
هاليوود در يكي از آخـرين سينماي فانتزيهاي اكشن و ابرقهرمانانه خود پايش را از محدودهاش كمي آن طرفتر ميگذارد و در عملياتي جنگي تهران را فتح ميكند؛ فيلم «ربوكاپ» يا پليس آهني، جديدترين محصول سينماي امريكا است كه دنباله روي فانتزي «آرگو» و در راستاي آرزوي ديرينه امريكاييها براي به ثمر نشاندن عمليات جنگي در پايتخت ايران است؛ فيلمي كه اما جز شكست برآيندي براي سرمايهگذارانش ندارد.
به گزارش « جوان»، از قضا هاليوود و سينماي امريكا علاقه وافري به پيشبرد عمليات نظامي و سياسي در خاك ايران و پايتخت دارد؛ بعد از عمليات شكستخورده صحراي طبس، تهران و ايران به مثابه طلسم غير قابل گشايش و دست نيافتني براي امريكاييها بوده است؛ از اين رو جاي تعجب نيست كه پياده كردن موفقيتآميز عملياتي از جنس عمليات «پنجه عقاب»در ايران هميشه در مخيله و رؤياي غرب جولان ميداده است. تجلي اين حقيقت را ميتوان در شماري از فيلمهاي اخير سينماي هاليوود و محتوايشان جستوجو كرد. بعد از فيلم «آرگو»كه طي آن يك مأمور امريكايي سازمان سيا مخفيانه وارد تهران ميشود و در عملياتي موفقيتآميز كارمندان سفارت اين كشور را از خاك ايران خارج ميكند حالا امريكاييها سعي دارند تب آمال و آرزوهاي دست نيافتني خود را در ابعادي بزرگتر و با حمله نظامي رباتهاي خود به ايران، فتح خيابانهاي سطح شهر تهران و نيز هدايت هواپيماهاي جنگيشان بر فراز آسمان آبي پايتخت كشورمان اندكي فرو بنشانند اما فيلم «ربوكاپ» كه بازپرداخت فيلمي با همين نام در دهه 80 ميلادي است آنقدر اغراق ميكند و مخاطب را از خود ميراند كه دست آخر نتيجه معكوس ميدهد.
در تريلر فيلم «ربوكاپ» خيابانهاي تهران به زيباترين شكل ممكن بازسازي شدهاند، در سطح خيابانها رباتهاي نظامي امريكايي در ابعاد مختلف به چشم ميخورند، خبري از هيچ گونه مقابله نيروهاي نظامي ايران نيست و اين گونه به نظر ميرسد كه امريكاييها با قدرت تمام كل شهر را به تسخير خود در آوردهاند. در اين فيلم يكي از شخصيتهاي امريكايي ميگويد كه اين رباتها قرار است براي مردم خوب سطح شهر تهران امنيت و آرامش را به ارمغان بياورند اما در عمل مخاطب حس ديگري از اين فيلم ميگيرد. در واقع اين بار امريكاييها به رغم هزينهكرد هنگفت خود در ساخت فيلمي با تحقيقات و جلوههاي ويژه فراوان به نظر ميرسد كه با يك شكست بزرگ مواجه شده باشند.
بسياري از ما پيشتر مخاطب فيلم «ربوكاپ 1» بوديم كه بيش از 15 سال پيش از شبكه سوم سيما بارها و بارها پخش شد ؛ فيلمي متوسط از نظر كيفي و محتوايي كه 27 سال پيش ساخته شده بود. اكنون بسياري از كارشناسان سينمايي به اين موضوع فكر ميكنند كه چرا هاليوود دوباره ريسك رفتن به سراغ اين فيلم تخيلي را پذيرا شده است. از همان ابتدا ميان اين كارشناسان هيچ خوشبيني درباره بازپرداخت فيلم «ربوكاپ» پائول ورهوون وجود نداشت. وقتي كه قسمت اول اين فيلم هنوز كه هنوز است از نظر كيفي و محتوايي كماكان كارشناسان امروزي سينماي غرب را شوكه ميكند چه نيازي به بازپرداخت آن وجود داشت ؟ اما بدتر از همه آن است كه اين ربوكاپ جديد كارش را از يك تهران آفتابي آغاز ميكند؛ جايي كه رباتها، تانكهاي بدون سرنشين و سربازان اندرويدي امريكايي در سطح شهر تهران گشت ميزنند تا صلح را به عنوان جزئي از اهداف «عمليات آزادي تهران» برقرار كنند. مثلاً به واسطه اين عمليات قرار است كه مردم خوب تهران احساس امنيت و آرامش كنند. يك مجري تلويزيوني حراف امريكايي كه وسط يكي از خيابانهاي تهران آزادانه ايستاده و با لبخند گزارشش را ميخواند، اين اخبار به زعم خود موفقيتآميز را از راه دور با مردم امريكا به اشتراك ميگذارد. جالب آنجاست كه در اين صحنه مخاطب به هيچ وجه امنيت و آرامش را در چهره شهروندان خوب تهراني نميبيند؛ در چشم مرد و زن ايراني كه توسط رباتهاي ايراني تفتيش ميشوند چيزي جز ترس ديده نميشود. آنها به معناي واقعي كلمه وحشت كردهاند.
صحنههاي بعدي فيلم مخاطب را بيشتر شگفتزده ميكند؛ شماري از شهروندان خوب تهراني براي اعتراض و نشان دادن نارضايتيشان از حضور رباتهاي غولآساي بيگانه و ترسناك در سطح شهرشان تصميم ميگيرند كه وارد عمل شوند. در صحنهاي از يك خانه ايراني كه به خانههاي جنگزدگان سوماليايي شباهت دارد، تعدادي از مردان ايراني با بستن بمب به خود قصد حمله و مقاومت در برابر رباتهاي امريكايي دارند. از قضا سينماگر هاليوودي قصد داشته در اين صحنه از مردم ايران، تصويري از تروريستهاي تكفيري را به نمايش بكشد اما عجيب است كه مخاطب در اين صحنه بيش از هر چيز به اين مردم وحشتزده حق ميدهد. يك منتقد امريكايي در سايت نقد فيلم «فيلك فيلاسفر»مينويسد: «مات و مبهوت ماندم. آيا اين فيلم تصويري ترحمآميز از بمبگذاران انتحاري ايراني را به نمايش نميگذارد؟ به اين موضوع فكر كردم كه آيا كسي به دليل ساخت اين فيلم فكر كرده است؟ آيا اين فيلم را براي مثال به عنوان تفسيري از جنگ هواپيماهاي بدون سرنشين فعلي امريكا ساختهاند؟ از اين بابت بيشتر حيرتزده شدم.»
برخي كارشناسان ميگويند كه فيلم «ربوكاپ» عمليات آزادسازي تهران تعميمي به روش مقابله با جرم و جنايات گسترده در شهر قديمي «ديترويت» امريكا و طرفداري از طرح خصوصيسازي نيروي پليس است كه در سال 1987 ميلادي با مقاومت گستردهاي از سوي افكار عمومي امريكا مواجه شده بود. اما به نظر ميرسد كه اين فيلم چند هدف ديگر نيز داشته است: بازنشر شعار عمليات صلحجويانه نظامي امريكا در خاك ديگر كشورها، به تصوير كشيدن قدرت جنگندههاي هوايي اين كشور، بسط و گسترش نگاه از بالا به پايين امريكا در قبال كشورهاي جهان سومي و نيز فرونشاندن عقده و ميل وصفناپذير اين كشور به انجام عمليات نظامي موفقيتآميز در خاك ايران. اما جالب آنجاست كه ماحصل فيلم بيشتر به يك مضحكه و فانتزي خندهدار شباهت دارد و شايد به همين دليل فيلم «ربوكاپ» با قبول تجربه يك شكست كامل در گيشه بيسر و صدا روي پرده آمد و بيسر و صدا پرده را ترك كرد.