
خوشبيني بيش از حد طرف ايراني به نتيجه مذاكرات هستهاي حتي تعجب طرف امريكايي را نيز برانگيخته است. پس از انتشار مقاله جديد آقاي ظريف، وزير امور خارجه ايران در شماره جديد نشريه امريكايي« فارينافرز» كه با خوشبيني زيادي در مورد آينده مذاكرات هستهاي سخن گفته و روند پيشرفت اين مذاكرات را «به طور غيرمنتظره» توصيف كرده است، خانم مري هارف، سخنگوي وزارت خارجه امريكا با اظهار تعجب از اين حد از خوشبيني ميگويد كه در مورد به نتيجه رسيدن مذاكرات نميتوان مطمئن بود و در مورد آينده نميتوان اظهار نظر كرد.
اين در حالي است كه رئيسجمهور نيز در گفتوگوي تلويزيوني با مردم در تاريخ 9 ارديبهشت با تأكيد بر اينكه خوشبيني در دنياي سياست يا بدبيني خيلي معنايي ندارد و بايد واقعبين باشيم، ميافزايد با شناختي كه از دنيا و مسئله دارم «بدبين» نيستم، اما اينكه در شش ماه ميتوان به توافق رسيد، يا زودتر، بسته به اين است كه آنها براي تعامل آماده باشند.
ترديدي نيست كه آنچه اين روزها در روند مذاكرات هستهاي ميگذرد، دشوارترين مراحل اين مذاكرات است،چرا كه در آستانه پايان يافتن فرصت شش ماهه براي حصول توافق در مذاكرات و پيچيدهتر شدن روند مذاكرات تيم ايراني به دليل تعجيل و نداشتن دقت در پذيرش «برنامه اقدام مشترك» در آذرماه 92، اكنون براي حفظ و تثبيت حقوق هستهاي ايران با دشواريهايي مواجه شده است، كه اگر نبود حضور مقتدرانه مقام معظم رهبري و تدوين خطوط قرمز نظام براي تيم مذاكرهكننده هستهاي و البته گروه 1+5، شايد شرايط ايران در روند مذاكرات بسيار دشوارتر بود. به نظر ميآيد طرف غربي مذاكرهكننده با ايران تاكنون بيشترين نفع را از همين نوع مواجهه و گفتمان مسئولان دستگاه ديپلماسي كشور برده است، چرا كه در شرايطي كه هيچگونه نقد كارشناسانه و منطقي در داخل تحمل نميشود، طرف امريكايي طي همين ايام، با تشديد تحريمها و مجازات طرفهاي معامله با ايران عملاً تلاش دارد شكافي را كه متناسب با روند مذاكرات در بدنه تحريم ايجاد شده بود ترميم كند و فرصتهاي ايران را در بهرهگيري از ضعفها و اختلافات ميان گروه 1+5 و شركتهاي صنعتي و تجاري غربي و شرقي به حداقل برساند. اما در شرايطي كه مذاكرات هستهاي هنوز به سرانجام نرسيده و فضاي سياسي و رواني حاكم بر مذاكرات عنصر تعيينكنندهاي براي طرفين مذاكره در پيگيري اهداف و تحقق منافع اين مذاكرات است، خوشبيني زودهنگام پيامدهاي زير را به دنبال دارد:
1- ايجاد انتظار كاذب در مردم و ايجاد مشكلات اجرايي براي خود مسئولان.2- تقويت روحيه نقدناپذيري مسئولان.3- فرصتيابي دشمنان براي افزايش فشارها و تحريمها و تحميل شروط خود. 4- التهاب كاذب بازارها و شرطيتر شدن نسبت به نتايج توافقات و 5- نپذيرفتن هر گونه نقد منطقي و معطوف كردن انگيزه منتقدان به شكست در انتخابات و ...
به نظر ميآيد به جاي خوش بيني يا حتي بدبيني كاذب، مسئولان دستگاه ديپلماسي كشور بايد عمليات رواني مناسبي را در برابر طرف مذاكرهكننده غربي طراحي و اجرا نمايند. اين در حالي است كه در روزهاي اخير وقتي خانم آنگلا مركل، صدر اعظم آلمان، ايران را به رغم همكاريهاي فوقالعاده، تهديد به افزايش تحريمها ميكند و رسانههاي امريكايي از سفر دو مقام امريكايي تيم مذاكره كننده به سرزمينهاي اشغالي براي جلب نظر صهيونيستها به توافقات احتمالي و آگاهي از مواضع سران رژيم آپارتايد صهيونيستي سخن به ميان ميآورند، واكنش مسئولان ايراني تنها حمله به منتقدان داخلي است.