به گزارش خبرنگار ما، شب حادثه مأموران كلانتري 128 نواب از حادثه خونيني كه براي يكي از مأموران پليس در حوالي خيابان رودكي اتفاق افتاده بود با خبر و در محل حاضر شدند. وقتي مأموران به محل حادثه رسيدند دريافتند ستوان سوم هادي جواندلاور هنگام گشتزني در محدوده استحفاظي از سوي يكي از اوباش نواب با نارنجك دستساز هدف قرار گرفته و به شدت از ناحيه سر مجروح و به بيمارستان لقمان منتقل شده است. از طرف ديگر معلوم شد ستوان سوم دلاور لحظاتي قبل از حادثه در پي تماس شهروندي با سامانه پليس مبني بر مزاحمت چند پسر شرور در يكي از بوستانهاي محدوده نواب تهران براي بررسي ماجرا در محل حاضر شده بود. همچنين تحقيقات ميداني پليس نشان داد نارنجك از يك ساختمان چند طبقه به طرف مأمور پليس پرتاب شده كه بعد از اصابت ابتدا به كلاه ايمني برخورد كرده و با توجه به قوي بودن بمب، كلاه ايمني وي را متلاشي و آسيب جدي به سرش وارد كرده است.
سپس مأموران بررسيها خود را در بيمارستان متمركز كردند كه مشخص شد وي بر اثر اين حادثه از هوش رفته و در بخش مراقبتهاي ويژه تحت درمان است. بعد از تشكيل پرونده، مأموران به دستور داديار شعبه دوم دادسراي امور جنايي، تحقيقات خود را براي شناسايي عامل يا عاملان اين حادثه آغاز كردند. مأموران پليس در جريان اين حادثه سه پسر جوان را به نامهاي فرشيد - 23 ساله، احمد - 22 ساله و پرويز - 22 ساله شناسايي و دستگير كردند. فرشيد در بازجوييها به جرم خود اعتراف كرد و گفت كه شب حادثه به همراه دوستانش بوده و او نارنجك دستساز را به طرف مأمور پليس پرتاب كرده است. بعد از اين حادثه متهم به دستور قاضي پرونده روانه زندان شد. در حالي كه تحقيقات درباره اين حادثه ادامه داشت ستوان سوم هادي جوان دلاور در بخش مراقبتهاي ويژه تحت مراقبت پزشكي قرار داشت و به علت وضعيت خاص امكان انتقال وي به بيمارستان ديگري ميسر نبود تا اينكه صبح روز گذشته روي تخت بيمارستان فوت شد. پس از شهادت پليس وظيفهشناس، متهم به دستور قاضي جمشيدي بازپرس ويژه قتل دادسراي جنايي در اختيار كارآگاهان مبارزه با قتل پليس آگاهي قرار گرفت. پيكر شهيد ساعت 9 صبح امروز از مقابل ستاد فرماندهي انتظامي تهران بزرگ تشييع ميشود.
گفتوگو با خانواده شهيد هادي جوان دلاور پدر هادي در حالي كه اشك تمام صورتش را پوشانده بود درباره اخلاق و روحيات پسر شهيدش به خبرنگار ما گفت: هادي پسر باادب و مهرباني بود. او علاقه شديدي به خدمت در پليس داشت به خاطر همين بعد از اينكه مدرك فوقديپلم خود را گرفت، بلافاصله در آزمون استخدامي پليس شركت كرد و قبول شد. او از اينكه توانسته بود در نيروي انتظامي خدمت كند، خيلي خوشحال بود. او به من و مادرش احترام زيادي ميگذاشت به طوريكه در هر كاري ابتدا از ما اجازه ميگرفت و چنانچه ما موافقت ميكرديم آن كار را انجام ميداد. او هنگام استخدام شدن در پليس هم از ما اجازه گرفت و ما دعا كرديم عاقبت به خير شود كه خدا را شكر عاقبت به خير هم شد. قاسم، برادر شهيد هم به خبرنگار ما گفت: برادرم علاقه زيادي به شغلش داشت و هر گز احساس خستگي نميكرد. او دوست داشت هميشه به مردم خدمت كند. برادرم تازه همسرش را عقد كرده بود و همه ما آرزو داشتيم براي او جشن عروسي بگيريم كه اين حادثه رخ داد. وي ادامه داد: ساعت 10 و 30 دقيقه شب حادثه به ما خبر دادند كه هادي زخمي شده و در بيمارستان لقمان بستري است. همگي به بيمارستان رفتيم كه متوجه شديم برادرم بر اثر اصابت بمب دستسازي به سرش به كما رفته است. وي افزود: برادرم خيلي با ايمان و معتقد بود به طوريكه هميشه با خودش يك جلد قرآن جيبي و يك دعا همراه داشت و خيلي براي من جالب بود كه وقتي لباس خونياش را تحويل گرفتيم به غير از كارت شناسايياش فقط همان قرآن و دعا همراهش بود. وي با انتقاد از مراسم شب چهارشنبه آخر سال گفت: اين چه مدل شادي است كه متأسفانه بعضي افراد در چهارشنبه آخر سال انجام ميدهند. اين مراسم بيشتر شبيه ميدان جنگ است تا شادي. متأسفانه چند سالي است كه بعضي از اوباش براي هيجانات كاذب خود بمبهاي دستساز ميسازند و بعد از پرتاب كردن آن در كوچه و خيابان، خانوادههايي را عزادار ميكنند و به نظر من تاوان سخت و بزرگي است كه بعضي خانوادهها بايد براي شادي كاذب اين افراد بدهند. وي درباره پيگيري شكايت از متهم گفت: بعد از حادثه ما پيگير شكايت خودمان نشديم و معتقد بوديم صبر كنيم تا وضعيت جسماني هادي مشخص شود. چون قرار بود اگر هادي از اين حادثه سالم به آغوش خانوادهاش برگردد، خودش درباره شكايت و پيگيري آن تصميم بگيرد اما امروز از متهم شكايت كرديم. وي همچنين درباره اهداي عضو شهيد گفت: برادرم در طول مدت بستري چندين بار به هوش آمد و از هوش رفت. تيم پزشكي هم در اين مدت درباره اهداي عضو هادي چيزي به ما نگفت چون مرگ مغزي او تأييد نشده بود اما چنانچه تيم پزشكي اين پيشنهاد را ميداد، خانواده ما حتماً موافقت ميكرد.