اين روزها در ميان آلايندههاي متعدد هوا كه آسمان پايتخت را به تصرف خود در آوردهاند، بنزين توليد داخل (بهرغم قطع توليد آن) خود حكايتي ديگر دارد؛ به گونهاي كه در حال حاضر اين خودكفايي مرگبار(!) متهم رديف اول پرونده هفتاد من كاغذ مرگ و ميرها و بيماريهاي ناشي از آلودگي هواست و اين حكايت مصداق تمثيل «چاه نكنده منار دزديدن» را به ذهن متبادر ميكند.
شايد اگر احمدينژاد در نشست خبري سال 1389 و تحت تأثير تحريمهاي جديدي كه به كشور تحميل شده بود، كمي محتاطتر عمل ميكرد كار به اينجا نميكشيد. رئيسجمهور سابق درست چند روز قبل از امضاي قانون تحريم ايران از سوي غرب وعده داده بود كه در صورت تحريم بنزين، دولتش ميتواند در عرض يك هفته توليد بنزين داخلي خود را از 20 تا 30 ميليون ليتر افزايش دهد و كشور را از اين حيث خودكفا سازد! گرچه اين وعده عملي نشد و رقم توليد بنزين داخلي به اين شاخص نرسيد اما پس از امضاي قانون تحريم، توليد بنزين داخلي آغاز شد و اين سرآغاز بخش عمدهاي از مشكلات زيست محيطي شهري كلانشهرها به ويژه پايتخت بود.
در واقع رئيس دولت گذشته در يك اقدام احساسي هيچگاه به كيفيت سوخت توليدي فكر نكرده بود و هدف وي فقط ارتقاي سطح كمي توليد بود. حالا بعد از زماني بالغ بر يك سال كه از استقرار دولت يازدهم بر مسند امور گذشته، اين واقعيت محرز و مسلم شده كه بخش عمدهاي از مشكلات هواي كلانشهرها از همين مقوله يعني بنزين وطني نشأت ميگيرد.
در اين رابطه معصومه ابتكار، رئيس سازمان حفاظت محيطزيست دولت يازدهم بارها بر قطع توليد و عدم مصرف بنزين داخلي تأكيد و تصريح داشته و راه چاره را در واردات بنزين استاندارد دانسته است. در اين رابطه نيز بحثهايي به وجود آمد كه محور آن دخالت داشتن رئيس سازمان حفاظت محيطزيست در واردات بنزين بود كه اثبات صحت و سقم اين بحث هدف اين نوشتار نيست گرچه منظر بسياري از مسئولان و كارشناسان محيطزيست شهري به نگاه خانم ابتكار نزديكتر است.
با اين وجود روز گذشته بيژن نامدار زنگنه، وزير نفت در گفتوگو با «ايرنا» از واردات بنزين و گازوئيل پاك و استاندارد از اواخر شهريور امسال خبر داده كه قرار است در هشت كلانشهر كشور توزيع شود. وي در ادامه به صورت رسمي اعلام كرده است كه بنزين پتروشيمي داخلي داراي بنزن و آروماتيك بالاتر از حد مجاز است و در اين رابطه توضيح داده است مسئلهاي كه به تازگي كشور را دچار مشكل كرده بنزين توليد شده در پتروشيمي برزويه بوده است كه اساساً محصول توليد شده اين واحد در كشور بنزين نبوده است زيرا اين محصول حاوي يك سري مواد هيدروكربوري بوده كه با بنزين مخلوط و در شرايط اضطرار در كشور مصرف ميشده است. وزير نفت اينگونه ادامه ميدهد: «از زماني كه من مطمئن شدم اين بنزين (توليد پتروشيمي برزويه) داراي بنزن و آروماتيك بالاتر از حد مجاز بوده و با اشكال همراه است، دستور قطع آن را صادر كردم و به همان ميزان واردات را افزايش داديم.»
با اين حال بايد نشست و ديد كه بنزين وارداتي چند درصد از آلودگي هوا را حل ميكند؟ زيرا همانگونه كه بخش عمدهاي از آلودگي هوا به بنزين داخلي مربوط ميشود، قاعدتاً بايد با قطع توليد آن و واردات بنزين يورو 4 بخش عمدهاي از آلودگي هوا نيز از بين برود. اميدواريم چنين شود.
با همه این تفاسیر راه حل این نیست که تولید داخلی را قطع کنیم وبجای ان وار دکنیم بلکه ازمسئولین محترم بخصوص وزارت نفت انتظار داریم همزمان با واردکردن بنزین درحد نیاز بشرطیکه مثل خونهای واراداتی از فرانسه نشود برای بالابردن تولید داخلی مرغوب حداکثر سعی خودرا بنمایند که اگر بخواهند انشاله موفق میشوند