کد خبر: 642033
تاریخ انتشار: ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۰۰:۵۲
امروز روز «سعدي» است
كوروش كمالي سروستاني

هر متاعي ‌ز معدني‌خيزد

شكر از مصر و سعدي‌ از شيراز

شعر و نثر فارسي‌ كه‌ در خراسان ‌بزرگ‌زاده‌ شده ‌بود و در دو پويه ‌عارفانه‌ و عاشقانه‌ و در دو شكل‌ ساده‌ و مصنوع‌ رشد يافته‌ بود، در شهر شيراز و در آثار سعدي‌ و حافظ ‌به ‌كمال‌ رسيد و اين ‌دو بر پايه ‌آثار بزرگان‌ ادب ‌فارسي ‌در برون ‌از شيراز و نيز با اتكا به‌ پيشينه ‌ادب ‌فارسي ‌در شهر شيراز بنيان ‌«مكتب‌ ادبي ‌شيراز» را پي‌ريختند، به ‌گونه‌اي ‌كه ‌با ظهور سعدي ‌در قرن ‌هفتم‌ مي‌توان ‌با كمي ‌تسامح،‌ تاريخ ‌ادبيات ‌ايران ‌را به‌ دوران ‌پيش ‌و پس ‌از سعدي ‌تقسيم ‌كرد؛ چرا كه ‌نثر معيار زبان‌ فارسي‌ و غزل ‌عاشقانه ‌با او به ‌اوج‌ رسيد و يك ‌قرن ‌بعد خواجه‌ حافظ ‌شيرازي‌، شيرازه‌ مكتب ‌ادبي ‌شيراز را توانمندتر كرد.
 
بي‌دليل‌ نيست‌ كه ‌زبان ‌و شعر و نثر سعدي ‌تا امروز زبان معيار و سنجش‌ ادب ‌فارسي‌است‌. به‌ همان‌ ميزان‌ كه‌ سعدي ‌و حافظ‌ در ساختن ‌مكتب ‌ادبي‌ شيراز وامدار شاعران ‌و نويسندگان‌ پيشين‌ خود بودند، ادب‌فارسي‌ پس‌ از آنان‌ و تا امروز وامدار و تحت ‌تأثير آثار اين‌ دو شاعر بزرگ ‌زبان ‌فارسي ‌است‌. مكتب ادبي ‌را كه ‌سعدي ‌بنيان‌ گذارده ‌بود، در بخش‌ غزل‌هاي‌ عارفانه‌ و برخي ‌از غزل‌‌هاي ‌عاشقانه‌ حافظ ‌به ‌اوج‌ مي‌رسد و «مكتب ‌ادبي ‌شيراز» شيرازه ‌مي‌گيرد.

زبان‌ شاعران ‌برجسته ‌خراسان‌ بزرگ ‌با همه ‌فاخري ‌به ‌دلايل ‌مختلفي ‌نتوانست‌به‌ «زبان‌معيار» تبديل‌شود، اما زبان ‌سعدي‌ كه‌ ريشه ‌در گنجينه ‌واژگان‌پيشين ‌دارد، با نوآوري‌هاي ‌زبان‌شناسانه ‌سعدي‌ و درك ‌مسائل ‌مورد‌علاقه ‌مردم ‌و نزديكي ‌به ‌احساس ‌و زندگي‌ آنان ‌به ‌يك‌ زبان ‌فراگير تبديل ‌مي‌شود و گلستان ‌به‌ يك‌ كتاب ‌عمومي‌. از زماني‌كه‌ «آندره‌ دوريه‌» در سال‌1634 ميلادي‌ كتاب‌ گلستان ‌را به‌ زبان ‌فرانسوي ‌منتشر مي‌كرد و تا امروز كه‌ در پايان ‌قرن‌ بيستم، ‌گلستان ‌به‌ عنوان‌ يكي ‌از 100 كتاب ‌منتخب ‌و برگزيده ‌جهان ‌توسط ‌انديشمندان‌ غربي‌ انتخاب ‌مي‌شود، سعدي ‌و آثار جاودان ‌او جايگاه‌ ويژه‌اي ‌در ذهن ‌و زبان ‌ايرانيان ‌و جهانيان ‌داشته ‌است‌.

اما پرسش ‌و دغدغه‌اي‌كه ‌امروز جامعه ‌فرهنگي ‌ايران‌ با آن‌روبه‌رو است‌، چرايي ‌عدم ‌اقبال‌ عمومي ‌به ‌آثار سعدي ‌است‌. در زماني‌ نه ‌چندان‌ دور آثار سعدي‌ در مدارس ‌جديد و قديم ‌نه ‌تنها به ‌عنوان ‌يك‌ متن ‌ادبي ‌بلكه ‌به ‌عنوان ‌متني ‌سرشار از حكمت‌ و انديشه‌ تدريس ‌مي‌شد و ايرانيان‌با آثار او انس ‌و الفتي ‌ديرينه‌ داشتند، اما امروز، در ميان ‌دانش‌آموزان ‌و دانشجويان ‌كه ‌بخش‌ عمده ‌جامعه ‌ما را تشكيل‌مي‌دهند، سعدي ‌و آثار او كمتر شناخته ‌شده ‌است‌. از سوي ‌ديگر نيز كارنامه ‌سعدي ‌پژوهشي‌ سال‌ به‌ سال ‌كمرنگ‌تر و بي‌محتوا‌تر مي‌شود. تكرار مكررات‌، چاپ‌هاي‌ جديد و بي‌تغيير كليات‌، عدم‌نوآوري ‌در پژوهش‌هاي‌ سعدي‌‌شناسانه ‌و عدم ‌حضور سعدي‌شناسان‌ برجسته‌ در فرهنگ ‌امروز ايران‌ - كه ‌به ‌سختي ‌مي‌توان ‌حتي ‌پنج‌ نفر را به‌ عنوان ‌سعدي‌شناس‌ در خيل ‌استادان ‌و اديبان ‌ايران ‌امروز يافت –كاستي ‌ديگري‌ در عرصه ‌سعدي‌شناسي ‌است‌. به ‌راستي ‌چرا امروز سعدي‌ اين‌گونه ‌مهجور است‌؟ مسئله‌ سعدي ‌چيست‌؟ پژوهشگران ‌بايد به‌ كدام ‌پرسش‌ پاسخ ‌نيافته در مورد شيخ‌ و آثارش‌ پاسخ ‌گويند؟ نقش‌ دانشكده‌‌هاي ‌ادبيات ‌و زبان‌فارسي‌ در اين‌ عرصه‌ چيست‌؟ فرهنگستان ‌زبان ‌و ادب‌فارسي‌ در اين ‌ميدان‌ چه‌ نقشي‌ دارد؟ وزارتخانه‌هاي‌ آموزش‌ و پرورش‌، فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌، آموزش‌، تحقيقات‌و فناوري‌، امور خارجه‌، شوراي‌گسترش ‌زبان ‌فارسي‌، سازمان‌ فرهنگ ‌و ارتباطات ‌اسلامي‌، صدا و سيما چه‌ مسئوليت ‌و برنامه‌اي ‌دارند؟ و آيا اصولاً دغدغه‌اي‌ در اين‌ زمينه ‌دارند؟ پژوهشگران‌ و سعدي‌شناسان‌ و شاعران‌ و نويسندگان ‌و منتقدان‌ چه ‌مي‌كنند و چه ‌بايد بكنند؟

حقيقت ‌آن ‌است‌ كه ‌در جامعه‌اي ‌كه ‌بزرگان ‌و مفاخر آن‌ مهجور شوند، بر صدر ننشينند و قدر نبينند، بنيان‌هاي‌ فرهنگي ‌و ادبي ‌آن ‌در دوران‌ رايانه‌ و اينترنت ‌و ماهواره ‌روز به‌ روز سست‌تر خواهد شد و ديري ‌نخواهد گذشت‌ كه ‌روخواني‌ آثار كلاسيك ‌ادب ‌فارسي ‌نيز رؤيايي‌ دست ‌نيافتني ‌مي‌شود. بر همه ‌ماست ‌كه ‌پيش ‌از ريزش‌، بنيان‌ها را مستحكم‌ سازيم‌. بكوشيم ‌كه ‌امروز هم ‌دير است‌.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار