهران مديري!
در شبكه خانگي رقابت بر سر سرگرم كردن مخاطب است و در اين مديوم اتفاقاً كساني برنده هستند كه بيشتر از آنكه به دنبال مباحث تحليلي باشند رك و راست ميروند به سراغ توليد طنزهاي دمدستي. رقابت در اينجا آنقدر بالا گرفته كه حتي «شوخي كردم» مهران مديري نيز يك سوم فروش «قهوه تلخ» را ندارد حالا شما آمدهاي و ميخواهي در اين مديوم ويدئوي گفتههاي كيميايي درباره علاقهاش به سينماهاي لالهزار و عشقش به «خاتون» قهرمان فيلم تازهاش را به مردم عرضه كني. نه! نميشود! «35» به كار شبكه خانگي نميآيد. به دنبال اين باش كه كانالي بزني و اين مجموعه را به يكي از شبكههاي تلويزيوني قالب كني. ميتواني روي شبكه «نمايش» تمركز كني كه هدفش بيتناسب با هدف «35» هم نيست.