با نگاهي كوتاه و هر چند گذرا به تاريخ200 ساله اخير كشور به روشني ميتوان شاهد دشمنيها و اقدامات بسيار وحشيانه اروپاييان عليه ملت بزرگ ايران بود و در عين حال ميتوانيم اقدامات كشورهاي اروپايي عليه انقلاب و نظام اسلامي و ملت بزرگ ايران را كه منجر به حوادث بسيار ناگوار براي اين كشور و ملت شد مشاهده كرد. به هر روي با توجه به تأكيد رهبري در ديدار با جمعي از راهيان نور بر روشنگري اقدامات كشورهاي اروپايي عليه ايران اسلامي در طول دوران دفاع مقدس گفتوگويي را با دكتر محمدصادق كوشكي، كارشناس مسائل سياسي و عضو هيئت علمي دانشگاه تهران ترتيب دادهايم كه ماحصل اين گفتوگو از نظرتان ميگذرد.
در طول ساليان گذشته بيشتر توجه ما بر روي اقدامات آمريكاييها در جنگ تحميلي بوده است، در صورتي كه اروپاييها هم نقش مهم و بسزايي در ضديت با نظام اسلامي ايران داشتهاند. نظر شما درباره نقش كشورهاي اروپايي و فعاليتهاي آنان چيست؟
وقوع انقلاب اسلامي همانطور كه منافع امريكاييها را به خطر ميانداخت، منافع قدرتهاي اروپايي را هم تهديد ميكرد و به همين خاطر موضع آنها در قبال انقلاب اسلامي با موضع امريكاييها تفاوت چنداني نداشت. به هر حال آنها از ايران عصر پهلوي منافع زيادي را نصيب خودشان ميكردند و يك ايران مستقل و قدرتمند با منافع آنها هيچ سازگاري نداشته و ندارد.
به همين خاطر در اكثر حركتهايي كه منجر به تضعيف انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ميشد آنها شريك بودند. در طراحي كودتاها آنها حضور مستقيم و دخالت مستقيم داشتند، مانند كودتايي كه قرار بود در پايگاه هوايي شهيد نوژه شكل بگيرد و اجرا شود. در حمايت از گروهك منافقين و پناه دادن به آنها و پشتيباني آنها فرانسه نقش جدي و بدون انكاري داشت. در حمايت از بختيار، فرانسه نقش جدي داشت.
انگلستان در تجزيهطلبي و حركتهايي كه به اسم خلق عرب اتفاق ميافتاد و خوزستان را دچار بحران ميكرد نقش بسيار مهمي را ايفا ميكرد. در سالهاي دفاع مقدس و تجاوز رژيم بعثي صدام به كشورمان، انگلستان و آلمان غربي آن زمان، اتريش، بلژيك،هلند و فرانسه به طور جدي از صدام حمايت ميكردند و تسليحات بسيار پيشرفته و متنوعي را در اختيار او ميگذاشتند. سلاحهاي شيميايي را كشورهاي آلمان، هلند، انگليس و بلژيك در اختيار صدام گذاشتند و براي رژيم بعث تدارك ديدند. در ساخت تسليحات مهلكي كه قرار بود صدام عليه ما استفاده كند مانند توپهاي دورزن و حتي سلاحهاي هستهاي فرانسويها همكاريهاي تنگاتنگي را با رژيم بعث داشتند. پس از سقوط رژيم صدام آنها در برقراري تحريمها عليه جمهوري اسلامي نقش بسزايي داشتند. در حركت تحقيرآميزي كه در دوران دولت آقاي هاشمي شكل گرفت و آقاي ولايتي زمينهساز آن بود، حركتي كه در آن و طي انجام آن آلمان، انگليس و فرانسه در يك طرف و ايران در طرف ديگر گفتوگوهاي انتقادي ميكردند، اروپاييها نقش اصلي داشتند و به دنبال آن بودند كه انقلاب اسلامي را به تسليم و ضعف بكشانند. تحريمهايي كه بعد از جنگ تحميلي شكل گرفت، به دست اروپاييان بود و نقش بسيار جدي داشتند. در همه اجلاسهاي جهاني كه قطعنامهاي عليه ايران صادر شده است اروپاييان نقش داشتند. در ماجراي طراحي توطئههاي امنيتي مانند دادگاه ميكونوس و امثالهم آلمانيها نقش جدي را بازي كردند. آلمان به پناهگاهي براي گروههاي تجزيهطلب تبديل شده است. فرانسه به پايگاهي براي منافقين تبديل شده است. انگلستان پيشنهاد داد تا نام سازمان منافقين از ليست سياه اتحاديه اروپا خارج شود و اين اتفاق افتاد. در پرونده هستهاي اروپاييها كاملاً در كنار امريكاييها و صهيونيستها ايستادند. بحث تعليق هستهاي ما با ورود انگليس و آلمان و فرانسه شكل گرفت. تا امروز هيچ حركتي عليه نظام اسلامي ايران نبوده است مگر ردپاي پررنگي از اروپاييان را در آن مشاهده كنيم.
اين كشورهايي كه نام برديم در حد چند كشور بود. آيا ميتوانيم بگوييم اقدامات صورت گرفته از سوي كل اروپا است؟
اروپا داراي يك محور است به نام انگليس، فرانسه و آلمان. اين سه كشور تصميمسازان اصلي اروپا هستند. وقتي ميگوييم اين سه كشور عليه نظام يا ايران موضع گرفتند، يعني اضافه كنيد ايتاليا، اتريش، هلند، اسپانيا و...
ما در كمتر حركتي ميبينيم كه در مجامع بينالمللي اروپاييان عليه ايران رأي نداده باشند و وقتي كه ميگوييم اروپا يعني رهبري كار با اين سه كشور بوده و بقيه نيز پاي كار بودند و آنها هم عليه جمهوري اسلامي موضع جدي گرفتند.
ميتوان گفت در طي دفاع مقدس براي اولين بار مشاهده شد كه همه قدرتها در يك جبهه در كنار هم قرار ميگيرند. هنگامي كه به جبهه روبهرويمان در طول دوران دفاع مقدس نگاهي مياندازيم، به صراحت و به وضوح اين مسئله را ميبينيم. چگونه ميشود كه مستكبرين و سلطهگران با هم متحد ميشوند؟
وجود يك ايران قدرتمند در غرب آسيا به شدت با منافع استكباري و استعماري امريكا، صهيونيستها و اروپا مغايرت داشت. اروپاييان به دنبال اين بودند كه در منطقه غرب آسيا و خليجفارس هيچ كشوري به جز رژيم صهيونيستي قدرتمند نباشد و بقيه مطيع باشند.
اين نظر كه فقط رژيم صهيونيستي قدرتمند و بقيه مطيع باشند چه عقبه و توجيهي براي آنها داشته و دارد؟
بحث منافع اقتصادي و راهبرديشان است. اروپاييان مصرفكنندههاي جدي نفت و گاز حوزه خليجفارس هستند، چه به عنوان انرژي و چه به عنوان ماده اوليه. الان حدود 35 درصد از كل نياز اروپا به نفت و گاز از حوزه خليجفارس انجام ميشود و آنها به دنبال اين هستند كه نياز مصرفشان از روسيه را كه به 45 درصد ميرسد كاهش دهند و از خليجفارس بيشتر استفاده كنند. به اين دليل كه از خليجفارس خيلي راحتتر اين مواد به دست ميآيد و قدرت چانهزني بيشتري دارند در حالي كه در برابر روسيه قدرت چانهزني پايينتري دارند.
يكي از قدرتهايي كه واردجنگ و كمك به رژيم بعث ميشود بلوك شرق و شوروي به عنوان يك قدرت مسلم در جهان است. توضيحي درباره چگونگي ورود اين كشور به جنگ تحميلي و اينكه چه اهدافي را در كمك به رژيم بعث دنبال ميكرد بفرماييد.
اتحاد شوروي سابق در خصوص اينكه نبايد در مرز جنوبي آن كشور قدرتمندي وجود داشته باشد، با اروپاييها همنظر بود.
يعني يك ايران اسلامي قدرتمند با شعار نه شرقي و نه غربي با منافع شوروي سابق به صورت جدي در تعارض بود. ما شاهديم وقتي روسها به افغانستان حمله ميكنند جمهوري اسلامي آن را محكوم ميكند و حتي تجهيزات به آنجا براي حمايت از مجاهدان افغاني ميفرستد.
اين در صورتي است كه با رژيم بعث درگير است. شعار نه غربي و نه شرقي منافع اتحاد جماهير شوروي را در سطح بينالمللي به خطر ميانداخت. دنيا بين امريكا و شوروي تقسيم شده بود و انقلاب اسلامي ايران اين تقسيم را به چالش ميكشيد.
به همين خاطر ميبينيد كه شوروي هم به عنوان يكي از قدرتهاي مسلم به پشتيباني رژيم بعث ميپردازد.