وجه تمايزي كه در فرهنگ ايراني وجود دارد اين است كه ما ايرانيها درست در روزهاي عيد باستانيمان، روزهاي آغاز يك سال جديد كه مهمترين اتفاقهاي هركسي رخ ميدهد، روزي به اسم روز طبيعت داريم. اختصاص دادن يك روز خاص به نام طبيعت در كمتر فرهنگ و قوميتي در دنيا سابقه دارد چون كمتر ملتي مثل پيشينيان ما به اهميت جايگاه طبيعت و فضاي سبز در ميان مردم پي بردهاند.
يكي از شاخصههاي غني بودن و اصالت داشتن هر فرهنگ و هر ملتي اين است كه به اجزاي حياتي زندگي در آيينشان توجه ويژهاي شده باشد، مثلاً ما با همه تفاوتهاي ديني كه در گذر زمان در كشورمان شاهد بودهايم ميبينيم كه هميشه، در هر عصر، با هر مردم و هر نوع اعتقادي ارزش قائل شدن براي طبيعت جزو جدانشدني روزهاي مهم زندگي مردم بوده و است.
حال تصور كنيد وقتي يك ملتي ميآيد و براي يك بخش مهم زندگي از هر موجودي مثل طبيعت يك روز خاص را تعيين ميكند، يعني اينكه به ارزش و تأثيرگذاري طبيعت در زندگي هر موجود زنده به ويژه انسان پي برده كه چنين روزي را در تقويم ملت خود جاي داده و علاوه بر اين از ما ميخواهد كه نسبت به اين روز و بحث طبيعت توجه ويژه داشته باشيم.
جاي بسي خوشحالي است كه ما ايرانيها از معدود مردماني هستيم كه ايام عيدمان در روزهاي شكوفايي و سبز شدن طبيعت قرار گرفته است. در واقع برخلاف بسياري از مردمان دنيا كه ايام عيد و نو شدنسالشان را با سرما، برف يا حتي گرماي تابستان جشن ميگيرند، ما درست همزمان با گرم شدن بهاري هوا و زنده شدن طبيعت سالمان را تحويل ميكنيم، همين نكته براي پي بردن به جايگاه و ارزش طبيعت در ميان ما كافي است.
با اين وجود همه ما تلاش ميكنيم از همان روزهاي تعطيلات توأم با سبزشدن طبيعت نهايت استفاده را براي گردش رفتن در فضاي سبز ببريم، يعني بهار بهانهاي ميشود تا دل به طبيعت بزنيم. «دل آدم از بوي طبيعت در عيد زنده ميشود» اين جمله و جملههاي شبيه به آن از معروف حرفهايي است كه در زمان عيد از زبان ما ايرانيها به دفعات شنيده ميشود.
همين طبيعت دوستي و تنوعطلبي ما ايرانيهاست كه باعث ميشود بخش مهمي از روزهاي عيد را به طبيعتگردي اختصاص دهيم. همين احساس تازگي و رغبت به مسافرت است كه در ايام عيد بيش از ساير روزهاي سال ما ايرانيها را به گشت و گذار و تفريحهاي چند ساعته و چندروزه در دل طبيعت راهي ميكند. تا اينجاي ماجرا همه چيز خوب است و انگار همه براساس ذائقه و تازگي طبيعت برنامههاي تعطيلاتمان را تدارك ميبينيم اما دردناكترين بخش اين طبيعتگرديهاي ما بقايا و آسيبهايي است كه تنها بعد از چند ساعت تفريح از خودمان برجاي ميگذاريم!
چند سالي است كه كارشناسان گردشگري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و محيطبانان منابع طبيعي تلاش ميكنند به مردم گوشزد كنند كه روش لذت بردن صحيح از طبيعت و حفظ منابع طبيعي چگونه است.
با وجود همه اطلاعرسانيها باز آمارگيري از عملكرد مردم و آسيبهاي وارد شده به طبيعت و فضاي سبز در پايان ايام تعطيلات نشان ميدهد هر سال بيش از سال گذشته مردم در حفظ اين منابع تلاش كردهاند و آمار هر سال شاهد رشد چشمگير زبالهسازي و زبالهپراكني را در بسياري از شهرهاي گردشگري كشور نشان ميدهد اما چرا؟!
چرا با وجود همه اطلاعرسانيها و فرهنگسازيها راه به جايي نبردهايم؟ چرا هر نسل جديد(بچهها) رفتارهاي طبيعت تخريبي بزرگترها را ميبينند، الگوبرداري ميكنند و به نسل بعد از خودشان منتقل ميكنند؟ چرا اين چرخه غلط همچنان در حال تكرار است؟
بياييد اين بار پيش از استقرار در يك فضاي طبيعي يك كار جديد كنيم. پيش از اتراق كردن دوربينتان (فيلمبرداري يا عكاسي) در محل ثابتي مستقر كنيد و از چهارطرف، به فاصله چند متري از محلي كه قرار است در آن اتراق كنيد، تصوير ضبط كنيد. تصويرها را ذخيره كنيد و به تكتك همراهان نشان دهيد.
در تمام مدت سفر اين تصويرها را در ذهنتان مرور كنيد و با خودتان عهد ببنديد كه بعد از تمام شدن طبيعتگرديتان و جمع كردن اسباب سفر صحنهها بايد همچنان مثل قبل باشد، اين ترفند به شما كمك ميكند نه تنها خودتان در رفتارتان دقت كنيد و دست از پا خطا نكنيد بلكه بچهها با ديدن رفتار محتاطانه شما لذت بردن درست در دل طبيعت را ياد بگيرند.
شما با اين كار در واقع با يك تير چند نشان زدهايد؛ هم نوعي از عكاسي پانورامايي را تمرين كردهايد هم غيرمستقيم خودتان و بچهها را در معرض آموزش قرار دادهايد و در آخر يك مجموعه عكس قابل افتخار از روزهاي طبيعتگرديتان به يادگار گذاشتهايد كه اين مجموعه عكس بهترين سند براي اثبات طبيعتدوستي شماست.