سفر ايرينا بوكووا، مدير كل يونسكو به ايران اگرچه سفري آرام و كوتاه توصيف شده اما مسافرت فرهنگي بلندپايهترين مقام سازمان جهاني يونسكو به ايران منجر به وقوع اتفاقاتي چون خانهتكاني يكشبه ميدان نقش جهان اصفهان براي پذيرايي از او و نيز بازي قايم موشك بناي تجاري مقابل كاخ گلستان با بوكووا و تنظيم كردن ساعت بازديد او از اين كاخ در تاريكي روز شده است. هر چند ممكن است از نظر بسياري اين اتفاقات كم اهميت جلوه كند اما جمله اين تداركات به يك حقيقت و معضل تلخ فرهنگي و اجتماعي اشاره دارند؛ معضلي به نام ناديده گرفتن منافع عمومي و ترور آن به دست منافع شخصي كه سياستگذاران فرهنگي در كشور هنوز آن را جدي نگرفتهاند!
لرزه بوكووا در اصفهان
برخي رسانهها در روز گذشته از يكشبه رنگ عوض كردن و آباد شدن ميدان نقش جهان اصفهان در آستانه ورود ايرينا بوكووا خبر دادند. پا قدم مديركل يونسكو آنقدر خوب است كه صبح روز گذشته كسبه اصفهاني به هنگام بالا زدن كركره مغازههايشان در ميدان نقش جهان با تصوير جديدي از ميدان مواجه ميشوند؛ آلودگيهاي بصري و پوشهاي ايوان واقع در مسجد اين ميدان همه جمعآوري شدهاند آن هم در حالي كه تا يك روز قبل از آمدن دبير كل يونسكو به اين شهر همه چيز در اين ميدان جهاني شده در هم ريخته و بينظم بوده است.
به محض اينكه پاي اين مهمان خارجي عالي رتبه به ايران ميرسد، شهرداري به صرافت زيباسازي اين ميدان جهاني و كنار زدن آلودگيهاي بصري از ظاهر محوطهاي ميافتد كه يكي از اولين مواريث ثبت شده ايران در جهان است و از اين رو استفاده از زيباييهاي بصري اين محوطه نه تنها حق مردم ايران بلكه حق همه مردم جهان محسوب ميشود. اقدام نهادهاي مسئول حفظ زيبايي شهري به يك شبه تميز و مرتب كردن ظاهر شهر آن هم براي ورود يك مهمان خارجي به مثابه خانهاي در هم ريخته است كه صاحبش نه براي حق خود و نه حق ديگر اعضاي خانواده براي زندگي در محيطي تميز احترام قائل است و تنها به هنگام آمدن مهمان حاضر است دستي بر سر و روي خانه بكشد. حتي اعضاي خانه هم بر حق خود واقف نيستند و به فضاي كثيف و در هم ريخته خانه عادت كردهاند.
اين اتفاق در حالي است كه بسياري از شهروندان در موقعيتهاي خاص، حقوق خاصي را براي خود قائل ميشوند اما در مورد مهمي چون آلودگي بصري ميدان جهاني نقش جهان آنها به حقوق خود براي بهره بردن از فضاي بصري ميدان نقش جهان واقف نيستند يا احقاق اين حق برايشان اهميتي ندارد. اين ناهنجاريها نيز تنها به اين سطح ختم نميشود. ميراث فرهنگي به كرات صحنه پايمال شدن حقوق جمعي است. اين موضوع از سطوح بالاي جامعه ريشه ميگيرد كه در آن بعضاً برخي منافع خصوصي به منافع ملي و عمومي ارجحيت داده ميشوند. حفظ و نگاهداشت مواريث فرهنگي- تاريخي به عنوان عناصر هويتي يك ملت در بسياري از فرهنگها و كشورها يك امر بديهي و طبيعي است؛ هيچ قدرت و اهرم فشاري نميتواند اين اصل را در هم بشكند چراكه در حوزه ميراث فرهنگي پاي حقوق و منافع ملي عموم مردم آن جامعه در ميان است. جدا از اينكه در بسياري از جوامع اروپايي مردم بر اساس فرهنگي خودجوش تحت هيچ شرايطي به خود حق تخريب و مخدوش كردن حريم مواريث تاريخي را نميدهند دولتها نيز در مرتبهاي بالاتر اولويت را تكريم حقوق عمومي و ملي ميدانند تا حمايت از منافع فردي و خصوصي.
بازديد كورمال كورمال از كاخ گلستان
در كشورمان، شدت تخريب مواريث فرهنگي و تاريخي مشتي نمونه خروار از روند خدشه وارد شدن بر منافع عمومي است. سالانه شمار زيادي از خانههاي تاريخي كه حكم شناسنامه شهرهاي متحول شدهمان را دارند به بهانه ساخت و سازهاي جديد تخريب ميشوند و مراجع قضايي در حل و فصل شكايات مالكان و رسيدگي به دعوي آنها صرفنظر از اهميت و ارزش فرهنگي اين بازماندههاي تاريخي رأي بر خروج اين آثار از فهرست ثبت ملي را صادر ميكنند كه نهايتاً به تخريب ميانجامد. البته، خروج آثار تاريخي از ثبت ملي و صدور رأي ديوان عدالت اداري مبني بر فروش يا تخريب آنها حكايت پيچيدهاي است كه در بسياري از موارد، عدالت قانون اسلامي دو راه جز خريداري شدن ملك توسط دولت يا خروج اثر از ثبت ملي يا فروش و تخريب را پيش رو نميگذارد. در مناسبات پيچيده شده عصر امروزي نيز بسياري از مالكان براي استمرار زندگي ناگزيرند كه به ملكهاي تاريخي خود به چشم اسكناس نگاه كنند و در مقابل منافع شخصي خود از منافع عمومي چشم بپوشند.
قسمت تأسفبار اين حكايت پرونده مجموعه فرهنگي – تاريخي كاخ گلستان است كه تنها اثر ثبت جهاني شده تهران در يونسكو و مايه فخر و مباهات اين كلانشهر پر تراكم است؛ محوطهاي تاريخي و قاجاري كه اين روزها حريمش به واسطه قد كشيدن يك مركز تجاري در جوارش مخدوش شده است. كاخ گلستان از همان ابتدا با پيششرط بهرهمندبودن از حريمي تاريخي ساخته شد تا مبادا در حاشيه بزرگترين بازار تهران پاساژهاي تجاري قدم علم كنند و منظر بصري اين كاخ زيبا را بر هم بزنند. اما حالا درست در ضلع شمالي اين كاخ شركت بازرگاني دلگشا در حال ساخت پاساژي مرتفع است كه اگر اين موضوع به استماع يونسكو برسد، در خروج كاخ گلستان از فهرست ميراث جهاني و قرار دادن آن در ليست ميراث در معرض خطر ذرهاي كوتاهي نخواهند كرد. در بازديد اخير دبير كل يونسكو از اين كاخ قاجاري نيز تاريكي هوا اجازه ديدن منظره حيرتانگيز تيرهاي آهني انباشته شده روي يكديگر در مقابل كاخ گلستان را به اين مقام رسمي سازمان جهاني يونسكو نداده است! شايد ساعت بازديد بوكووا تعمداً طوري تنظيم شده است كه ديدگان جهاني شاهد وقوع اين اتفاقات نامتعارف در كشورمان نباشد. در پرونده ويژه و خاص كاخ گلستان شركت بازرگاني دلگشا براي هرچه بيشتر بالا بردن طبقات پاساژ تجاري خود اقدام به طرح دعوي در ديوان عدالت اداري ميكند و خواستار ابطال رأي كميسيون ماده 5 ميشود و در مقابل نيز شعبه اول ديوان عدالت اداري بدون در نظر گرفتن اهميت تاريخي منطقه و ضوابط مصوب ناظر بر اين محدوده و از همه مهمتر بدون در نظر گرفتن منافع عمومي و ملي، رأي به ورود شكايت شاكي و ابطال مصوبه كميسيون ماده 5 را صادر ميكند. اتفاقي كه اگر بيفتد عواقب آن خروج هميشگي تنها ميراث پايتخت از ليست جهاني يونسكو است. كاخ گلستان به عنوان اثري جهاني شده نه تنها متعلق به مردم تهران و ايران است بلكه بر اساس قوانين جهاني آثار جهاني يونسكو به تمام مردم جهان تعلق دارد و بسياري از گردشگران سرتاسر دنيا تنها با انگيزه بازديد مواريث جهاني عازم كشورهاي مختلف ميشوند. از اين حيث اين ميراث تاريخي نه تنها از لحاظ فرهنگي بلكه از نظر اقتصادي نيز ميراثي حائز اهميت در اقتصاد كشور است و در نتيجه از جمله حقوق و منافع ملي و عمومي كشور محسوب ميشود. در اين شرايط هنگامي كه منفعت و سود مالي يك هلدينگ يا شركت بازرگاني بر حقوق شهروندي و منافع جمعي ارجحيت پيدا ميكند يا هنگامي كه نهادي قضايي و رده بالا چون ديوان عدالت اداري در برخورد با چنين مواردي حقوق شخصي را بر منفت جمعي اولويت ميدهد، چگونه ميتوان از تك تك شهروندان جامعه توقع آن را داشت كه منفعتهاي شخصي خود را بر حقوق جمعي ترجيح ندهند؟
به نظر ميرسد كه در جامعه ما جاي برخي ارزشهاي فرهنگي با يكديگر عوض شده است. امروزه آنچه بيش از پيش در جامعه ما ناديده گرفته ميشود، احترام به حقوق فردي و جمعي است. همه ما منهاي پراكندهاي هستيم كه در كنار هم زندگي ميكنيم. در اين همزيستي مسالمتآميز معضلات فرهنگي جامعه از كمتوجهي به حقوق فردي (من) آغاز و به بيتوجهي به حقوق جمعي (ما) ختم ميشود؛ از ميدان نقش جهان كه بهره بردن از زيبايي بصري و نظم و ترتيبش را حق خود نميدانيم تا كاخ گلستان كه براي جذب پول و سرمايه بيشتر حاضريم شاهد خروج آن از ليست جهاني باشيم!
اصلا هم اين طور نبود ميدان امام از قبل بهخاطرهفته فرهنگي خوب و تميز بود
وقتی آدمهای ...بدور از شایسته سالاری ازروی رفاقت و فامیلی به شغل و مناصب کلیدی برسند وبا ... زندگی کنند و... به چیزی فکر نکنند ... همین است . چرا دلشان بسوزد مدیرانی که در این سالها با داشتن بهترین ذمینهای کشاورزی دام داری وصیادی گوشتش را سیر و باقلی اش را واردکند باغ های مرکبات زمین های ناب کشاورزی در شمال را وابستگان دولتها خریده وبه مجتمع های تجاری وهتل ویلا تبدیل می کنند و فاضلاب خانه ها وکار خانه جات وبیمارستان ها را به رودخانه ها وخزر زیبا میریز ند چه توقعی می توان داشت . ...