کد خبر: 645528
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۷:۱۷
اولاد آدم
ابوي مي‌گويد: علي ربيعي در تبريز گفته است كه «زاييده جهاني شدن برندي شدن است.»
مي‌گويم: زاييده؟
مي‌گويد: ربيعي‌؟ نه هنوز! فكر نكنم. نم پس نمي‌دهد. برند تدبيري‌هاست. بعيد است. نامبر وان سخن‌پراكني دارد مي‌شود. گمانم استاد اقتصاد بوده و رو نمي‌كرده. اسمش را يواشكي رد كرده‌اند آنور براي نوبل و اين حرف‌ها...
مي‌گويم: پس منظورش از «زاييده» همان «لازمه» است.... نمي‌داند كه جهاني شدن فقط در عرصه اقتصادي نيست! تا روند جهاني شدن در عرصه‌هاي علمي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي رخ ندهد، برندسازي اقتصادي دردي را دوا نمي‌كند. اين تعريف او مال قبل از 1960 است، قبل از انقلاب ارتباطات. بعد از آن را مطالعه نكرده. نكند دستخط فرد ديگري را مي‌خوانده؟ مثلاً اجداد سبيل اندر سبيل وزيرش را! ديگر چه گفته اين قند پارسي؟
مي‌گويد: گفته «بايد مصرف داخلي ما مصرف ملي باشد.»
مي‌گويم: حرف خوبي است. حالا چه مصرف مي‌كند؟ مصرف مي‌كنيم؟ مصرف مي‌كنيد؟ مصرف مي‌كردند؟ مصرف خواهند كرد؟...اصلا بي‌خيال. چرا من دارم مصرف داخلي‌مان را صرف و اسراف مي‌كنم؟ خوب است آدم مصرفش داخلي باشد. مصرف ملي باشد؟ آدم كه مصرفش را نمي‌دهد ديگران مصرف كنند!
مي‌گويد: گفته «هنوز در كشور نتوانسته‌ايم تعهدات اخلاقي را رشد دهيم.»
مي‌گويم: تعهدات اخلاقي مردم كه درست است. تعهدات اخلاقي چه كساني را نتوانسته رشد بدهد؟ وزرا؟ وكلا؟ مديران؟ پزشكان؟ واسطه‌ها و دلالان؟ امثال بابك زنجاني؟ مهاجران افغان؟ تيم ملي؟ سفراي خارجي؟
مي‌گويد: گفته «ايرانيان دلواپس سفره‌هاي خود هستند و دلواپسي ما كار و تلاش است.»
مي‌گويم: خب آنها از ايرانيان يك قدم جلوترند. دلواپس سفره‌هاي خود نيستند. آنها دلواپسند كه كار و تلاش ما ادامه يابد تا سفره آنها از رونق نيفتد. اين ديگر يك رابطه دو طرفه نيست، يكسويه است. خيلي رك شده است اين وزير ما. شفافيتش دارد از همه مي‌زند بالاتر. خودش‌هاله نور نشود يك وقت؟ خوب شد يك عده گفتند دلواپس مذاكرات اتمي‌اند، اينها واژه دلواپس را ياد گرفتند! يعني فهميده‌اند كه از بيسوادها هم مي‌شود چيز ياد گرفت! نكند بيسوادها باسوادند؟
مي‌گويد: گفته «بابا آب داد و نان داد» اشتباه است.
مي‌گويم: راست گفته است. بابا آب نداد و نان نداد، درست است. بابا با اين شيب تند، پول برق را بدهد يا آب؟ پول نان را بدهد يا گاز؟ بابا بايد ببيند به كه بايد رشوه بدهد تا سبد كالا بگيرد. بابا چون شغل و بيمه ندارد، سبد كالاي مفتكي هم ندارد.
مي‌گويد: گفته «تبريز براي ما استان نيست.»
مي‌گويد: گفته....
مي‌گويم: بياييد از خير ربيعي بگذريم. باز آب و روغن قاطي كرده است. چرا به جاي تعميرگاه هر بار مي‌برندش كارواش؟ مردم كه دارند كارشان را مي‌كنند. خب اينها هم بنشينند و كارشان را بكنند.
مي‌گويد: خيلي‌ها نشسته نمي‌توانند كارشان را بكنند. بايد سفر بروند. بايد حرف بزنند. بايد برو و بيا داشته باشند. براي بعضي‌ها سال اول به سفر در داخل مي‌گذرد. سال دوم به سفر در خارج و خريد براي داخل. سال سوم به بيزينس در خارج و خريد املاك و باز كردن حساب. سال چهارم سفر دسته‌جمعي با عهد و عيال به خارج.
مي‌گويم: شما هم همه را با خاوري اشتباه مي‌گيريد. راستي دادگاهش تشكيل شد؟حكمش صادر شد؟ اموالش توقيف و مسترد شد؟
مي‌گويد: ما نبايد با برندهايمان اينطوري برخورد كنيم!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار