کد خبر: 645742
تاریخ انتشار: ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۷:۴۳
اولاد آدم
ابوي مي‌گويد: من نمي‌فهمم اينكه 40 ميليون نفر در ايران كار نمي‌كنند، يعني چه؟ مفتخورها!
مي‌گويم: يعني 5/6 ميليون نفر از جمعيت كشور در فاصله سال‌هاي 84 تا 92 بر تعداد افراد غيرفعال كشور افزوده شد و در حال حاضر 40 ميليون نفر از جمعيت كشور نه شاغلند و نه بيكار و با اينكه در سن كار قرار دارند اما در توسعه كشور نقشي ندارند و صرفاً مصرف‌كننده‌ هستند.
ابوي: يعني اين 40 ميليون متكي به 24 ميليون نفري هستند كه امروز جزو جمعيت فعال اقتصادي كشور محسوب مي‌شوند؟
مي‌گويم: آمار كه اينطور مي‌گويد. فقط نمي‌دانم كه آن 24 ميليون كار مي‌كنند يا نه فقط حقوق كار كردن را مي‌گيرند؟
ابوي مي‌گويد: پس اين چرخ زندگي مردم به چرخ سانتريفيوژ ربطي نداشت. مردم خودشان چرخشان را نمي‌چرخانند. حالا خوب است 24 ميليون جمعيت شاغل داريم.
مي‌گويم: 24 ميليون هم كه نه!
مي‌گويد: چطور؟ همه اين 24 ميليون كه وكيل و وزير نيستند كه بيكار بچرخند و پول بگيرند. لابد كار مي‌كنند ديگر!
مي‌گويم: در جمعيت حدود 24 ميليون نفري فعال اقتصادي كشور در سال گذشته زنان خانه‌دار، سربازان، دانشجويان و دانش‌آموزان با سن بالاي 10 سال نيز وجود دارند كه جزو جمعيت فعال اقتصادي كشور محسوب شده‌اند.
ابوي: تكليف ما را روشن كن. با اين حساب كه چيزي ته قصه نمي‌ماند. پس اين خود‌اظهاري مردم كه 40 درصدشان زير 600 هزارتومان در ماه درآمد دارند درست بود؟
مي‌گويم: بله. چون حتي اگر درآمد هم نداشته باشند در همين دسته 600 تايي‌ها قرار مي‌گيرند.
ابوي مي‌گويد: يك كاري بكنند. يك شغلي ايجاد بكنند. حداقل بيمه بيكاري بدهند. اينطور كه نمي‌شود روز به روز آدم‌ها بدبخت‌تر بشوند. يارانه را دوبل كنند. نمي‌دانم يك منحني نشان بدهند. . . نموداري. . . چيزي. . .
مي‌گويم: باز داريد جوش مي‌آوريد. مگر روي نفت خوابيده‌ايم كه اين حرف‌ها را مي‌زنيد؟ تازه شايد مردم از اشتغال خودشان، خود‌انصرافي داده‌اند! كمپين خاموش خود‌انصرافي كاري در راستاي استمداد دولت تدبير و اميد.
مي‌گويد: مگر مي‌شود؟
مي‌گويم: وقتي كه كارفرما حقوق نمي‌دهد، بيمه نمي‌كند، امكانات ايمني و بهداشتي وجود ندارد و كسي هم نيست كه نظارت و بررسي كند، خب شما باشيد خود‌انصرافي نمي‌كنيد. كار بكنيد و بعد ماليات بدهيد بابت پولي كه كارفرما از شما خورده!
مي‌گويد: چرا! راست مي‌گويي. علماي علم اقتصاد اگر اين مشكل را حل مي‌كردند كه ديگر بيكاري وجود نمي‌داشت. پس دولت چه جوري پول توليد مي‌كند؟ با بالا و پايين بردن دلار؟ شيب‌بازي؟ آزاد كردن پول‌هاي بلوكه شده؟
(حرفش را ناشنيده مي‌گيرم تا وارد معقولات نشويم) مي‌گويم: تازه وقتي كه بناست برويد سر كار و روزي دست كم پنج تا ده هزار تومان هزينه اياب و ذهابتان بشود و از اتوبوس و مترو و تاكسي هم خبري نباشد، مگر زبانم لال مغز خر خورده‌ايد؟
مي‌گويد: عجب! كه اينطور؟ پس تكليف توسعه كشور چه مي‌شود؟
مي‌گويم: در اين مورد فقط من و شما دلواپسيم.
مي‌گويد: فقط 2 نفر؟ هيچكس ديگر دلواپس نيست؟ برو سر كوچه دست ربيعي را بگير بياور! حداقل تا سه نشه بازي نشه. بعدش هم خوبيت نداره سر كوچه مي‌ايستد. در و همسايه، عهد و عيال دارند.
مي‌گويم: هيس! اگر بفهمند، شاكي مي‌شوند. فعلاً بحران‌هايي وجود دارد كه از آنها بايد بگذريم....
مي‌گويد: چه كسي بفهمد؟
مي‌گويم: دولت فرضي!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار