کد خبر: 639301
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۶ فروردين ۱۳۹۳ - ۱۵:۴۸
جانباز 70درصد «محمدتقي فروتني» از تجربياتش در پاكسازي ميادين مين مي‌گويد
تا يك دهه پيش مناطقي در غرب كشور آلوده به مين و گلوله‌هاي عمل نكرده وجود داشت كه مثل سربازي مسلح براي ساكنان آن مناطق خطرات جاني ايجاد مي‌كردند.
آرمان شريف

 ولي امروز با همت بچه‌هاي تخريبچي آن قاتل خاموش خلع سلاح شده و زمين‌هايي كه بلااستفاده بودند به كاربري‌هاي آموزشي، صنعتي و اقتصادي تبديل شده‌اند.«محمدتقي فروتني» كه سال‌ها مسئوليت واحد تخريب در دوران جنگ را به عهده داشت، پنج بار در قامت همين مسئوليت جانباز شده ‌است. بعد از پايان جنگ لباس رزم را از تن خارج نكرده و اين بار به عنوان يك نيروي پاكسازي ميادين مين، راهي خط مقدم مي‌شود. فروتني در گفت‌وگو با «جوان» سال‌ها تجربه‌اش از حضور در ميادين مين و پاكسازي را با ما در ميان مي‌گذارد.

قبل از اينكه كار پاكسازي را در ميادين مين انجام دهيد، چند سال سابقه رزمندگي داشتيد؟

من در هفت عمليات دفاع‌مقدس حضور داشتم. از سال 61 تا پايان جنگ سابقه رزمندگي دارم و پنج بار در طول جنگ مجروح شدم و سه بار هم زماني كه مشغول كار پاكسازي بودم جانباز شدم. در عمليات خيبر يكي از پاهايم قطع شد و چندي بعد دوباره به ميدان مين برگشتم. بعد از جنگ مقام معظم رهبري فرمان پاكسازي ميادين را دادند و ما كار پاكسازي را در كنار تفحص پيكر شهدا انجام مي‌داديم. هنگام پاكسازي هم يك بار از ناحيه چشم‌هايم مجروح شدم و حدود شش ماه نابينا بودم. يك بار ديگر هم مين منفجر شد و به سينه‌ام زد و آخرين بار انفجار مين دو پايم را از زانو قطع كرد. كميته عالي پزشكي ميزان جانبازي‌ام را 92درصد اعلام كرده ولي بنياد جانبازان بالاي 70درصد ندارد و شديدترين وضع را هم 70درصد مي‌زند.

زمان جنگ به عنوان تخريبچي اعزام مي‌شديد؟

تا قبل از والفجر مقدماتي در گردان پياده بودم و بعد از آن به گردان تخريب رفتم. والفجر يك و 4، كربلاي 2 و 7، نصر 5 و 7 و خيبر و... را تخريبچي بودم.

رفتنتان به گردان تخريب دليل خاصي داشت؟

‌ قبل از اينكه آموزش رسمي تخريب را در اردوگاه شهداي تخريب در جاده آبادان- اهواز ببينم در لشكر عاشورا آموزش‌هاي جزئي به ما داده بودند. والفجر يك را با همان اطلاعات به عنوان تخريبچي رفتم و بعد از عمليات آموزش تخريب را در قرارگاه كربلا در اردوگاه شهداي تخريب زيرنظر شهيد عليرضا هاشمي ديدم. بعد از آن رفته‌رفته آشنايي‌مان با تخريب بيشتر شد. ناگفته نماند آنجا هم كه به ما تخريب را ياد مي‌دادند تعداد و نوع مين‌ها كم بود. ولي با ادامه جنگ صدام مدل‌هاي مختلف مين را از كشورهاي ديگر خريد و كار گذاشت. ما هم در حين عمل ياد مي‌گرفتيم و آموزش مي‌ديديم. من سال 63 كه 17 سالم بود مسئول تخريب تيپ بيت‌المقدس شدم و تا پايان جنگ در كردستان ماندم.

با وجود سه بار جانبازي هنگام پاكسازي، چرا باز هم اين كار را ادامه داديد؟

بعد از جنگ تا سال 76 دستور خاصي از بالا براي پاكسازي نيامده بود و فقط به ما گفته‌ بودند منطقه آذربايجان را پاكسازي كنيد. در آذربايجان غربي و كردستان به غير از اينكه با دشمن در مرز درگير بوديم در ديگر مناطق با گروهك‌هاي ضدانقلاب مي‌جنگيديم. منافقان در بالاي قله‌ها و مناطق مشرف به روستاها و جاده‌ها پايگاه مي‌زدند و دور تا دور آن را مين‌گذاري مي‌كردند. از سال 70 آرام‌آرام كار پاكسازي را شروع كرديم. چون آن زمان هيچ دستگاهي و تجهيزاتي نداشتيم، مين‌كوب روسي سديد را روي بلدوزر دي8 طراحي كرديم و اولين مين‌كوب ساخت كشور طراحي و ساخته شد. با اين مين‌كوب مي‌توانستيم پايگاه‌هايي كه شيب داشتند را پاكسازي كنيم. اما در سال 76 با دستور مقام معظم رهبري كه نيروهاي مسلح بايد پاكسازي را در اولويت كاري‌شان بگذارند به طور جدي وارد مقوله پاكسازي شديم. بر اين اساس در نيروي زميني سپاه، قرارگاه مهندسي پاكسازي تشكيل شد كه فرمانده اين قرارگاه در اروميه شدم. بعد از آن تجهيزات و مين‌ياب‌هاي جديد هم آمد. در آذربايجان غربي حدود 2500 پايگاه متروكه آلوده به مين داشتيم و در مرز و در منطقه سردشت و پيرانشهر اراضي وسيع آلوده داشتيم.

در قالب قرارگاه پاكسازي شمال غرب نيروي زميني كار را شروع كرديم و 80درصد از مناطق آلوده را پاكسازي كرديم. مدارس و مناطق صنعتي داشتيم كه دورش با مين‌هاي كاشته شده آلوده بود و زمان جنگ از اين ساختمان‌ها به عنوان پايگاه استفاده مي‌كردند و بعد از پاكسازي تبديل به زمين زراعي و مناطق صنعتي شد. الان كارخانه دام و طيور در مهاباد در جايي احداث شده كه زماني دور تا دورش ميدان مين بود و با پاكسازي منطقه كارخانه راه‌اندازي شده است. يا در پيرانشهر و سردشت اراضي آلوده را پاكسازي كرديم و بازارچه و محلي براي گمرك در آنجا احداث شد. در دشت آزادگان 8هزار هكتار را پاكسازي كرديم و هما‌نجا در سايه رشادت تخريبچي‌ها به يك منطقه بزرگ صنعتي تبديل شده است. الان 90درصد زمين‌هاي پاكسازي شده در آذربايجان غربي زراعي، آموزشي، صنعتي و اقتصادي شد‌ه‌اند. قبل از سال76 آمار تلفات مردمي در سال بيش از 200نفر بود ولي امروز ميزان تلفات به يك درصد رسيده است.

‌مي‌توان آن 80درصد را هم به 100درصد تبديل كرد؟

80درصد را فقط گروه ما پاكسازي كرده است و فكر مي‌كنم در حال حاضر بيش از 95درصد آذربايجان‌غربي پاكسازي شده است. در آذربايجان‌غربي ما هنوز با پژاك و ضدانقلاب درگيريم و هنوز مناطق كمي وجود دارد كه پاكسازي نشده است. تمامي پايگاه‌هاي متروكه آذربايجان غربي و كردستان پاكسازي شده‌اند.

بعضي از همكاران در كار پاكسازي معتقدند به دليل گذشت زمان و جابه‌جا شدن مين‌ها امكان پاكسازي 100درصدي مين‌ها وجود ندارد؟

در سازمان ملل يك مركز مين‌زدايي وجود دارد كه در دستورالعملش آمده كه در همه جاي دنيا پاكسازي را 95درصد تعريف كرده است. يعني استاندارد پاكسازي در هر جايي 95درصد است.

الان اصلي‌ترين معضل و مشكل بر سر راه كار پاكسازي را چه عواملي مي‌دانيد؟

متأسفانه در مركز افرادي هستند كه تخصص و تجربه ندارند و با كار تخريب آشنا نيستند. كساني هستند كه از تخريب سر در نمي‌آورند و نمي‌دانند پاكسازي و مين و معبر چيست؟! بچه‌هاي تخريب در زمان جنگ جزو اولين نفراتي بودند كه با گروه شناسايي مي‌رفتند و عقبه دشمن را براي طراحي عمليات شناسايي مي‌كردند. مركز مين‌زدايي تا به امروز هيچ آئين‌نامه‌اي به نام نحوه پاكسازي مناطق آلوده مين و گلوله‌هاي عمل نكرده تنظيم نكرده است. در گذشته چند ميليارد را براي توليد مين‌ياب تفتان هزينه كرديم ولي الان همه تفتان‌ها در انبار هستند و از آنها استفاده نمي‌شود. يا خريدن مين‌ياب آردواكس هيچ كمكي به ما نكرد. اگر نيروي انساني ماهر و آموزش ديده در پاكسازي نباشد خريدن تجهيزات بدون اهميت مي‌شود. تجهيزات زماني به درد مي‌خورد كه ميدان مين با تجهيزات كاشته شود. ما در سه سال گذشته بيشترين شهادت نيروي انساني را بين بچه‌هاي تخريبچي داشته‌ايم. تلفات مردمي را كم كرده‌ايم ولي شهادت بچه‌ها چندين برابر شده است. دليلش هم اين است كه در كار پاكسازي تشويق و تنبيه نداريم. اگر امروز كسي شهيد يا جانباز شود كسي نمي‌پرسد چرا اين اتفاق افتاده است. ما در سه سال اخير فقط در چهار، پنج مورد شهادت دسته‌جمعي داشته‌ايم. متأسفانه در اين چند سال نيروهاي باتجربه‌اي كه تجربه هشت سال جنگ را هم داشته‌اند شهيد شده‌اند و چرا بايد چنين اتفاقي بيفتد؟ احساس مي‌كنم مقامات بلندپايه مثل وزير دفاع در جريان كار بچه‌هاي تخريبچي نيستند.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
داود سجادی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۶:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۱/۱۸
0
1
با سلام
حدود 2 سال قبل بزیارت یکی از این فرشته گان رفتم تازه از بیمارستان مرخص شده بود ویک پایش را در راه خدا داده بود.دیدم فکر میکند گفتم به چی فکر میکنی گفت میخواهم به میدان مین بروم دارم فکر میکنم با عصا چگونه میشود وارد میدان مین شد وانرا خنثی کرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار