باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا، بعد از سفر به ژاپن و ديدار با آكيهيتو، امپراتور و شينزو آبه، نخست وزير، وارد كره جنوبي شد. اين دو سفر در مجموع سفر دورهاي اوباما به شرق آسيا است كه بعد از كره جنوبي نوبت به مالزي و فيليپين ميرسد. قرار بود اوباما اين سفر را در اكتبر سال گذشته ميلادي انجام بدهد اما او در آن زمان درگير منازعه سياسي با نمايندگان جمهوريخواه كنگره بر سر بودجه بود. آن منازعه منجر به تعطيلي دولت فدرال شده بود و همين موضوع مانع سفر رئيسجمهور امريكا به شرق آسيا شد.
حالا كه اوباما درگير منازعهاي تا آن حد با رقباي جمهوريخواه خود نيست، فرصت پيدا كرده تا سري به متحدان آسيايي خود بزند اما در همين موقع هم امريكا درگير بحران ديگري است. جان كري، وزير خارجه امريكا، همزمان با سفر اوباما بيانيهاي را در مورد بحران اوكراين صادر كرد و در آن تندترين عبارات را عليه روسيه به كار برد. او در اين بيانيه روسيه را به تفرقهافكني، فريبكاري و بيثباتي در بحران اوكراين متهم كرد و مدعي شد كه رسانههاي روسي به صورت دائم «خيالبافيها»ي ولاديمير پوتين در مورد اوكراين را پخش ميكنند.
به اين ترتيب، نوعي تقسيم كار بين رئيسجمهور و وزير خارجه امريكا ديده ميشود. در حالي كه اوباما به شرق آسيا رفته تا سري به زنجيره سياسي از متحدان خود در آن منطقه بزند، كري همراه با او نشده تا همچنان موضوع اوكراين را دنبال كند. مقامهاي امريكايي با اين تقسيم دو هدف را دنبال ميكنند كه در هر دو هدف توجه به دو نوع متحد وجود دارد. هدف نخست مربوط ميشود به بحران اوكراين و توجه به متحدان سنتي امريكا در قاره اروپا. اين نكته حائز اهميت است كه كري درست يك روز بعد از ورود اوباما به توكيو شديدترين عبارات را عليه روسيه به كار برده در حالي كه طي چند هفته اخير بارها با سرگئي لاوروف، وزير خارجه روسيه، ديدار داشته و تا كنون از چنين عباراتي استفاده نكرده بود.
اين تندگوييهاي كري عليه روسيه در وهله نخست قوت قلبي است براي دولت موقت اوكراين كه عمليات نظامي عليه جداييطلبان در شرق اوكراين را آغاز كرده و سپس اطمينان خاطري به متحدان سنتي اروپايي ميدهد كه سفر اوباما به شرق به معناي كاهش توجه امريكا به آنها نيست و كاخ سفيد همچنان نيازهاي امنيتي قاره اروپا و به خصوص شرق اين قاره در برابر روسيه را مد نظر دارد. در مقابل، سفر اوباما به متحدان آسيايي نيز بر همين محور اما از جهت جبههبندي سياسي در آن منطقه است.
اوباما در اوج بحران اوكراين به شرق آسيا رفته تا به متحدان آسيايي خود نشان دهد كه بحران اروپايي موجب نميشود تا او نيازهاي امنيتي اين منطقه در برابر چين را ناديده بگيرد، بلكه برعكس، نيازهاي اين منطقه براي او اولويت خاصي دارد، به همين جهت است كه اوباما در ديدار خود با شينزو آبه اشاره صريحي به منازعه ژاپن با چين داشت و در اشارهاش به تماميت ارضي ژاپن حتي جزاير سه گانه را نيز ذكر كرد و گفت كه در صورت هر گونه تهديدي عليه ژاپن، امريكا در كنار اين كشور خواهد بود. نكته جالب توجه اينجا است كه دو روز قبل از ورود اوباما به توكيو، چين يك كشتي باري ژاپني را به حكم دادگاه و در ارتباط به پروندهاي مربوط به سال 1936 ضبط كرده بود.
ضبط اين كشتي و ساخت مجموعه راداري توسط ژاپن در نزديكي جزاير مورد مناقشه با چين از جمله اتفاقات قبل از سفر اوباما به توكيو بود كه نشان ميدهد تنش ژاپن و چين همچنان به قوت خود باقي است و ورود اوباما به ژاپن در اين موقع به معناي حمايت جدي واشنگتن از توكيو در برابر پكن است. اكنون، چين و تا اندازهاي متحدان اروپايي امريكا در برابر اين رژه سياسي اوباما قرار دارند و به نظر ميرسد كه بايد مواضع خود را با آن تنظيم كنند.
چين در برابر قطعنامه شوراي امنيت در مورد اوكراين رأي ممتنع داد و به اين صورت موضع ميانهاي در برابر روسيه و غرب گرفت. شايد چين در آن موقع تصور ميكرد كه بحران اوكراين موجب كمتوجهي كاخ سفيد به شرق آسيا ميشود اما سفر اوباما و اظهارنظرش در توكيو نشان داد كه جبههبندي شرق آسيا همچنان از اولويتهاي اصلي كاخ سفيد است و هيچ چيز حتي بحران اوكراين خدشهاي بر اين امر وارد نميكند.
از سوي ديگر، لفاظيهاي كري در بيانيهاش بيشتر يك نمايش سياسي است و به پاي حمايتهاي جدي امريكا از متحدان آسيايي نميرسد. اين امر بدان معنا است كه متحدان اروپايي امريكا بايد در اصل توجه به تغيير استراتژي امريكا از آتلانتيك به پاسفيك داشته باشند و ديگر نميتوانند در موازنه خود با روسيه تكيه به امريكا داشته باشند بلكه بايد اين موازنه را به وسيله تعامل سياسي با روسيه ايجاد كنند تا تنش بيشتر. به هر صورت، سفر اوباما به شرق آسيا در وضعيت فعلي چشماندازي از سياست خارجي امريكا در آينده نشان ميدهدكه بيشتر از هر كشوري، بايد چين و كشورهاي اروپايي به آن توجه داشته باشند تا در برابر اين چشمانداز، اهداف و برنامههاي خود را تعريف كنند.