ناآراميها و درگيريهاي مسلحانه و خونيني كه از روز جمعه در شهر بندري «بنغازي» واقع در شمال شرقي ليبي آغاز شد و به سرعت به پايتخت يعني شهر «طرابلس» واقع در شمال غرب اين كشور كشيده شده، برخلاف بسياري از زد و خوردهاي مسلحانه دو سال اخير، نه تنها كليه رويدادهاي جاري ليبي را تحتالشعاع خود قرار داده، بلكه كشورهاي همسايه از جمله الجزاير و تونس را واداشته تا به منظور جلوگيري از خطرات احتمالي (از جمله رفت و آمد اعضاي گروههاي مسلح)، به آمادهباش و استقرار دهها هزار تن از سربازانشان در مرزهاي مشترك با ليبي مبادرت كنند. پيداست، چنين واكنشهايي در داخل و خارج ليبي، به خودي خود از تفاوت كيفي و كمي اين درگيريها، با ناآرامي و زد و خوردهاي مسلحانه دو سال گذشته اين كشور خبر ميدهد و از سمت و سوي متمايزي كه در پيش گرفته است، حكايت ميكنند.
در اين درگيريها، نيروهاي تحت تحت فرمان سرلشكر بازنشسته «خليفه هفتر»، به صورت خودسر و بدون هماهنگي با دولت مواضع برخي از گروههاي تكفيري ليبي، از جمله محل استقرار گروه تكفيري انصارالشريعه در حومه بنغازي را از هوا و زمين مورد حمله قرار دادند و سپس حملات خود را متوجه پارلمان ليبي كه در پايتخت واقع است، كردند. البته مواضع صريح اصليترين محور اين درگيريها، يعني مجموعه نيروهاي شبهنظامي با نظامي كه سرلشكر بازنشسته «خليفه هفتر» را در اين عرصه همراهي كنند نيز، آشكارا بر تفاوت ماهوي زد و خوردهاي اين هفته با درگيريهاي دو سال گذشته دلالت ميكند، به خصوص آنكه، سخنگوي اين مجموعه كه از دوستان و همراهان سرلشكر نامبرده است در مصاحبهها و اظهارات متعدد از ضرورت تعطيلي پارلمان سخن گفته و طي دستورالعملهايي، به تيم تدوين كننده قانون اساسي و كابينه، حكومت رسمي را به كلي ناديده گرفته است.
يعني دقيقاً همان موضعي كه سرلشكر هفتر در بيانيه غيرقانوني زمستان گذشتهاش اتخاذ كرده و صراحتاً دولت و مجلس ليبي را منحل و قانون اساسي را ملغي اعلام كرده بود، بنابراين به نظر ميرسد كه سرلشكر هفتر در فاصله چند ماه گذشته، مقدمات تحقق عملي مفاد بيانيهاش را فراهم كرده و با ديدارهاي متعدد با برخي از سران غرب و ارتجاع منطقه چراغ سبزهايي را براي اقدامي كودتاگونه در ليبي دريافت كرده است.
با اين حال شخص «هفتر» طي مصاحبه روز گذشتهاش با يك روزنامه عرب زبان، در پيش گرفتن چنين روندي را تكذيب كرده و بر حمايت ازشيوههاي دمكراتيك و همچنين ازضرورت ادامه فعاليتهاي جاري براي تدوين قانون اساسي، دفاع كرده است؛ اما اين نكته را نيز يادآورشده كه، مقابله با گروههاي مسلح تكفيري از الزامات حياتي براي ليبي است و وي پارلمان اين كشور را كه از اين گروهها حمايت ميكند، به رسميت نميشناسد.
بديهي است كه اين اظهارات به خودي خود، نميتواند انكار كننده اقدامات اين سرلشكر بازنشسته براي قرار گرفتن در رأس قدرت باشد؛ به خصوص كه او كوشيده (دربيانيه سه ماه پيش) و ميكوشد (در عمليات مسلحانه عليه گروههاي تكفيري) خود و مجموعه نظامي و شبهنظامي تحت رهبرياش را، به عنوان نجات دهنده ليبي معرفي كند و ازسوي ديگر، با سركوب اين گروهها كه به نوعي به حمايتهاي مالي و تبليغاتي قطر وابسته بودهاند، رضايت رقباي اين اميرنشين خليج فارس، يعني رضايت سران عربستان كويت و امارات و در نتيجه حمايتهاي ضروريشان را درآينده كسب كند و اين موضوع زماني محتملتر به نظر ميرسد كه بدانيم سرلشكر هفتر علاوه برديدارهاي پنهاني با سران ارتجاع عرب، با سران و مقامات برخي از دولتهاي غربي نيزديدارهاي مشابهي داشته است.